تمام زندگی یک بازیگر میتواند پر از حادثه باشد. حال این که این بازیگر کوچولو هم باشد. با این حال آتش پنجه حوادث تلخ زیادی به یاد ندارد. شیرینترین حادثه زندگیاش اما آشنایی با همسرش است. همسری که مانند خودش کوچولو یا کوتاه قد است: «من همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که مثل خودم باشد. من سختیهای زندگی را چشیده بودم و دوست داشتم همسرم هم با این سختیها آشنا باشد. از طریق یکی از آشناها با پدرخانمم که او هم مانند من کوتاه قد است آشنا شدم و بعدها با همسرم آشنا شدم و با او ازدواج کردم. ازدواج با او بهترین اتفاق زندگیام بوده است. پدر و مادر من قدبلند و درشت بودند اما پدر و مادر همسرم مثل خودم کوچولو هستند. الان هم 2 پسر دارم که یکی کوچولوست و دیگری هنوز معلوم نیست که بلند قد خواهد شد یا نه. اما اگر بپرسید شیرینترین حادثه زندگیام چه بوده بیشک میگویم ازدواج با همسرم.»
صحبت از تلخی که میشود آتشپنجه میگوید که زندگی تلخی و بالا و پایین زیاد دارد اما چیز زیادی در ذهنش نمانده: «چند روز پیش پسرم داشت توی حیاط بازی میکرد و یک تکهآهن روی پایش افتاد و زخمی شد. تلخترین حادثهای که به یادم میآید همین است.»