گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

ادامه بده حاج‌آقا

روزنامه‌‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «عمّار کیست؟»،«همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب»،«مثلث قدرت در قرن 21» ،«کجای راه را اشتباه آمدیم؟»،«دودکش گروههای سیاسی همچنان دود سیاه می دهد؟!»،«دهه‌ی همبستگی»،«غایب مذاکرات، پیروز شد»،«ادامه بده حاج‌آقا»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۰۹۳۲۸

جام جم:عمّار کیست؟

«عمّار کیست؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن می‌خوانید؛با تداوم و پیچیده‌تر شدن فتنه پس از انتخابات و مردود شدن برخی خواص، شرایطی بوجود آمد تا رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دردمندانه ندای «اَینَ عمّار» سر دهند. راستی عمّار کیست و چرا در بین صحابه بزرگوار پیامبر، عمّار مطرح می‌شود؟

عمّار بن یاسر، از پیشتازان ایمان به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و فرزند یاسر و سمیه، نخستین مرد و زن مسلمانی است که در راه خدا به شهادت رسیدند. عمّار شخصیت کم‌نظیر صدر اسلام است که در فتنه‌های پی‌درپی پس از رحلت پیامبر خاتم (ص) هیچ‌گاه نلغزید و همواره در کنار امیرالمومنین علی(ع) ثابت قدم و راست‌قامت ایستاد. عمّار در کنار مقداد، ابوذر و سلمان از جمله صحابه معدود و سرشناس پیامبر اسلام است که جز با امیرالمومنین(ع) با کس دیگری بیعت نکرد و در تشییع پیکر پاک حضرت صدیقه کبری(ع) حضور داشت و پشت سر علی ا‌بن‌ابی‌طالب بر پیکر ایشان نماز گزارد.

عمّار مدتی در زمان عمر والی کوفه بود و در فتح برخی از سرزمین‌ها، فرماندهی لشکر را برعهده داشت. وی از مخالفان سرسخت عثمان بود و بدلیل صراحت بیان در نقد خلیفه سوم بارها توسط او یا عواملش مضروب و مجروح شده بود. در جنگ جمل و صفین حضور فعال داشت و با توجه به احاطه او به تفسیر قرآن، فرماندهی بخشی از سپاه از جمله فرماندهی قاریان قرآن و پیاده‌نظام کوفه در جنگ صفین بر عهده او بود.

عمّار فقط یک فرمانده نظامی و جنگجوی شجاع نبود. او در نبرد با مخالفان امام علی(ع) به مناظره می‌پرداخت و نقش روشنگری و تبیین حقیقت را نیز ایفا می‌کرد. حضرت عمّار، سرانجام در سن نودسالگی و در گرماگرم نبرد صفین به شهادت رسید و باتوجه به فرمایش پیامبر که خطاب به وی فرمودند «تقتلک الفئه` الباغیه( »گروه سرکش تو را می‌کشند) شهادتش نیز ولوله‌ای در سپاه دشمن انداخت و معاویه و عمروعاص را برآن داشت تا برای خنثی کردن اثر شهادت این صحابی بزرگ که برای عده‌ای شاخص حق و باطل بود، این عملیات روانی را تدارک ببینند که قاتل عمّار کسی است که او را به صحنه جنگ کشانید!

حضرت عمّار از جمله شخصیت‌های منحصر به فردی است که علاوه بر پیامبر اسلام و امیرالمومنین، ائمه دیگر حضرت سجاد (ع)، حضرت امام محمدباقر (ع) ، حضرت امام صادق (ع)، حضرت امام رضا (ع)، حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسگری (ع) نیز در فضایل و بزرگداشت شخصیت او بیاناتی ایراد فرمودند و در زیارتنامه معروف امام هادی (ع) خطاب به امیرالمومنین (ع) از ایشان نیز یاد شده است.

جناب عمّار با همه فضایل و ویژگی‌هایی که داشت و به واسطه همین ویژگی‌ها در کنار صحابه برجسته پیامبر و امیرالمومنین نام او می‌درخشد اما همه جایگاه و ارزش او در یک جمله خلاصه می‌شود و آن این‌که او ولی زمان خویش را بدرستی می‌شناخت و با بصیرتی که داشت، نه در دفاع از امام زمان خود لحظه‌ای درنگ کرد و نه در تبیین حقیقت و روشنگری در زمان فتنه.

انسان‌های بی‌بصیرت و کوته‌بین صدر اسلام، پس از ارتحال نبی اکرم (ص) بیشتر به این توجه داشتند که صحابه سرشناس پیامبر نظرشان چیست و در کنار کدام یک از خلفا قرار می‌گیرند و با چه کسی مخالفت می‌کنند. آنها به جای توجه به خورشید، دنبال ماه می‌گشتند و از این مهم غافل بودند که همه نورافشانی ماه به واسطه انعکاس نور خورشید است و امروز نیز اینچنین است.

مردم سالاری:همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب

«همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن می‌خوانید؛مهمترین پدیده خلقت، انسان است و مهم ترین پدیده انسان بعد از خلقت، اجتماعی شدن اوست  ومهم ترین پدیده انسان اجتما عی، حکومت است و اتفاق دیگری در تاریخ انسان به وجود نیامده و نخواهد آمد. انسان با تحول و تطور، حکومت خود را به کمال می رساند و به غایت هدف انسانی خود دست می یابد.

در بحث حکومت مهم ترین مساله ای که از ابتدا مورد  توجه و عنایت بوده و هر روز اهمیت بیشتری می یابد بحث روابط و مناسبات دولت و مردم است که در قالب مباحث و نظریاتی همچون جامعه مدنی، حدود حکومت، حقوق ملت، حوزه های عمومی و خصوصی از چندین قرن پیش تا دهه های اخیر در سطح جهان و کم وبیش در ایران معاصر مطرح بوده است.

در حال حاضر با توجه به شرایط ویژه ای که کشور عزیز ما با آن مواجه است مهم ترین بحث همگرایی دولت و مردم ونقش نخبگان است که این روزها از صورت یک مقوله دانشگاهی به گستره افکار عمومی دامن کشیده است و به قول «ژان ژاک روسو» افکار عمومی قانون اکثریت، با خاستگاه قوانین و اراده عموم است. همانطور که همگان واقفید افکار عمومی مجموعه افکار افراد نیست، بلکه یک احساس «مابودن» است.

وقتی به سوال یا ابهامی که در ذهن اکثریت مطرح است پاسخ اقناعی داده نشود، هر کس پاسخی برای آن می یابد این پاسخ ها با کانال های ارتباطی  جمعی و میان فردی و امروزه شبکه های اجتماعی مجازی در معرض قضاوت دیگران قرار می  گیرد.آرام آرام اکثر افراد به پاسخ های معینی گرایش پیدا می کنند و پاسخ خود را رها می کنند، آنگاه که این گرایش به مرحله  کلام، عمل، یا رفتار در آمد در قالب یک عقیده و فکر خودنمائی می کند که آن را افکار عمومی می نامند و «احساس ما» بودن آنچنان قدرتی به وجود میآورد که هیچ کس و هیچ چیز را یارای مقابله با آن نیست. در چنین شرایطی تنها حکومت  هایی به جلو می روند که با افکار عمومی همگرایی داشته باشند و قادر به هدایت آن باشند.

بشر برای رسیدن به ساز و کار این همگرایی یعنی همگرایی دولت و مردم ناگزیر به قبول اندیشه های دموکراتیک  شد که جوهر اصول و مبانی آن را بعد از خداوند اصالت حاکمیت مردم و تاکیدبر حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی انسانها تشکیل می دهد و به دو پیش فرض ملتزم است، اول حکومت قانون، دوم پیروی از  عقل.

تشکیل احزاب و نهادهای مدنی به عنوان یک دستاورد بزرگ بشری آخرین متدولوژی بشر در دستیابی به این همگرایی است. آری احزاب و نهادهای مدنی یک سرمایه بشر است در تحقق همگرایی دولت و مردم. با چنین نگرشی افتخار می کنیم که حزب مردم سالاری در پنجم بهمن، هشتمین کنگره سالانه خود را با حضور  مهمانانی عزیز با شعار «اجرای بی کم و کاست قانون اساسی، لازمه بازسازی اعتماد عمومی» برگزار کرد.

این کنگره با درک موقعیت و ضرورت اقتدار احزاب با  استقبال بسیار خوب شخصیت های سیاسی، مذهبی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جناح های فکری  مختلف، دبیران کل احزاب، خانه احزاب، اساتید دانشگاه مواجه شد و برنامه افتتاحیه با سخنرانی های متعدد و بیان بی پرده دیدگاه ها به صورت خودجوش به یک مجمع نخبگان (لویی جرگه ایرانی) تبدیل شد و  نشان داد اگر پایبند به ساز وکار مدنی و تحمل کانون های آزاداندیشی باشیم،  راه های قانونی همگرایی در قانون اساسی پیش بینی و مسائل جامعه بهتر می تواند حل و فصل شود. مشاهده این نمونه کوچک باید راه حل هایی از این نوع را چه در سطح جامعه و چه در روش های رسانه ای گسترش دهد و تحمل حضور  و نظر مخالف درون نظام را نهادینه کند.

 اقتدار احز اب و نهادهای مدنی را  جدی بگیریم و در ماتریس اداره جامعه جایگاه ویژه برای آنها به رسمیت بشناسیم تا از قافله عقل روشی جهان باز نمانیم که اگر چنین شود هزینه گزافی را به جامعه و نسل فعلی و نسل های آینده تحمیل خواهیم کرد.

کیهان:مثلث قدرت در قرن 21

«مثلث قدرت در قرن 21» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن می‌خوانید؛از بهمن 57 که جمهوری اسلامی بر خلاف عرف معمول-و البته تحمیلی زمانه- مدل های حکومتی لیبرالیستی یا سوسیالیستی را برنتافت و با یک «نه بزرگ» هر دو اردوگاه شرق و غرب را نفی کرد؛ داستان دشمنی نظام سلطه به سرکردگی «شیطان بزرگ» با نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز گشت.

از آنجا که این دشمنی نه ظاهری و مقطعی بلکه ماهوی و پایان نا پذیر است -مگر اینکه یکی از طرفین تغییر ماهیت بدهند- از همان ایام سکانس اصلی این داستان پرماجرا و پرتنش «تغییر رژیم ایران» بوده که البته هیچ گاه سلطه گران نتوانسته اند- و نخواهند توانست- به آن دست یابند و بارها نیز به محال بودن آن اعتراف کرده اند.

طی سه دهه گذشته «نظام سلطه» و در رأس آن آمریکا از راههای مختلف و بالطایف الحیل و بهره گیری از تاکتیک های سیاسی، اقتصادی و نظامی تمام همت خود را بکار بسته و از همه توان و ظرفیت خود یاری جسته تا استراتژی دگرگونی ساختار حکومتی ایران را عملیاتی و اجرایی کند.
شرح این داستان بلند و گلاویز شدن خوی استکباری نظام سلطه با فطرت عدالت خواهی نظام اسلامی و پای فشردن به حقیقت و مقاومت و باج ندادن به زورگویان و زیاده خواهان نه در این مقال می گنجد و نه نیازی به تکرار دارد.

از بهمن ماه سال گذشته که ایران اسلامی به قوت و با اقتدار سی امین سالگرد انقلاب را جشن گرفت و در دهه موسوم به «پیشرفت و عدالت» بر شتاب حرکت خود افزود قدرت های استکباری این بار حیله دیگری به صحنه آوردند، نه برای فروپاشی- که آرزوی ناممکن آنهاست- بلکه برای کاستن از اقتدار نظام و از همین روی؛ برای تحقق خواسته شان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را نشانه رفتند.

آنچه امروز پس از گذشت قریب به 8 ماه از انتخابات می توان بدون تردید و ابهام دریافت این است که طراحی های چند لایه و تودرتوی دشمنان که جماعتی در داخل- خواسته یا ناخواسته- ماموریت اجرایی کردن آن را داشتند بر حول خدشه در مشروعیت نظام در راستای تضعیف اقتدار زبانزد ایران اسلامی متمرکز بود.

شواهد و قرائن غیرقابل انکاری وجود داشت که نشان می داد هدف یک جریان سیاسی شرکت کننده در انتخابات پیروزی در انتخابات نبود و فارغ از نتیجه انتخابات خروجی آنچه از سوی این جریان دنبال و پی گیری می شد با هدف طراحی ها و طرح ریزی های دشمنان خارجی منطبق بود: «تضعیف ساختار حکومتی نظام جمهوری اسلامی».

البته دشمنان خارجی پس از حوادث و وقایع انتخابات با استفاده از پروپا گاندای رسانه ای خود و بنگاه های خبری دروغ پراکن به غلو و بر پایه جنگ روانی سخن از «تغییر رژیم ایران» را مطرح می کنند!

«ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا هفته گذشته در مطلبی در هفته نامه نیوزویک در حالی که خود را یک رئالیست! معرفی کرد خواستار تغییر رژیم ایران از طریق اعمال تحریم های شدید شد! جالب اینجاست که مجله آمریکایی «فارین پالیسی» در مقاله ای تحلیلی راهکار این آقای واقع گرا و رئالیست! علیه ایران را احمقانه دانست.

از سوی دیگر؛ بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان غربی که «واقع گرایی» را متفاوت از «ریچارد هاس» دریافته اند معتقدند «واقعیت» آن است که «تغییر رژیم در ایران» با توجه به دلایل متعدد عملی نخواهد شد.

در همین زمینه، «دیلیپ هیرو» نویسنده روزنامه های آمریکایی نیویورک تایمز و واشنگتن پست دو هفته گذشته با انتشار مقاله ای در پایگاه اینترنتی «آسیا تایمز» تغییر رژیم در ایران را بیش از حد خوش بینانه -غیرواقع بینانه- دانست و تاکید کرد غرب باید تصور آن را هم از ذهن خود بیرون کند.

نظام سلطه و قدرت های خارجی در تمام ماه های گذشته و از زمان بروز برخی ناآرامی ها و اغتشاشات در پی انتخابات اخیر ایران به صورت پیدا و پنهان از بلواها و آشوب ها حمایت کردند تا آنجا که حتی تشریفات و عرف دیپلماتیک که خود از آن دم می زنند را رعایت نکردند و گستاخانه و بی شرمانه در اوضاع داخلی ایران دخالت کردند و سیاست بازانی چون باراک اوباما، سارکوزی، گوردن براون، بنیامین نتانیاهو، شیمون پرز و... رسماً حمایت خود از آشوبگران و اغتشاشگران را به اسم «مردم دموکراسی خواه»! علنی کردند.

اکنون پس از سیلی محکم و پرمعنای ملت در 9 دی که نظام سلطه از سرضعف و ناتوانی و شکنندگی این نمایش عظیم اقتدار را در رسانه های خود سانسور کرد! یا در پوششی تحریف شده و تنزیل یافته بازتاب داد آنها علاوه بر استفاده از فضای سایبری به دو اهرم نخ نما شده «تحریم» و «حقوق بشر» متمسک شده اند که نشان از سردرگمی آنان در رویارویی با نظام جمهوری اسلامی دارد. چرا که نظام سلطه و بخصوص آمریکا علی رغم تمام تکاپوها و تلاش هایش در هفت، هشت ماه گذشته که قصد داشتند از طریق خدشه در مشروعیت نظام در راستای تضعیف اقتدار ایران اسلامی به اهداف شوم خود برسند بار دیگر ناکام ماندند و دیدند که القای شبهه در سلامت انتخابات به منظور زیر سأال بردن مشروعیت نظام کارگر نیفتاده و امروز قاطبه ملت علی رغم شکل گیری فضای فتنه- که خروجی جنگ نرم است- در پس از انتخابات به سلامت انتخابات اطمینان و باور دارند.

رهبر معظم انقلاب در دیدار هفته گذشته مردم مازندران با ایشان، عبرت نگرفتن دشمنان ملت ایران از بی اثر بودن توطئه های قبلی و تلاش برای برنامه های جدید و در عین حال تکراری را ناتوانی دشمن در فهم واقعیت انقلاب اسلامی دانستند و درباره تلاش آمریکایی ها برای استفاده از فضای اینترنت علیه ایران تأکید کردند: «آمریکایی ها می گویند 45 میلیون دلار بودجه تصویب کرده اند تا از طریق اینترنت جمهوری اسلامی را شکست دهند که این نشان دهنده اوج درماندگی دشمن است زیرا آنها تاکنون دهها 45 میلیون دلار صرف مقابله با نظام اسلامی از طریق کار دیپلماسی، تحریم، اعزام جاسوس، استخدام مزدور و روش های دیگر کرده اند ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده اند».

«آقا» تأکید کردند نتیجه طراحی دشمن برای ایجاد آشوب در تهران منجر به بیداری و هوشیاری بیشتر مردم در دفاع از جمهوری اسلامی شده است و تصریح کردند: «حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه کنند.»

جالب اینجاست که درباره اعمال تحریم های شدید علیه ایران بارها و به کرات مقامات و شخصیت ها و تشکل های تجاری و اقتصادی غربی بر ناکارا بودن و بی فایده بودن آن تأکید و تصریح دارند. تا آنجا که هفته پیش گروه های تجاری برجسته آمریکا (همچون اتاق بازرگانی آمریکا، شورای تجارت بین المللی آمریکا، انجمن ملی کارخانه داران، کمیته اضطراری تجارت آمریکا و...) طی نامه ای رسمی نه تنها تحریم ها علیه ایران را بی فایده و ناکارآمد دانستند بلکه به کاخ سفید هشدار دادند که تحریم جمهوری اسلامی منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا را متزلزل می کند.

درباره حقوق بشر هم ناگفته پیداست که غرب از آن به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کند و در واقع اسم مستعاری برای باج خواهی ها و افزون طلبی ها است که البته در افکار عمومی ملت ها این حنای غربی ها دیگر رنگی ندارد. امروز ایران اسلامی در بهمن 88 به اعتراف دوست و دشمن قابل مقایسه با 31 سال پیش (بهمن 57) نیست. در بعد منطقه ای و بین المللی از ایران به عنوان یک نقش آفرین مقتدر و توانمند یاد می شود.

همین ماه گذشته بود که یوگنی پریماکوف نخست وزیر سابق روسیه در گفت وگو با خبرگزاری یونایتدپرس تصریح کرد که تهدید علیه ایران کارگر نیست، بلکه باید با ایران به مثابه یک قدرت منطقه ای کنار آمد.

وزیر امور خارجه ژاپن نیز دو هفته پیش در سخنانی ایران را یک ابرقدرت منطقه ای دانست.
طرفه آنکه سه روز پیش نویسنده برجسته آمریکایی و خبرنگار کهنه کار روزنامه نیویورک تایمز در تازه ترین کتاب خود پیرامون قدرت های بزرگ جهان در قرن 21، ایران را یکی از سه ضلع مثلث قدرت قرن 21 معرفی کرد. «استفن کینزر» همچنین در کتاب دیگر خود درباره ایران تحت عنوان «عصر دیپلماسی واقعی» خطاب به سیاستمداران و اعضای کنگره آمریکا می نویسد: «با کمک هم می توانیم از رهبران خود بخواهیم که از گفت وگوهای واقعی و بدون پیش شرط با ایران حمایت کنند». امروز تنها راه باقی مانده برای نظام سلطه و غرب این است که در رویارویی با جمهوری اسلامی بر مسیر واقعیت حرکت کنند و توانمندی ایران هسته ای را به رسمیت بشناسند وگرنه کماکان دچار عارضه سردرگمی خواهند بود.

رسالت:کجای راه را اشتباه آمدیم؟

«کجای راه را اشتباه آمدیم؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛نمی دانم در محضر خداوند تبارک و تعالی چه معصیتی مرتکب شده ایم که پس از گذشت30 سال از جانفشانی های امام(ره)، جانبازان و ایثارگران و آزادگان عده ای جرات کردند بستری فراهم سازند تا دانش آموخته های پادگان اشرف و فارغ التحصیلان سرویس های سیا در شمال عراق، در خیابان های تهران آتش افروزی کنند و چهره ام القرای جهان اسلام را پس از سه دهه مجاهده در راه خدا زشت و آشوب زده نشان دهند. نمی دانم به کدامین عهد از تعهداتمان به شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و خانواده های بزرگوارشان عمل نکردیم که دست های کفر و نفاق و الحاد در دستان یکدیگر و متحد، موفق شدند در روز عاشورای حسینی امسال نوامیس فکری و اعتقادی مار ا به سخره بگیرند و صحنه هایی بیافریند که هنوز صدا و سیمای جمهوری اسلامی قادر به پخش تصاویر و صداهای خائنانه آنها نیست.

نمی دانم در محضر خداوند تبارک و تعالی چه معصیتی مرتکب شده ایم که پس از گذشت30  سال از جانفشانی های امام(ره)، جانبازان و ایثارگران و آزادگان عده ای جرات کردند بستری فراهم سازند تا دانش آموخته های پادگان اشرف و فارغ التحصیلان سرویس های سیا در شمال عراق، در خیابان های تهران آتش افروزی کنند و چهره  ام القرای جهان اسلام را پس از سه دهه مجاهده در راه خدا زشت و آشوب زده نشان دهند.

نمی دانم به کدامین عهد از تعهداتمان به شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و خانواده های بزرگوارشان عمل نکردیم که دست های کفر و نفاق و الحاد در دستان یکدیگر و متحد، موفق شدند در روز عاشورای حسینی امسال نوامیس فکری و اعتقادی مار ا به سخره بگیرند و صحنه هایی بیافریند که هنوز صدا و سیمای جمهوری اسلامی قادر به پخش تصاویر و صداهای خائنانه آنها نیست.

نمی دانم به کدامین گناه از گناهان اهل کوفه در سال های غربت امام علی(ع) آلوده شدیم که اجازه دادیم حرامیان، هشت ماه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بر آقا و مولای مظلوممان ستم روا دارند و اهانت بارترین و زشت ترین کلمات را علیه اصلی ترین نهاد مشروعیت نظام بر زبان بیاورند.

باید به عقب برگردیم و اوضاع را از اول مرور کنیم. حتما یک جا راه را اشتباه آمدیم که به اینجا رسیدیم. آری اگر در رخدادهای18  تیر78  درست عمل می کردیم و اگر دستگاه قضائی وامنیتی درست عمل می کرد،10  سال پس از آن شرارت، دشمنان اسلام و منافقان نمی توانستند خود را بازسازی کنند و با چهره ای جدید و تابلوهایی جدیدتر به میدان بیایند.

باید در آستانه ورود آن نور الهی به میهن اسلامی در روز12  بهمن با شرمساری و سرافکندگی از امام شهیدان و جانشین مظلوم ایشان عذرخواهی کنیم و بگوییم شما در آقایی و در هدایت امت چیزی کم نگذاشتید، این ما بودیم که با غفلت و جهل خودمان فرصت عرض اندام به دشمن دادیم.

ما باید یقین می کردیم که انقلاب در برابر همه «دنیای» استکبار ایستاده است. لذا به طور طبیعی آنها هم در برابر همه «دین» ما خواهند ایستاد. لذا ما باید همواره در یک آماده باش دائمی باشیم والا دشمن حتی در روز عاشورا هم برای ضربه زدن به دین غفلت نخواهد کرد.

این انقلاب الهی است و با ظهور خود تیر خلاص را به ماتریالیسم - که قرن ما به آن آلوده بود- زد. این انقلاب در یک نبرد دائمی با شیطان که مظهر آن آمریکاست، می باشد. بنابراین دشمن هم در یک نبرد دائمی با ماست.

وقتی ما رو در روی شیطان ایستاده ایم، طبیعی است آنها نیز رودرروی خدا بایستند. اینکه آنها مدام بر اهانت به مقدسات ما، اصرار دارند و در این مورد هیچ پرده پوشی ندارند، همین است.

ملت ما قطعا به این جماعت شیطانی غلبه خواهد کرد. مشکل ما این است که عده ای در میان ما، آن خدا بی خبران را «مردم خداجو» می دانند!

مشکل ما این است که جماعتی می گویند با اینها که همه چیز را به آتش کشیده اند و به هیچ چیز رحم نمی کنند و خدا و امام زمان را منکرند، بنشینید و مناظره کنید!

آنها نیک می دانند که این حرف ها همه بی ربط است و وقتی اعتراض می کنیم چرا حرف بی ربط می زنید، با زبان بی زبانی می گویند ما نمی خواهیم قدرت را واگذار کنیم. مردم عوام هستند، میزان رای ملت نیست و حق ندارید قدرت را از ما بگیرید. می گوییم مگر عدد24  بزرگتر از13  نیست؟ می گویند چرا هست، اما اگر به عدد13  «شبکه» کفر و نفاق و الحاد متصل به شبکه جهانی را اضافه کنیم عدد13  بزرگتر است.

می گوییم اشتباه می کنید، به رفراندوم نهم دی ماه88  رجوع کنید اصلا عدد سیزدهی در کار نیست.70  میلیون ایرانی مسلمان یک حرف و یک موضع علیه شما دارند. رها کنید «شبکه» را، مردم شما را شناسایی کردند. اما خیره سری می کنند هنوز بر سر موضع خود ایستاده اند!

مردم حجت را بر مسئولان امنیتی و قضائی تمام کرده اند.  مسئولان هم در پاسخگویی به مردم اولین محاربان روز عاشورا را به دار مجازات سپردند. این روند باید ادامه پیدا کند تا اشتباه روز18  تیر78  را مرتکب نشویم.

ما باید به حکم خدا درباره محاربان عمل کنیم اگر امروز در اجرای این حکم کوتاهی کنیم فردا خیلی دیر است.

ابتکار:دودکش گروههای سیاسی همچنان دود سیاه می دهد؟!

«دودکش گروههای سیاسی همچنان دود سیاه می دهد؟!» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛در هفته های گذشته،شاهد فروکش کردن تب اختلافات بودیم و دود سفید از دودکش گروههای سیاسی خارج می شد. مجموعه فعل و انفعالات حکایت از برگشت آرامش به عرصه عمومی داشت; در این بین اذعان تلویحی آقایان موسوی و کروبی در به رسمیت شناختن دولت دکتر احمدی نژاد، نقش کلیدی در فروکش کردن آتش اختلافات داشت.

اقدام صداوسیما در برگزاری مناظرات که در ابتدا با استقبال روبرو شد بی تاثیر در فضای جدید نبود اما تغییر جهت برنامه مناظرات و تبدیل شدن آن به تریبون بیان یک طرفه دیدگاهها، آثار مثبت اقدام اولیه را خنثی کرد و خوشبینی ابتدایی با روند کنونی به بدبینی های مفرط تبدیل گردید.به هر حال در آستانه سی ویکمین سالگرد برگزاری جشن بزرگ انقلاب، همه علاقمندان امیدوار بودند که رفتار مسئولانه گروههای سیاسی،زمینه برای رهایی از منازعات فرسایشی هفت ماهه گذشته را فراهم آورده است.

اما هفته گذشته در کمال ناباوری شاهد اتفاقی بودیم که اگر مهار نشود، چونان آتشفشانی،شعله های آن دامن همگان راخواهد گرفت.آن اتفاق صحبت های چندمین بار آیت ا... یزدی علیه آیت هاشمی رفسنجانی بود؛ سخنانی که اگر چه تازگی نداشت اما به دو دلیل حساسیت دوچندان یافته است،اول اینکه در شرایطی این صحبت ها مجددا بیان شد که همگان چشم به فروکش کردن دامن اختلافات دوخته بودند،دوم واکنش بی سابقه آقای هاشمی بر حساسیت موضع بیش از پیش افزود.

مواضع آقای یزدی در طول این مدت، همواره با واکنش های مختلفی روبرو بود قدر مشترک واکنش افراد مستقل این بود که از مثل ایشان با جایگاه ریاست جامعه مدرسین موضع پدرانه و به دور از احساس انتظار می رود.البته در این بین هم عده ای با استقبال، سخنان ایشان را وظیفه انقلابی گری وی قلمداد می کنند.

واکنش  هاشمی و تهدید به انتشار بخشی از شجره نامه سیاسی آقای یزدی بر حیرت مسئله افزوده است چرا که اگر آنچنان که گفته شده، انجام پذیرد شعله های این آتشفشان این بار بسیار ویرانگر است و سطح اختلافات وارد فاز جدیدی خواهد شد و با تغییر در مدل اختلافات، پیامدهای متفاوتی به بار خواهد آورد. مرور اختلافات گذشته و آثار مخرب آن حکایت گر یک مسئله بود و آن اینکه رهبری اختلافات را روحانیت طراز اول برعهده نداشتند.

اما رویارویی کنونی آیات محترم هاشمی و یزدی نشانگر این اتفاق نامیمون خواهد بود هاشمی که تاکنون برغم سیبل حملات بودن اما ترجیح می داد به صورت عریان وارد نزاع ها و درگیریها نشود اما تهدید ایشان گویای این است که اکنون او تصمیم گرفته است رسما وارد متن دعواها شود مسئله ای که در صورت تحقق،آثار زیانبار آن غیرقابل جبران است.

همواره گفته شده است که تشتت و تفرقه بین علمای دین، زهری مهلک در کام ملت و عامل رکود و عقب گرد و تهدید و خطر بزرگ برای اسلام و استقلال کشور است. اختلاف علمای اسلام به دلیل آثار وحشتناک آن که همچون موریانه، باورهای دینی مردم را ویران می کند با اختلاف هیچ قشری از جامعه قابل مقایسه نیست.به همین دلیل هم امام (ره) بر این مسئله تاکید مکرر داشتند و در مقاطع مختلف پرهیز می دادند. در نگاه امام اختلاف علمای دین به اختلاف ملت می انجامد.

بنابراین در شرایطی که اختلافات گروهها رخ می نماید و مردم شق، شق می شوند این علمای دین هستند که با پذیرش همه خطرات به مبارزه با اختلافات برخیزند و راه وحدت به مردم نشان دهند و اگر عالمان دین با "تقوای پرهیز" توانستند پیشگام وحدت باشند آنگاه می توانند به الگوی تاثیرگذار برای دیگر اقشار تبدیل شوند. نمی توان انتظار داشت علما خود با هم در نزاع باشند ولی مردم با وحدت خویش پیشگام تحقق اهداف انقلاب باشند.

جمهوری اسلامی:دهه‌ی همبستگی

«دهه‌ی همبستگی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛در آستانه دهه ی فجر انقلاب اسلامی قرار داریم . اگر حسن نیتی وجود داشته باشد می توان با همدلی و همکاری این دهه را به فرصتی برای پایان دادن به اختلافاتی که اولین سال از چهارمین دهه ی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به کام دوستان انقلاب تلخ کرده و دشمنان را به شادی و تکاپو واداشته تبدیل کرد.

روزهای دهه ی فجر که یادآور پرشکوه ترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی ایران به اوج رسیدن نهضت اسلامی مردم سقوط رژیم 2500 ساله ستم شاهی و پیروزی ملت ایران بر قدرت های استعماری و استکباری در یوم الله 22 بهمن 1357 است پر است از خاطراتی که همه آنها مظهر همبستگی ملت و برادری و وحدت کلمه هستند و راز پیروزی این انقلاب را نیز فقط در همین وحدت و همبستگی می توان یافت .

از همان روز 22 بهمن امام خمینی در مورد اختلاف و تفرقه به عنوان ابزاری که دشمن به آن امید دارد هشدار دادند و راه حفظ انقلاب و تحقق آرمان های آنرا وحدت کلمه دانستند. امام بارها بر این نکته تاکید کردند که تا وقتی ما متحد هستیم این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی برآمده از آن را بهیچوجه قدرت های خارجی نمی توانند شکست بدهند و اگر شکستی پیش بیاید مربوط به زمانی خواهد بود که ما خودمان در داخل با هم اختلاف داشته باشیم.

این هشدار بسیار مهمی است که برگرفته از قرآن کریم است و تجربه تاریخی نیز آنرا به اثبات رسانده است . آنچه در دوران قاجار و پهلوی بر سر نهضت مشروطیت و نهضت ملی آمد دقیقا همین واقعیت را نشان می دهد و این جمله طلائی امام خمینی ریشه و علت العلل همه شکست ها را در همه انقلاب ها به درستی و روشنی بیان می کند.

« اگر از اختلاف ماها آنهم اختلافی که من شک ندارم بر سر دنیاست نه برای خدا اگر این اختلافات موجب اختلاف بین مردم بشود و موجب این بشود که شکست بخورد جمهوری اسلامی و تا قرن ها نتواند سرش را بلند کند (آیا) این جرمی است که خدا می بخشد بر ما ! باید توجه کنیم ما نباید به خودمان مغرور بشویم و حسن ظن به خودمان داشته باشیم که این ماییم که چه هستیم و دیگران نیستند. باید به دیگران حسن ظن داشته باشیم و اعمالشان را حمل بر صحت بکنیم و نسبت به خودمان سوظن داشته باشیم » (صحیفه امام جلد 18 صفحه 17 ) .

برای درمان بیماری آزاغ دهنده ای که امروز جامعه ما از آن رنج می برد باید از این توصیه امام خمینی به عنوان یک نسخه شفابخش استفاده کنیم . بپذیریم که غرور و حسن ظن به خود و بدبینی نسبت به طرف مقابل عامل اختلاف ها و دعواهاست . راه علاج نیز دور شدن از این خصلت های زشت و روی آوردن به حسن ظن نسبت به دیگران و بازنگری اعمال و رفتار خود است.

این بیان امام خمینی فقط متوجه داخل است و بهیچوجه شامل دشمنان خارجی نمی شود. در مورد قدرت های خارجی به ویژه آمریکا و انگلیس و صهیونیسم بین الملل که امروز اضلاع یک مثلث شوم را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی تشکیل داده اند روش امام در گفتار و عمل همواره سوظن و برخورد هوشیارانه بود. این یک نگاه واقع بینانه است که می تواند نیروهای داخلی را در یک دایره حداکثری جذب کند و به همبستگی برساند و توطئه های دشمنان خارجی را نیز خنثی نماید.

امروز ما به اعمال این سیاست بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم . بر طبل جنگ کوبیدن و این و آن را به نفاق و ضدیت با ولایت فقیه و وابستگی به قدرت های خارجی نسبت دادن نه تنها هیچ گرهی از مسائل پیچیده کنونی باز نخواهد کرد بلکه هر روز گره هائی بر آنچه موجود است خواهد افزود. اصحاب قلم و سخن و کسانی که امکانات و قدرت و نفوذی در اختیار دارند باید به این نکته توجه کنند که هر کلمه که از آنها صادر می شود می تواند در باز شدن یک گره و یا ایجاد گرهی دیگر تاثیر بگذارد.

این هنر نیست که هر روز یک جماعت را بر مخالفان بیافزائیم هنر اینست که هر روز و هر لحظه بر علاقمندان به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اضافه کنیم . این سخن بیش از همه متوجه علمای دین است که قبل از دیگران و بیش از دیگران مخاطب آیات و روایات و مخاطب توصیه ها و هشدارهای امام خمینی هستند و در مرحله بعد همه اصحاب فکر و قلم و سخن و فعالان سیاسی مخاطبان این سخن هستند و هیچیک از آنها نباید خود را خارج از دایره شمول این مبحث بدانند.

بازخوانی خاطرات روزهای دهه فجر انقلاب اسلامی در سال 1357 برای نسل امروز و حتی برای کسانی که خودشان آن روزها در صحنه بودند و از آفرینندگان آن خاطرات محسوب می شوند بسیار اثرگذار و عبرت آموز خواهد بود. رسانه ها به ویژه رسانه ملی در این خدمت بسیار مهم می توانند سهم بزرگی داشته باشند. واقعیت اینست که مردم از اینهمه طرد کردن و انگ زدن و متهم ساختن توسط رسانه ها و عناصر افراطی خسته شده اند.

جامعه ما امروز تشنه محبت خوشبینی و تشویق به همدلی و همبستگی است . اجازه بدهید جوانان و نوجوانان جامعه ما با شنیدن فداکاری ها و دیدن صحنه های همدلی به این نتیجه برسند که می توان به همدیگر خوشبین بود و با همبستگی و همکاری می توان همه مشکلات را حل کرد و آرمان های انقلاب و اهداف نظام جمهوری اسلامی را محقق ساخت.

اگر رسانه های ما فعالان سیاسی ما مسئولان ما صاحبنظران و نویسندگان و سخنوران ما از همه اقشار برای زنده کردن خاطرات خوش روزهای انقلاب تلاش کنند تمام ایام دهه ی فجر تا یوم الله 22 بهمن امسال به روزهای وحدت و همبستگی تبدیل خواهند شد و دشمنان ملت ایران از طمعی که به این روزها و روز 22 بهمن دارند ناامید و ناکام خواهند گردید و چنین باد .

دنیای اقتصاد:غایب مذاکرات، پیروز شد

«همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب»،«مثلث قدرت در قرن 21» ،«کجای راه را اشتباه آمدیم؟»،«دودکش گروههای سیاسی همچنان دود سیاه می دهد؟!»،«دهه‌ی همبستگی»،«غایب مذاکرات، پیروز شد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن می خوانید؛پیروز اصلی گردهمایی لندن درباره آینده افغانستان، ایران بود که نمایند‌ه‌ای به اجلاس نفرستاد،اما خواسته‌های اصلی‌اش در دستور مذاکرات قرار گرفت. در اجلاس لندن که سران و مقام‌های بلند پایه‌ کشورهای درگیر در جنگ، طرح حامد کرزی را بررسی می‌کردند درباره یک موضوع، اتفاق‌نظر صریح حاصل شد و موضوع دیگر، تلویحا پذیرفته شد.موضوع اول، لزوم خروج نیروهای ناتو از افغانستان بود و موضوع دوم، ضرورت بازآفرینی ترتیبات منطقه‌ای و حل مساله افغانستان در قالب آن.

خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان از مدت‌ها پیش مطرح بود اما هیچ‌کس آن را موضوع اصلی به شمار نمی‌آورد. حتی در دو ماه اخیر آمریکا و انگلستان، قوای نظامی خود را در افغانستان بازآرایی کرده و به شمار آنان افزوده‌اند. دولت افغانستان نیز هنوز خواستار ادامه حضور نظامیان بین‌المللی در این کشور تا زمان استقرار کامل دولت و بازگشت امنیت به افغانستان است. طبق برآورد کرزی، استقرار دولت و ایجاد امنیت در افغانستان دست کم پنج‌سال دیگر طول می‌کشد.

درباره نقش کشورهای همسایه افغانستان در آینده این کشور هم مباحثی مطرح شد که مهم‌ترین آنها از منظر منافع ایران، سخنان وزیر امور خارجه انگلستان بود. دیوید میلیبند گفت که ایران به خاطر مشابهت‌های فرهنگی، دینی و زبانی با افغانستان، کشوری با نفوذ به شمار می‌رود و شراکت آن برای ایجاد صلح در افغانستان لازم است.

وقتی سخن از راه ‌حل منطقه‌ای برای بحران افغانستان به میان می‌آید، معمولا اشاره‌ای به نقش ایران، پاکستان، عربستان سعودی و به درجات کمتر هند و ترکیه‌ است، اما در میان این کشورها، ایران و پاکستان جایگاه ویژه‌ای دارند. زیرا تحولات افغانستان در چهار دهه گذشته، عمیقا با منافع و مواضع تهران و اسلام‌آباد گره خورده است. دو کشور در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، پایگاه و پناهگاه اصلی جنگجویان و آوارگان افغانی بودند.

وجه دیگری از کنفرانس لندن هم برای ایران اهمیت ویژه دارد؛ کرزی پیشنهاد مصالحه با گروه طالبان را مطرح کرده و با این پیشنهاد، عملا سطح بازیگری و درجه حساسیت ایران را بالاتر برده است.

ایران سال‌ها پیش از ورود نیروهای بین‌المللی به افغانستان و به قدرت رسیدن حامد کرزی، بار سیاسی و مالی مهار طالبان را به دوش کشیده و بابت این نقش خود خسارت‌های امنیتی و انسانی سنگینی متحمل شده که مشهورترین آنها تهاجم طالبان به کنسولگری ایران در مزار شریف بود.

حال اگر قرار بر ورود طالبان به ترتیبات سیاسی افغانستان باشد، خسارت‌های پیشین این گروه به ایران، باری اخلاقی به دوش دولتمردان کنونی افغانستان و کشورهای عضو ائتلاف جهانی خواهد گذاشت، زیرا ایران نخستین کشوری بود که تلاش برای مهار طالبان را شروع کرد و بازیگران موثر جهانی، در این زمینه به ایران کمک نکردند.

در واقع مساله مهار طالبان زمانی اهمیت جهانی یافت که متحدان دولت طالبان، یعنی گروه القاعده به خاک آمریکا یورش بردند و فاجعه 11 سپتامبر 2001 را آفریدند. بنابراین، دولت ایران اکنون در افغانستان سه برگ برنده یعنی؛ طرح خروج نیروها، لزوم بازیگری همسایگان و بحث مشارکت دادن طالبان در قدرت را در اختیار دارد.

ایران در کنفرانس لندن نماینده‌ای نداشت که مواضع خود را در زمینه این سه موضوع تشریح کند؛ اما از آنجا که قرار شده تصمیم نهایی در اجلاس آینده و در کابل اتخاذ شود، ایران فرصت کافی در اختیار دارد که در آن اجلاس، جایگاه شایسته خود را بجوید.

آفرینش:چرا توپولف؟!

«چرا توپولف؟!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خوانید؛وزیر راه وترابری برای برطرف کردن ابهامات حوادث اخیر از جمله سقوط هواپیما ی توپولف در مشهد از مجلس یک هفته مهلت خواست . بهبهانی قرار است این هفته در مجلس حاضر شود تا پرده از راز سقوط های پی در پی هواپیماهای توپولف را بردارد.

هنوز تراژدی سقوط یک فروند توپولف درقزوین و کشته شدن 150مسافر را فراموش نکرده بودیم که خبر ناگوار سقوط دیگری را این بار در مشهد شنیدیم اگرچه این حادثه فقط با چند زخمی در نهایت ختم به خیر شد اما این سوال این گونه مطرح می شود که سایه شوم توپولف کی از سر مردم ما رخت بر می بندد.

توپولف یک شرکت روسی است که در  1922آغاز به کار کرده و ازهمان سال  در صنایع دفاعی و هوافضایی فعالیت داشته است .در حالی ناوگان هوایی ایران، روسیه وچند جمهوری تازه استقلال یافته به توپولوف مجهز شده است که این هواپیما به عنوان نا امن ترین هواپیمای مسافربری جهان شناخته می شود.

از سوی دیگر این هواپیما از نظر فنی در دنیا تحریم و مجوز پرواز بین المللی به اتحادیه اروپا و آمریکا را ندارد.

در شرایطی که وزیر راه و ترابری وقت در سال 1382 دلیل خرید این نوع هواپیما را ارزان بودن توپولف نسبت به بوئینگ اعلام کرد اما یک روزنامه روسی زبان علت اصلی خرید هواپیماهای روسی توسط ایران را ارزان بودن آنها ندانست بلکه مدعی شد اختلافات ایران با غرب باعث شده که تهران غیر از هواپیماهای روسی انتخاب دیگری نداشته باشد.

بلافاصله در همان زمان "ماکسیم پیادوشکین" معاون مرکز تحلیل راهبردی و فناوری روسیه  گفت که ما در مورد فروش هواپیمای توپولف204  به ایران با آمریکاییها هیچگونه مشکلی نخواهیم داشت زیرا درمورد این هواپیماها مجازاتهای بین المللی وضع نشده است.

بهر حال هرگاه در ایران توپولفی سقوط می کند بلافاصله سر و کله چند کارشناس روس در ایران پیدا می شود تا  جعبه سیاه را با خود به مسکو ببرند سرانجام پس از ماه ها اعلام می شود که خلبان مقصر بوده است این در حالی است که این اواخر به دلایلی که بر ما پوشیده است  روس ها دیگر تمایلی ندارند تا دلیل سقوط توپولف ها را به ایرانیان اعلام کنند این موضوع حتی صدای نمایندگان مجلس را در آورده است  در نشست یکشنبه گذشته وقتی نمایندگان مجلس گلایه هایی را در رابطه با مشخص نشدن دلیل سقوط هواپیمای توپولوف درقزوین  به وزیر راه و ترابری داشتند  بهبهانی آن را مربوط به عدم ارائه گزارش از روسیه دانست و گفت که با وجود ارسال قطعات هواپیما به روسیه هنوز پاسخی دریافت نکرده ایم.

خوشبختانه در حادثه سقوط توپولف در مشهد خلبان زنده مانده است تا از عملکرد خود دفاع کند.طبق گزارش مقدماتی بهبهانی خلبان به دلیل بیماری یکی از مسافران اجازه فرود اضطراری می خواهد که برج مراقبت به دلیل شرایط جوی نامساعد اجازه فرود نمی دهد و مسئولیت پذیری این خلبان باعث می شود این حادثه پیش بیاید.  

گویا رییس سازمان هواپیمایی کشوری نظر دیگری دارد وی معتقد است تاکنون وجود مسافر بیمار در این پرواز احراز نشده و اگر هم چنین چیزی باشد از نظر حرفه یی و مقرراتی خلبان اجازه ندارد به خاطر حفظ جان یک نفر جان بیش از 150 نفر را به خطر بیاندازد، لذا در هر دو صورت خلبان این پرواز محکوم است.

سوالی که اینجا پیش می آید این است وقتی رییس سازمان هواپیمایی کشوری این چنیین قاطعانه می گوید در هر صورت خلبان مقصر است! پس حضور حمید بهبهانی وزیر محترم راه وترابری در مجلس چه معنایی می تواند داشته باشد؟! 
 
تهران امروز:ادامه بده حاج‌آقا

«همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب»،«مثلث قدرت در قرن 21» ،«کجای راه را اشتباه آمدیم؟»،«دودکش گروههای سیاسی همچنان دود سیاه می دهد؟!»،«دهه‌ی همبستگی»،«غایب مذاکرات، پیروز شد»،«ادامه بده حاج‌آقا»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم سید جواد سادات‌رضوی است که در آن می‌خوانید؛به سوی رهبری، مردم و نظام رجعت کردن صدبار بهتر است از رفتن به سمت و سویی که در خانه «ابوذرش» کسی بنشیند که نفس وجود حضرت بقیه‌الله العظم (عج) را از اساس انکار کند. تردید در بازگشت جایز نیست چه در بدترین نوع محاسبه باز هم «یاران عزیز این طرف بیشترند.»

از پس بیانیه ها و اظهارات تازه آقایان موسوی و کروبی که رویکردی نسبتا – نه کاملا- مصالحه‌جویانه به خود گرفته‌اند دو گروه آشکارا خشمگین شده‌اند یکی ضدانقلاب خارجی و یکی افراطی داخلی و همین گواهی است بر درستی بازگشت آنها و درستی این موضوع که ادامه این راه توسط این آقایان می‌تواند بسیاری از مسائل پیش آمده را برطرف سازد و عملا به جداسازی «معترض» و «معاند» بپردازد.

با نخستین بازتاب سخنان کروبی در سایت‌ها و رسانه‌ها، واکنش‌ها نسبت به آن آغاز شد و موج نسبتا گسترده‌ای از حمله‌ها را به وجود آورد. اکثر سایت‌ها و رسانه‌های ضدانقلاب که از موضع جدید کروبی شوکه شده بودند شروع به موضوع‌گیری تند کردند و اقدام او را «عقب‌نشینی»، «انفعال»، «ترس»، «سهم‌خواهی»، «آدم‌فروشی»، «سازش»، «عقبگرد»، «ساخت و پاخت با حکومت» و نظایر اینها ارزیابی کردند و نتوانستند عصبانیت خود را پنهان سازند.

یکی نوشت «شیوخ اصلاحات وا می‌دهند»، دیگری گفت: «یا شیخ خبری هست؟»، آن یکی با عصبانیت اعلام کرد: «چقدر اینها بی‌شرمند»، بعدی گفت: «مردم معطل این قبیل رهبران نخواهند ماند»، آن دیگری گفت: «با دادن شعار وحدت و بهانه‌های دیگر از این دست تلاش می‌کنند جان خود را از مخمصه برهانند»، این یکی نوشت: «فاتحه‌ای که خاتمی و رفسنجانی برای اصلاح‌طلبان خواندند با این موضع‌گیری شیخ تکمیل شد»، یکی دیگر اعلام کرد: «ابتدا موسوی فرمان عقب‌نشینی صادر کرد و سپس خاتمی نامه محرمانه نوشت»، یکی هم گفت:‌«کروبی اکنون مثل آقای بازرگان به عمر سیاسی خود پایان داد»، آن طرف‌تر هم یکی نوشت: «این نیست که هرچه شیخ گفت چشم و گوش بسته و در بست به‌به و چه‌چه کنیم» و... ده‌ها و ده‌ها اظهارنظر تند و تیز دیگر در رسانه‌ها و سایت‌هایی مثل «بالاترین» و «فیس‌بوک» منتشر شد که همگی یک خط را دنبال می‌کردند؛ «اپوزیسیون نمی‌تواند با جریانی که به نظام امید بسته، روحیه خود را حفظ کند».

از حجم تخریب گسترده‌ای که توسط تندروهای ضدانقلاب صورت گرفته، می‌شود میزان اهمیت رجعت این آقایان به سوی نظام و رهبری معظم انقلاب را درک کرد. این بازگشت اگرچه دیر ولی مفید بوده و کمترین دستاورد آن تا بدین لحظه همین است که فاصله‌گذاری آشکاری بین عقبه نامتجانس حرکت‌های اعتراضی صورت پذیرفته است. بدون شک دسته‌ای از این افراد که از پی این قافله روان بودند به هیچ وجه نه دل در گرو اسلام، نه دل در گرو انقلاب، نه علاقه‌ای به امام(ره)، نه ارادتی به رهبری و نه خواهان برقراری قانون نظام اسلامی بودند اما در «تاریک – روشن» فضای غبارآلود فتنه، کنجی خزیده و برای گل‌آلودتر کردن آب نقشه می‌کشیدند و برای به جان هم افتادن فرزندان انقلاب و برادران سابق هلهله می‌کردند.

اما این همه ماجرا نیست بلکه آقایان اگرچه اکنون می‌گویند «چه کسی» را و «چرا» قبول دارند ولی نمی‌گویند چه کسانی را قبول ندارند. آیا زمان آن نرسیده که از کشورهای خارجی که تمایل به دخالت در امور داخلی ایران دارند تبری بجویید؟ آیا وقت آن نیست که از دشمنان رنگارنگی که پرچم و رنگ شما را دزدیده‌اند اعلام برائت کنید؟ بهمن و آغاز دهه خجسته فجر و بیعت مجدد با امام(ره) و رهبری معظم انقلاب می‌تواند نویدبخش این اتفاق باشد اگر نگاهی دوباره به فراپشت بیفکنید و یاران و دوستان سابق خود را به یاد آورید. باری این راه را باید ادامه داد، هم برای فاصله‌گذاری با «آن طرفی‌ها» و هم برای شفاف‌سازی مواضع با «این‌طرفی‌ها». چرا که از پی تاریکی فضا و غبارآلودگی محیط برخی هم خود را و هم دیگران را هر طور که می‌خواستند و خواستند تحلیل و به منزل رساندند. مثلا در رسانه‌هاشان نوشتند: «مشکل شما دولت نبود، ولایت بود.

احمدی‌نژاد این وسط بهانه بود تا شما از [حضرت آیت‌الله] خامنه‌ای انتقام بگیرید. لطفا این همه به «آقا» نامه ننویسید که بله راستش ما از همان اول شما را قبول داشتیم، الان هم قبول داریم ولی نسبت به احمدی‌نژاد موضع منفی داریم.

بعد از انتخابات کدام ناسزای شما علیه احمدی‌نژاد بود؟ مخاطب کدام نامه‌تان رئیس‌جمهور بود؟ کدام توهین را به دولت کردید؟» آیا به راستی این گفته‌ها مواضع شماست؟ آیا شما واقعا با ولایت مشکل دارید؟ آیا هیچ ضرورتی برای رفع این اتهام سنگین در بیان مواضع خود احساس نمی‌کنید؟ آقای کروبی آیا شما نبودید که در مجلس ششم با خارج کردن بررسی قانون مطبوعات از دستور کار ولایت‌پذیری خود را نشان دادید؟ پس چه اتفاقی افتاده است و اینان چه می‌گویند و شما چه؟ زمانه خطیری است، زمان ضرورت شفاف‌سازی را بیشتر می‌کند و این امری مهم و قطعی است، این کار را باید ادامه داد و از تهمت‌ها و دشنام‌ها نهراسید چرا که دیرزمانی است مرزها و خط‌ها و حریم‌ها در نوردیده شده و هرکس از این باغ بری می‌چیند. پس باید ادامه داد، ادامه بده برادر.

گسترش:توسعه برای همه ایران

«توسعه برای همه ایران»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی گسترش است که در آن می‌خوانید؛سفرهای استانی هیات دولت از آن هنگام که آغاز شد، حضور در نقاط مختلف کشور و بیشتر مناطق محروم و دیدار نزدیک با اقشار مختلف جامعه را به عنوان سندی درخشان و افتخاری ماندگار در پرونده خویش ثبت کرد.

دیدن رئیس‌جمهوری و دیگر اعضای کابینه نهم و این روزها دهم، در شهرها و روستاهای متعدد کشور، صحنه‌هایی بود که در سال‌های اخیر به کرات تکرار شدند تا تجسم واقعی پیوند مردم و مسوولان باشد. توزیع همگون و عادلانه امکانات در شهرها و روستاهای کشور نیز از مهم‌ترین اهدافی بود که توسط دولتمردان مورد مداقه قرار گرفت. میزان تحقق این اهداف و ارزیابی دستاوردهای این طرح ماندگار دولت نهم مراد و منظور این نگاشته نیست، که این موارد در جاهایی دیگر و مطالبی دیگر مورد توجه قرار گرفته و خواهند گرفت.

در این مقال و به تبعیت از رویکرد صنعتی و معدنی «گسترش صنعت»  قصد داریم به وادی صنعت و معدن و توزیع آن در استان‌های مختلف اشاره کنیم. امری که در سال‌های پیش به شکلی شایسته و بایسته در نظر گرفته نشد تا امروز مجبور باشیم برخی مناطق کشور را «قطب‌های صنعتی» و بعضی استان‌ها و شهرها را مناطق محروم یا در گویشی محترمانه­‌تر کمتر توسعه یافته بنامیم. 

بی‌شک کسی از قطب صنعتی شدن استانی، شهری یا منطقه‌ای از کشور ناراضی و مغموم نخواهد شد اما سخن سوال و اینجاست چرا در جمهوری اسلامی ایران بخشی از اقشار جامعه نباید از موهبت‌های توسعه صنعتی به شکلی مستقیم برخوردار شوند؟ از سوی دیگر تن دادن به برخی عوامل ناصحیح در تعیین محل و مکان برای ایجاد و توسعه صنعت و معدن مشکلاتی را برای بخشی از صنایع کشور موجب شده است. نمی‌توان از صنعت و معدن سخن گفت، توزیع همگون و ناهمگون صنعت و معدن را مورد توجه قرار داد اما از طرح آمایش صنعت  و معدن یاد نکرد.

سفرهای استانی هیات دولت به استان‌های مختلف کشور که این هفته ها دور سوم خود را طی می کند به همراه طرح آمایش صنعت و معدن که ثمرات و نتایج آنها از زبان آمار و ارقام اعلام شده است تلاشی است برای جبران مافات گذشته و ایجاد بستری مناسب که در پی آن شاهد بی عدالتی و بی‌برنامگی در توزیع و توسعه صنعت و معدن در سطح کشور نباشیم.

