همسر من خودکشی کرده است

«به خاطر سه دخترمان بود که دوباره ازدواج کردم وگرنه هرگز پس از مرگ همسرم کاری نمی‌توانستم به زندگی مشترک با هیچ زن دیگری فکر کنم. اما اگر هر کس دیگری هم مثل من سه دختر بچه کم‌سن و سال داشت که باید از آنها نگهداری می‌کرد بالاخره به این فکر می‌افتاد که شاید بهتر باشد که دوباره ازدواج کند تا بتواند به شکل بهتری از فرزندانش نگهداری کند. تنها دلیل ازدواج زودهنگام من پس از مرگ کاری تنها همین بود و اصلا ادعاهایی که بر علیه من صورت گرفته حقیقت ندارد. من همیشه عاشقانه همسرم را دوست داشتم و از این که او را از دست دادم بسیار بسیار متاثر شدم. عشق ما همیشگی بود و هنوز هم در یادآوری بهترین لحظات زندگیمان همیشه با خودم فکر می‌کنم که کاش او هنوز هم بود و از بودن با فرزندانش لذت می‌برد. ما به هم علاقه‌مند بودیم و این علاقه چیزی نبود که براحتی از بین برود.»
کد خبر: ۳۰۹۳۷۵

مت بیکر اهل تگزاس تاکنون چهار بار به اتهام به قتل رساندن همسرش کاری بیکر راهی دادگاه شده است. این مرد که به عنوان یک مهندس در شرکت کامپیوتری در شهر تگزاس مشغول به کار بود متهم است که با خوراندن ده‌ها قرص خواب‌آور به همسرش او را به قتل رسانده و سپس ادعا کرده که او دست به خودکشی زده است. اتهامی که هنوز وکیل آقای بیکر نتوانسته دلیل محکمی برای آن که موکلش را تبرئه کند ارائه دهد. اتهامی که می‌تواند او را به حبس ابد بکشاند.

«من و کاری زندگی خوبی با هم داشتیم. همان طور که پزشکانش هم تایید کرده‌اند او بعد از هر یک از زایمان‌هایش دچار افسردگی شدید می‌شد و این حالات را تا مدت‌ها به همراه خود داشت. من که می‌دانستم این یک موضوع طبیعی است که بسیاری از زنان باردار دچار آن می‌شوند سعی می‌کردم تا جایی که می‌توانم با آن کنار بیایم. بعد از تولد دومین دخترمان بود که احساس کردم کم‌کم اوضاعش به جای این که رو به بهتر شدن برود، بدتر می‌شود و شکلی مزمن پیدا کرده است. از او خواستم که پیش دکتر اعصاب برود و کمک بخواهد اما زیر بار نمی‌رفت. پس از چند ماه وقتی مشغولیت‌های بچه‌ها فرصت و امان فکر کردن را از او گرفت کم‌کم اوضاع روحی‌اش هم بهتر شد. دو سال بعد «کاری» سومین دخترمان را باردار بود. گرچه پزشکش به من هشدار داده بود که ممکن است او باز هم دچار حالات روحی متفاوتی شود من خودم را برای هر عکس‌العملی از سوی او آماده کرده بودم. چند ماه آخر بارداری‌اش بشدت سخت بود و آنقدر زودرنج شده بود که حتی حوصله نگهداری از دو دخترمان را نداشت و من بناچار برای کمک به آنها پرستاری در خانه استخدام کرده بودم. بعد از وضع حمل کاری من هر روز منتظر بودم که مثل همیشه شرایط روحی‌اش رو به بهبودی برود اما انگار این بار قرار نبود که این اتفاق بیفتد. بی‌حوصلگی‌های دائمی او سبب شده بود که حتی مادرش هم نگران شود و برای نگهداری کردن از سه فرزند دخترمان که بزرگترینشان آن زمان 5 سال سن داشت به خانه ما بیاید. اوضاع خوبی نبود و من سعی می‌کردم که هر طور شده نقش همسری را ایفا کنم که درک کاملی از شرایط دارد و می‌تواند در مواقع لازم کمک‌رسان خوبی باشد.»

مت بیکر اهل تگزاس تاکنون چهار بار به اتهام به قتل رساندن همسرش کاری بیکر راهی دادگاه شده است. این مرد که به عنوان یک مهندس در شرکت کامپیوتری در شهر تگزاس مشغول به کار بود متهم است که با خوراندن ده‌ها قرص خواب‌آور به همسرش او را به قتل رسانده و سپس ادعا کرده که او دست به خودکشی زده است

بعد از تولد سومین فرزند این زوج شرایط کاری رو به وخامت گذاشت. با پیشنهاد مادر کاری، او به پزشک روان‌شناس مراجعه کرد و تحت درمان قرار گرفت. به گفته پزشکش او دچار افسردگی خفیفی بود که می‌توانست تنها با یک دوره دارو خوردن به شرایط عادی و همیشگی خود بازگردد. پس از مصرف قرص‌ها وضعیت روحی او رو به بهتر شدن گذاشت. کاری می‌توانست خودش بچه‌ها را به مهدکودک ببرد و برایشان غذا فراهم کند. آن طور که به نظر اعضای خانواده او می‌رسید اوضاع خوب شده بود و همه چیز برای این خانواده به شکل عادی بازگشته بود.

«من از این که می‌دیدم او شرایط خوبی پیدا کرده بسیار بسیار خوشحال بودم اما در عین حال از آن جایی که تحت تاثیر داروهای افسردگی بود ترس عجیبی داشتم که بچه‌ها را با او تنها بگذارم انگار می‌ترسیدم که او ناگهان بر اثر مصرف قرص‌ها به خواب برود و یا دچار حواس‌پرتی شود و بلایی به سر دخترهایمان بیاید. این بود که پرستار تمام وقتی را برایش در خانه استخدام کرده بودم تا به او کمک کند. فکر می‌کردم با این کار به او کمک می‌کنم.»

به گفته مادر کاری که در دادگاه بر علیه دامادش شهادت داده است، اختلافات آنها از چند ماه پس از تولد سومین فرزندشان شدت گرفت. کاری از این که می‌دید همسرش به او اطمینان ندارد و حاضر نیست بچه‌ها را با او تنها بگذارد بشدت ناراحت و عصبی بود و مدام از شوهرش می‌خواست که پرستاری که تمام وقت در خانه آنهاست را جواب کند. کاری مطمئن بود که می‌تواند از پس نگهداری بچه‌ها بربیاید اما از سوی دیگر آقای بیکر اصلا به او اعتماد نداشت. کشمکش‌ها بر سر این موضوع ادامه پیدا کرد و کاری به جای آن که همان روند بهبود را پیش بگیرد دوباره حالش رو به بدتر شدن رفت. با آن که می‌دانست برای نگهداری از بچه‌ها پرستار تمام وقت وجود دارد دیگر لازم نبود خودش مسوولیت زیادی به عهده بگیرد و این بود که بیشتر اوقات را با خوردن قرص‌های خواب‌آور در خواب می‌گذراند. ادامه این شرایط از نظر مادر کاری که به خانه آنها رفت و آمد زیادی داشت درست نبود و او هم بارها بر سر این موضوع با دامادش وارد بحث و مجادله شد. هرچه بیشتر در خانه آنها دعوا و کشمکش ادامه پیدا می‌کرد، کاری بیشتر و بیشتر خودش را از صحنه زندگی مشترکشان کنار می‌کشید. کار به جایی رسیده بود که دیگر حتی نمی‌دانست که بچه‌ها چه موقع به مهدکودک می‌روند و چه غذایی می‌خورند. در این حال بود که بیکر مدام به همسرش گوشزد می‌کرد که توانایی نگهداری از بچه‌هایش را ندارد و بهتر است که آنها را به حال خودشان رها کند. مادر کاری در هنگام حضور در برابر هیات منصفه در دادگاه در حالی که در جایگاه شاهدان بشدت می‌گریست، ادعا کرد که دعواهای این زوج که زمانی بسیار خوشبخت بودند، به جایی رسیده بود که کاری چند روز را در خانه مادرش سپری می‌کرد و تنها برای دیدن دخترهایش، آخر هفته‌ها را به خانه بازمی‌گشت. برای کاری خانه جهنمی شده بود که به محض آن که در آن پا می‌گذاشت، دعوا و جنجال جدیدی آغاز می‌شد.

«من می‌خواستم همسرم راحت باشد. احساس می‌کردم که توانایی این‌که از پس مسوولیت سنگین بچه‌‌هایمان برآید را ندارد و به همین خاطر به او اصرار می‌کردم که نزد مادرش بماند. شرایط روحی‌اش مدام وخیم‌تر می‌شد و بالاخره هم کاری که نباید اتفاق می‌افتاد، رخ داد.»

پس از تماس آقای بیکر با ماموران پلیس، آنها به خانه این زوج وارد شدند. جسد بی‌جان کاری در حالی که یک قوطی بزرگ خالی ‌دارو در کنارش بود و نامه‌ای مبنی بر این‌که دست به خودکشی زده، روی زمین افتاده بود، همگی نشان‌دهنده اقدام او به گرفتن جان خودش بود. پس از مراسم تدفین او بود که بالاخره مادر کاری توانست با وکیلی که حاضر شد در قبال پول کمی، این پرونده را بازبینی کند، ماجرای قتل دخترش را مطرح کند. تحقیقات نشان داد که تنها چند روز قبل از مرگ کاری، همسرش چندین ساعت را پشت رایانه‌اش و در صفحات مختلف اینترنت به دنبال داروهای قوی خواب‌آور و اندازه آنها برای آن که یک نفر را در خواب به سوی مرگ ببرد، تحقق کرده است. با وجود اثبات این موضوع به وسیله مهندس کامپیوتری که روی رایانه آقای بیکر جستجو می‌کرد و از سوی دیگر ازدواج مجدد او تنها پس از 15 روز از مرگ همسرش و شهادت یک دکتر داروخانه به فروش قرص‌های خواب‌آور به او، دادگاه به خواست خانواده کاری، آقای بیکر را به عنوان متهم در قتل این زن مورد بازخواست قرار داد.

«اتهامات وارد شده به من تنها از روی ناراحتی بیش از حد خانواده کاری از مرگ او صورت گرفته است. آنها انگار می‌خواهند با متهم کردن من، رنج خودکشی دخترشان را فراموش کنند؛ اما حقیقت چیز دیگری است که باید آن را قبول کنند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها