در حالی که بیشتر گزارشها نسبت به ساختمانها و بافتهای فرسوده تهران هشدار میدهند و از زلزله احتمالی این شهر ابراز نگرانی میکنند، کمتر برآوردی از وضعیت سازههای نحیف شهرستانها و روستاها صورت میگیرد تا آنجا که گفته میشود، 80 درصد منازل مسکونی برخی شهرستانها و روستاها استحکام لازم را ندارند و با کوچکترین لرزش، بر سر ساکنان آوار میشوند.
این در حالی است که در مدارس تمام نقاط کشور هر سال مانور زلزله برگزار میشود و البته بیش از آموزش جنبه نمادین دارد و شاید تنها ابتکار سازمانهای مرتبط با «ایمنی و زلزله» است که به طور منظم و در موعد مقرر برگزار میشود در حالی که بافت و ساخت مدارس در بسیاری از نقاط کشور ناایمن است و بجز تعدادی از ساختمانها که بویژه در تهران و برای تعداد محدودی از دانشآموزان، ضدزلزله ساخته شده، بسیاری از مدارس، بنایی غیرمستحکم و سست دارند. بنابراین مشکل زلزله، تنها با مانور حل نمیشود، مقابله با زلزله برنامهریزی میخواهد و ایمنسازی ساختمانها، فرهنگسازی و اعتبار. این که هر سال در کهنوج و بیلهسوار و مرند و لاهیجان و آمل و بندرترکمن و زابل مانور بدهیم، کافی نیست.
زلزله سایه شومی دارد و نکبت آن بر سر ساکنان گسل شمال تهران همان قدر سنگینی میکند که بر روستاهای اطراف گرگان و سنندج. به نظر میرسد، صدای ضجه خانواده خلخالی که دیروز بخشی از خانهاش آوار شد، کمتر از صدای فریاد خانوادهای که در منطقه ناایمن الهیه تهران ساکن است و شاید روزی از زلزله به هوا برود، شنیده میشود. لطفا مسوولان گوشهایشان را تیز کنند.