تقدیم به آستان پرمهر موعود مهربانی‌ها

حتی همین حالا...

نمی‌‌شود تو رد شده باشی و گل‌های وصله خورده خیابانی سر برنگردانده باشند حتی باور نمی‌کنم این روزهای بی‌برکت زیر بال بابونه‌های باران نخورده را نگرفته باشی
کد خبر: ۳۰۵۱۹۹

هر چقدر این روزها
چهل‌ستون آگهی‌های گمشده روزنامه‌ها
به جای آن که دنبال تو بگردند،
به یک همکار/ ترجیحا خانم نیازمند باشند،
هر چقدر درخت‌های این حوالی وُ
هر چه حوالی
خشکیده قد کشیده باشند
بیشتر از تمام عمرشان برگ بریزند وُ
سرفه‌های رفتگران را
به واژآرایی‌های شاعرانه اضافه کنند،
حتی میز و نیمکت‌های بی‌خیال مدرسه‌ها هم
به همین تصور آمدنت
به درختانگی برمی‌‌گردند
ریشه می‌‌دوانند
و ساقه بر دست می‌‌گیرند
حتی همین حالا
که پیرزن‌های آبادی‌های کدام آبادی‌های دنیا
در سوگ جوانمرگ‌های خود
دست‌هایشان را می‌‌چرخانند وُ
رود رود گریه می‌‌کنند
حتی همین حالا
که طبیعی‌ترین آدم‌های دنیا
مصنوعی راه می‌روند،
دختران همین کدام آبادی‌ها
نذر آمدن توست/ که قالی‌هایشان را / به دار می‌‌آویزند
حتی همین حالا
که یک عده تو را به خط نستعلیق می‌‌نویسند وُ
تجوید نامت را درست رعایت می‌‌کنند
و آن سوی ماجرا / تمام همت‌شان را
به مواظبت از میزهای موازی گره می‌‌زنند
و آن سوتر ماجرا / به قیمت ترور درخت‌ها
ادامه حیات می‌دهند،
منتظر بزرگ‌ترین سورپریز
که باید واژه فارسی‌اش را پیدا کنم مانده‌ایم
تا مجبور نباشیم
در سلام اول سال/ در باغ سفره‌هایمان/ سیر و سرکه بچینیم
ما به هیچ دستی برای دوستی ایمان نداریم
تنها دست‌های توست
که بر دل هر روز سوخته این همه آدم
بخش پذیرند

سیدمحمدامین جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها