این فیلم را ساخته و داستان با قهرمانی آغاز میگردد که میخواهد قبل از مرگ خیالش از آمرزیده شدن راحت شود و از همین روی شروع به جمع کردن امضا از 40 مومن مینماید. با چنین روند آغازینی برای تماشاچی از همان ابتدا مشخص است با چهرهای متفاوت و صدالبته سیاه روبهرو میباشد که قصد دارد در این لحظات آخر بخشیده شود. با پیریزی چنین شخصیتی و با نگاهی که فیلمساز داشته، قصه در مسیری مشخص حرکت میکند. اکثر آثاری که در چنین حوزهای ساخته میشوند کمی با سردی در سیر داستان روبهرو هستند و کمتر دیده شده تا کارگردان در مسیر قصه با مانورهای گوناگون بتواند کمی از فضای سکون جدا گردد. اما «استشهادی برای خدا» فارغ از این اتفاق بوده و توانسته فرازهای گوناگون با استفاده از انواع قصهپردازی دقیق فضایی کاملا متنوع را طراحی کند، بدون آن که به اصل موضوع ضربهای وارد کند. قصه با معطوف شدن به شخصیت فتحی که راهبانی بیمار است با محوریت حدیث فوقالذکر، انگیزهای را ایجاد میکند تا فتحی پس از 20 سال به زادگاهش به بهانه حلالیت گرفتن، راهی شود و آرامآرام، رازهای سالهای دور، رونمایی میشود، رازهایی که از همان ابتدا مخاطب با چنین روایتی آن را حس مینمود. در ادامه داستان مشخص میشود که فتحی هنگام رفتن از روستا، زمینهای را به آتش کشیده و سپس دیار خود را ترک نموده است. اما گویا گناه او خیلی سختتر و مشکلتر میباشد و آن مرتبط به همسر فتحی است. فتحی به دنبال نرگس میگردد و نهایتا برای پیدا کردن او عازم سفری سخت و دور به کوهستان میشود. سفری برای حلالیت گرفتن از همسری که با تهمت از خود رانده و با همه حرف و حدیثها تنهایش گذاشته. چنین حوادثی، در بستر عادی یک فیلم معمولی هم تاثیرگذار است. حال با محور قرار دادن حوزه دین، این اتفاق کاملا رخنمایی میشود. تلخی و تیرگی موقعیتها که بهواسطه ناکام ماندن فتحی شکل میگیرد هر چه به پیش میرود، میتواند عمق وقایع و اتفاقات را بیشتر باز نماید. «استشهادی برای خدا» با طرح موضوعات فرعی، فضایی را ایجاد میکند که ضمن معرفی بهتر، اصل و موضوع قصه، هیچ سکون و یکنواختی در آن دیده نمیشود. پردازش شخصیتها هر کدام بجا و دقیق انجام شد. به عنوان مثال، شخصیت «گورکن» که شخصیت دوگانه دارد، سبب میگردد فضای قصه حال و هوای خاصی به خود بگیرد. در این فیلم علاوه بر آن که موضوعات بهطور جدی مورد تحلیل قرار میگیرند، سعی میشود دامنه مباحث خیلی بسته و سخت نباشد. در برخی از صحنهها بیننده شاهد است که فضای کلی، فضای طنز میشود و این بستر سبب گشته تا نفوذپذیری برخی از کلامها، بیشتر گردد، چرا که در بعضی موارد کارگردان نمیتوانست اشاره مستقیمی به حواشی موضوعات داشته باشد.
سیدامیر عطاحسینی