قدس: تهدید ایران؛ابزار توجیه شکست

«تهدید ایران ؛ ابزار توجیه شکست»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن می‌خوانید؛رئیس جمهور آمریکا پس از یک سال حضور بحث برانگیز در کاخ سفید، در حضور کنگره سخنرانی سالانه برگزار کرد و به جای توجیه ناکامیهای یک ساله خود، ایران را تهدید کرد که عواقب ادامه دادن برنامه هسته ای خود را خواهد دید.

اظهارات رئیس جمهور آمریکا با گذشت یک سال نشان می دهد که وی شکستهای متوالی را در ارتباط با سیاستهای داخلی و خارجی این کشور متحمل گردیده است و اینک با متهم نمودن حزب رقیب و فرافکنی، تلاش می کند ناکامیهای خود را پوشش دهد به نحوی که سخنان وی در ارتباط با ایران، عراق، افغانستان و فلسطین مسیر خلاف وعده های رئیس جمهور دموکرات را طی می کند.

پس از مراسم تحلیف، اوباما در مصاحبه با ایستگاه تلویزیونی عرب زبان العربیه گفت: «اگر کشورهایی همچون ایران مایل به باز کردن مشت خود باشند، دست دراز شده از سوی ما را می یابند.» چند هفته بعد، اوباما احتمال «تعامل مستقیم» را به گونه ای که «بتوانیم برای پیشبرد سیاست خود با سمت و سویی جدید، در دو سوی میز و رو در رو بنشینیم»، مطرح کرد.

روی کار آمدن اوباما به عنوان یک چهره رقیب جمهوریخواهان و مصمم در تغییر، این شائبه را در اذهان ایجاد نمود که اظهارات این چهره دموکرات فرصت مغتنمی است که فصل نوینی را در عرصه مناسبات بین المللی بخصوص رابطه ایران و آمریکا رقم خواهد زد. به نحوی که «یوشکا فیشر» وزیر خارجه سابق آلمان در مقاله ای با عنوان «شاخه زیتون اوباما برای ایران» در روزنامه انگلیسی گاردین به ایران یادآوری می کند که از فرصت پیش آمده برای مذاکره با آمریکا بر سر برنامه هسته ای اش استفاده کند.این در حالی است که تصریحهای بعدی رئیس جمهور آمریکا به تردیدها خاتمه بخشید و نقاب وی را کنار زد تا بار دیگر چهره منافقانه دولتمردان آمریکا بر ملا گردد.

سخنان مبتنی بر تغییر رویکرد اوباما دیری نپایید و وی نیز مسیر اسلافش را برای تهدیدهای جمهوری اسلامی در پیش گرفت و ابزار تحریم را به عنوان یک راه حل مطرح نمود. تعقیب ساز و کار تحریم و ترغیب شرکای بین المللی به اجماع در تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی نیز موضوعی محوری است که رئیس جمهور آمریکا تلاشهایی را برای متقاعدسازی دولتهای غربی بویژه گروه 1 + 5 در دستور کار قرار داده است.

تاکنون بارها دو کشور روسیه و چین با موضوع تحریم مخالفت نموده اند، به نحوی که نشریه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی با اشاره به خودداری شرکتهای چینی از همراهی با تحریمهای آمریکا علیه ایران می نویسد: در حالی که رئیس جمهوری آمریکا در حال بررسی بسته جدیدی از تحریمهای جدید علیه ایران است، شرکتهای چینی، تحریم علیه این کشور را نمی پذیرند و همواره آن را نقض می کنند.

نشست اخیر نیویورک با موضوع بررسی تحریمهای بیشتر علیه ایران با حضور کشورهای 1 + 5 (پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد از جمله چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه بعلاوه آلمان) برگزار شد که چین در این نشست با اعزام یک دیپلمات سطح پایین خود، بر عدم تمایل درباره تحریمهای بیشتر علیه ایران تأکید کرد.

این اظهارت نشان داد رئیس جمهور آمریکا با فریب دادن مردم کشورش که این مشی جدید را موجب ارتقای جایگاه واشنگتن در عرصه های بین المللی ارزیابی می کند، موضوعی فاقد کارآمدی است؛ لذا آنچه ایشان گفته است شعارهای انتخاباتی برای به حاشیه راندن رقیب بوده است، به نحوی که وقتی وی جمهوریخواهان را به بزرگنمایی مشکلات متهم می کند، آنها نیز خروجی عملکرد رئیس جمهور را معیار قضاوت افکار عمومی معرفی می کنند.

مواضع جدید اوباما مبین این واقعیت است که رئیس جمهور در آمریکا با وجود ریاست قوه کلان اجرایی کشور خیلی در عملی نمودن مکنونات خویش مستقل نمی تواند عمل کند، بلکه جریانی قدرتمند در پشت صحنه تصمیمها و استراتژیها، سیاستهای کلان را طراحی و رئیس جمهور، مدیر کلان اجرایی می باشد.

سخنان اوباما در کنگره مبین این واقعیت است که لابی صهیونیست به عنوان یک گروه فشار و تاثیرگذار اجازه نمی دهد اقدامهای رؤسای جمهور آمریکا بر اساس خواسته آنها عملی گردد. خروجی نشستها در خصوص فلسطین و روند صلح، این ادعا را تأیید می کند که مواضع نتانیاهو بویژه بر عدم توقف شهرک سازی در کرانه باختری بر اظهارات گذشته رئیس جمهور آمریکا خط بطلان کشید.

عملکرد یک ساله اوباما در حوزه سیاست خارجی با وجود شعار تغییر تبیین کننده استمرار بوش با لحن متفاوت می باشد که تشدید ناامنیها در عراق، افزایش حملات به پاکستان در پوشش مقابله با طالبان، راهبرد افزایش نیرو و سپس تعقیب مشی مشارکت طالبان در قدرت و تطمیع آنان برای زمین گذاشتن اسلحه و مشارکت در بمباران یمن همگی مصادیقی از تغییرات وی است که باید اقدامهای یاد شده را تکمیل پروژه های ناتمام نئومحافظه کاران ارزیابی کرد.

بر کسی پوشیده نیست، آژانس بین المللی بر اساس مقررات متعهد است که نیازهای تحقیقاتی و صلح آمیز هسته ای کشورهای عضو را تأمین نماید. این در حالی است که روند مناسبات هسته ای آژانس و گروه 1 + 5 بیانگر این موضوع می باشد که آنها به وظیفه خودشان در قبال ایران عمل نکردند. با وجود این، ایران پیشنهاد تبادل سوخت 3/5 درصد با 20 درصد را ارائه داده است تا حسن نیت خود را در خصوص استمرار مذاکرات ثابت نماید، ولی طرف غربی با بی تفاوتی این موضوع را مسکوت گذاشته است.

غرب باید درباره پذیرفتن پیشنهاد جایگزین ایران برای فروش سوخت هسته ای یا معاوضه آن در قبال اورانیوم غنی شده تصمیم خود را اتخاذ کند. در غیراین صورت، تهران اورانیوم خود را به اندازه ای که برای سوخت هسته ای مورد نیاز است، غنی سازی خواهد کرد.

همکاریهای فراتر از تعهد جمهوری اسلامی با آژانس به منزله رفع دغدغه ها و ابهامهای طرف مذاکره کننده بوده است، به گونه ای که بازرسان آژانس تاکنون از طریق انواع بازرسیها و برخورداری از انواع فناوریهای نظارتی فعالیتهای هسته ای ایران را زیر نظر داشتند تا از این رهگذر از سلامت فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی اطمینان حاصل کنند.

بنابراین، رئیس جمهور آمریکا باید با عبرت گیری از اسلاف خویش و شکستهای پی در پی استراتژیهای مقامهای آمریکایی در منطقه و جهان، از پیروی مواضع شکست خورده آنها بپرهیزد و تلاش نماید با به رسمیت شناختن حق هسته ای جمهوری اسلامی، بر دیدگاه های هژمونیک شمال- جنوب مقامهای گذشته کاخ سفید خط بطلان کشیده و با اتخاذ گفتمان فرا آتلانتیکی جهت تسریع و تسهیل تعاملات هسته ای، فضای مناسبی را ترسیم نماید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها