توضیحات بالا درباره کودکی است که علاقهای به امتحان کردن غذاهای جدید ندارد. وقتی کودکی تمایلی به خوردن غذای جدید از خود نشان نمیدهد بزرگترها فکر میکنند اینها علائم یک مشکل بزرگ در فرزندشان است در حالیکه اگر کودکی به غذای جدید تمایلی نشان نمیدهد برای این است که برایش سخت است آن غذا را امتحان کند و علتش هم این است که او ترجیح میدهد فقط چند غذای خاص را بخورد، اما اگر غذاهای جدید به طور مرتب بر سر سفره غذا قرار گیرد او بالاخره آن را امتحان میکند و از آن خوشش خواهد آمد.
چگونه او را عادت دهیم
1 - ابتدا سعی کنید مطمئن شوید که فرزند شما وعدههای غذاییاش را مرتب میخورد و میانوعدههایش نیز فراموش نمیشود.
2 - سعی کنید غذاهایی را که دوست دارد همراه با غذاهای جدید به او بدهید.
3 - دقت داشته باشید که در وعدههای غذایی او مواد مغذی وجود داشته باشد.
4 - میتوانید کودکتان را به خوردن، لمس کردن یا چشیدن غذای جدید تشویق کنید.
5 - هر زمانی که از غذای جدید چشید و آن را خورد حتما او را تشویق کنید.
6 - اگر کودک شما در ابتدا تمایلی به خوردن غذای جدید نداشت سعی کنید دوباره آن را در یک وعده غذایی دیگر بدهید حتی اگر 10 یا 15 بار هم تکرار شد اشکالی ندارد بالاخره آن را قبول میکند.
7 - همنشینی با کودکان دیگر نیز روش مناسبی برای دادن غذاهای جدید به کودک میباشد. میتوانید از این روش هم استفاده کنید.
8 - فضای خوب هم در دادن غذا به کودک موثر است سعی کنید زمان و مکان مناسبی را برای این کار انتخاب کنید.
9 - میتوانید به او نشان دهید که شما هم تمایل به خوردن آن غذا دارید و از خوردن آن لذت میبرید.
10 - توجه داشته باشید که از برخوردهای آمرانه اجتناب کنید. فراموش نکنید که کودکان هر چه بزرگتر میشوند به مرور تمایل آنها برای خوردن غذاهای مختلف بیشتر میشود. زمانی که یک کودک در حال غذا خوردن است در واقع او بیشتر از یک عمل خوردن انجام میدهد. او درعین حال در حال یادگیری روابط اجتماعی، فکر کردن، جستجو کردن و افزایش احساس درونیاش با دنیای اطراف میباشد. به عبارت دیگر غذا خوردن و غذا دادن موضوعات خیلی مهمی هستند که به غیر از رشد جسمی کودک نقش مهمی در رفتار و احساسات درونی کودک نیز دارند. دوران 3 سالگی دورانی است که کودک یاد میگیرد به خودش متکی باشد و والدین نیز نباید این موضوع را از یاد ببرند. استقلال در غذا خوردن فقط به این معنی که آنها میتوانند غذا را در دهانشان بگذارند نیست بلکه به این معنی است که میتوانند غذاهای سالم را انتخاب کرده و از خوردن آن لذت ببرند و همچنین میفهمند که چه اندازه باید بخورند و چه زمانی باید از غذا خوردن دست بردارند.
رابطه دوطرفه
کودک از همان دوران کودکی یاد میگیرد که وقتی گرسنه است به کسی که به او غذا میدهد اعتماد کند. لذا وجود یک غذا دهنده مسوولپذیر (مادر یا پرستار) به کودک کمک میکند که نسبت به آن فرد دچار حس خوشبینی شود زیرا هر وقت گرسنه میشود آن شخص (مادر یا پرستار) به او غذا میدهد و گرسنگی او را برطرف میکند. در واقع غذا دادن یک رابطه دوطرفه است و هر یک سعی میکنند این پروسه به خوبی انجام شود. از این روست که میگویند وقت غذا فرصت مناسبی است برای ایجاد یک رابطه گرم و صمیمی بین غذادهنده و گیرنده.
کودک در موقع غذا خوردن به طور غریزی به چشم مادرش زل میزند و مادر هم به طور طبیعی و ناخودآگاه به چشم کودکش خیره میشود. وقتی کودک به سن 9 ماهگی میرسد غذا دادن به کودک پیچیدهتر و سختتر میشود چون کودک دوست دارد قاشق را در دست بگیرد و سرش را به علامت نه گفتن برگرداند. در این زمان ظرافت سلیقه، هنر و کمی پافشاری همراه باخنده مادر است که میتواند کارساز باشد و به کودک در غذاخوردن کمک کند. غذا دادن در این دوران مبارزهای است میان مادر و کودک. مبارزه بر سر این است که چه کسی تصمیم میگیرد که چقدر و چه مدت در کنار میز غذا بماند و چه غذایی را بخورد.
یک روانشناس کودک درباره تقسیم مسوولیت و غذا دادن به کودک میگوید: مسوولیت والدین این است که غذای سالم و مقوی به کودک بدهند اما مسوولیت بچهها این است که چه مقدار از این غذا بخورند. این تقسیم مسوولیت به کودک این امکان را میدهد که کنترل دائمی و همیشگی بر روی خوردن خود داشته باشد از این رو پدر و مادرهایی که سعی میکنند به میل خود به کودک غذا بدهند و اندازه غذا خوردن را خودشان تعیین میکنند در آینده با مشکلات بزرگتری روبهرو میشوند. حتی مادرانی که کودکشان را به خوردن غذای کمتر وادار میکنند اشتباه میکنند چرا که کودک در حال رشد است و به غذا خوردن نیاز دارد و اگر او احساس بکند که هر چه میخواهد به او داده نمیشود و در دسترس او نیست ممکن است به شیوه پرخوری روی بیاورد و در واقع عکسالعمل منفی نشان بدهد.
علیرضا خانی
منبع:raising children network
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)