فرامرز طبیب جم

کتاب‌های درسی تاریخ رویداد محوری به جای روند محوری

در چند ماه گذشته، بحث تغییر محتوای کتاب‌های تاریخ سطوح راهنمایی و دبیرستان بارها محل نقد و نظر محافل رسانه‌ای و گاه سیاسی قرار گرفته است. گویی نه آن که این موضوع در ذات خود موضوعی علمی و نه سیاسی ژورنالیستی است. داستان از آن جا شروع شد که یکی از مسوولان آموزش و پرورش در اظهاراتی که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرد، از حذف نام شاهان از کتاب‌های درسی خبر داد. این اظهارات بلافاصله با واکنش منفی کسانی روبه‌رو شد که یا به سبب خاستگاه سیاسی خود یا به خاطر دغدغه‌های تاریخی مخالف حذف نام شاهان از کتاب‌های درسی بودند. البته اظهارات این مقام مسؤول به فاصله کوتاهی از سوی مدیران بالادستی تصحیح و گفته شد که مقصود نه حذف نام شاهان که توجه بیشتر به دانشوران، فرهنگوران و هنرمندان بوده است.
کد خبر: ۳۰۶۸۷۹

گویا جدال حاضر بیشتر بر محتوای کتاب‌های درسی متمرکز است و روش ارائه آگاهی‌های تاریخی مغفول مانده. اکنون کتاب‌های تاریخ مدارس دربردارنده مجموعه‌ای از محفوظات و نام‌های متعدد و غریب هستند. تفاوتی هم ندارد که نام پادشاهان باشد یا دانشوران یا هر گروه دیگر. دانش‌آموزان ناگزیراند بدون این که ربط منطقی حوادث با یکدیگر را درک کنند و روح حاکم بر تاریخ ایران برای آنان توضیح داده شود، مجموعه‌ای از نام‌ها و حوادث ریز و درشت را از بر کنند.

در تاریخ ایران روندهایی وجود دارد که موجب بروز حوادث مشابهی در دوران‌های مختلف شده است، شناخت این روندها کمک می‌کند تا دانش‌آموز یا اساسا هر فرد علاقمند به مطالعه تاریخ درک بهتری از ماهیت حوادث و چگونگی بروز و ظهور آنها پیدا کند. برای مثال، اقلیم خشک و کم آب ایران تأثیر شگرفی در شکل دهی به تاریخ فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران داشته است و هیچ موضوع کلانی در تاریخ برکنار از تأثیرات این عامل نیست. حتی برخی پژوهشگران بر این باورند که استبداد سیاسی در ایران از خشکی و کم آبی این سرزمین سرچشمه می‌گیرد و فرد حاکم شاه صورت تکوین یافته میرآب (مسوول تقسیم آب) بوده است. اگر این فرضیه را نیز نپذیریم نمی‌توانیم از تأثیری که کم آبی براجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آداب و رسوم و معماری ایران داشته است، چشم‌پوشی کنیم. با این وجود چنین موضوع مهمی در کتاب‌های درسی گنجانده نشده است.

از منظری دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران که از یک‌سو سرزمین‌های شرقی را به سواحل مدیترانه و اروپا متصل می‌سازد و از دیگر سو سرزمین‌های شمالی را به آب‌های گرم جنوبی پیوند می‌دهد، زمینه‌ساز بسیاری از حوادث تاریخی از جمله تهاجمات گسترده و مکرر به خاک ایران بوده است. اما این نکته نیز در کتاب‌های درسی جایی ندارد. در کتاب‌های درسی فراوان از یورش سکاها، ترکمانان، غزها، مغولان و ازبک‌ها به خاک ایران سخن گفته می‌شود و در این راه از ذکر برخی جزئیات امر فروگذار نمی‌شود اما به این نکته بدیهی اشاره نمی‌شود که اولا همه این تهاجمات که از دوره باستان تا دوران قاجار ادامه داشته‌اند، از شمال شرق و از مرزهای خراسان رخ داده‌اند. ثانیا خاستگاه همه مهاجمان استپ‌ها و بیابان‌های آسیای مرکزی بوده است و ثالثا مهاجمان، جملگی از طوایفی بیابانگرد و گاهی نیمه بدوی بوده‌اند. به این ترتیب آیا بهتر نیست به جای شرح آن همه لشکرکشی و قتل و غارت و مقاومت و... وضع جغرافیایی و اقلیمی آسیای مرکزی و انفجارهای جمعیتی در آن به عنوان عامل همه یورش‌ها توضیح داده شود تا دانش‌آموز یک چارچوب نظری برای درک حوادث مختلف پیدا کند؟

از این دست نمونه‌ها بسیار است. در یک جمع بندی کلی می‌توان گفت که در کتاب‌های تاریخ مدارس به جای بررسی علل روندهای تاریخی (و نه حوادث تاریخی) محصول این روندها شرح داده می‌شود و دانش‌آموز میان انبوهی از نام‌ها و سال‌ها و رویدادها سردر گم می‌ماند. پس با حذف نام داریوش و شاهپور و خسرو و سلطان محمود غزنوی و سلطان سنجر سلجوقی و شاه عباس و ناصرالدین شاه و... از تاریخ (که تا حدی امری ناممکن و محال است) و نشاندن نام برزویه طبیب و خوارزمی و غیاث الدین کاشانی و صدرالدین شیراز و کمال الدین بهزاد و محقق کرکی و... برجای آنها مشکل به قوت خود باقی خواهد ماند. زیرا فرهنگ و هنر ایران نیز همچون سیاست آن، تابع روندهایی است که بدون آگاهی از آنها نمی‌توان به کنه وقایع به ظاهر منفک و پراکنده پی برد. هم از این رو متولیان تدوین کتاب‌های تاریخی مدارس را به جای اظهارات شتابزده‌ای چون حذف نام پادشاهان چاره‌ای دیگر باید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها