مقصر کیست؟

حاشیه، ترمز فوتبال

حاشیه شاید یک کلمه چند حرفی ساده باشد، اما وقتی پای ورزش و بویژه فوتبال به میان می‌آید آنقدر پیچیده می‌شود که حتی برای توصیف آن دچار مشکل می‌شوی.
کد خبر: ۳۰۱۳۳۹

این روزها هرکس در هر جایگاهی به محض روبه‌رو شدن با ناکامی در عالم فوتبال، از حاشیه‌ها می‌نالد و گاهی خودش یا تیمش را قربانی این پدیده ناشناخته می‌داند و اگر حتی در اوج موفقیت باشد از روزی که اسیر حاشیه شود هراس دارد.

خوب که نگاه می‌کنید متوجه می‌شوید اغلب بهترین توجیه برای کم‌کاری، استعفا، نتیجه نگرفتن، بدخلقی، عصبانیت و بسیاری از رفتارهای غیرقابل انتظار اعضای خانواده فوتبال، همین حاشیه‌ها هستند، اما چند سوال: این حاشیه‌ها چه هستند؟ واقعیت دارند یا بهانه‌اند؟ اگر واقعیت دارند از کجا می‌آیند و چه کسانی در بروز آنها مقصرند؟ و پرسش مهم‌تر این‌که چرا تا این حد متن فوتبال را تحت تاثیر قرار می‌دهند؟

در فوتبال دنیا هرگونه رفتار ناهنجار غیراخلاقی و غیرورزشی که از سوی افراد مرتبط با این رشته سر بزند حاشیه تعریف می‌شود که می‌تواند ورزشکار یا حتی تیم و مربی‌اش را از رسیدن به هدف بازدارد. اگر این تعریف را برای فوتبال کشورمان استفاده کنیم،‌ دامنه تاثیرپذیری افراد از مدیرعامل گرفته تا تماشاگر و حتی رسانه‌ها گسترش می‌یابد.

چندین و چند سال است که حاشیه از فوتبال ایران سبقت گرفته و در یکی دو فصل اخیر سرعت این اتفاق به اوج خود رسیده است، حوادث دامنه‌دار و دنباله‌داری که این روزها فوتبال ایران را فراگرفته است، آنقدر با حاشیه‌های معمول در سراسر دنیا تفاوت دارد که بتوان آن را مهم‌ترین دلیل عقب‌افتادگی فوتبال ملی و باشگاهی در آسیا و دنیا دانست.

فوتبال در کشور ما بیشتر از این‌که یک ورزش جذاب و تماشاگرپسند باشد به نمایشی خارق‌العاده بدل شده که هفته به هفته بازیگرانش تغییر می‌کنند و مدیر، مربی، بازیکن و تماشاگر هم نمی‌شناسد.

در این مجادله‌های پی‌ در پی بیانیه‌های آتشین، درگیری‌های فیزیکی و لفظی و گاهی دشمنی‌های دوستانه‌نما، رسانه‌ها قربانی‌اند و اغلب چاره‌ای جز به تصویر کشیدن این ناهنجاری‌ها ندارند که اگر اینطور نباشد رسالت خبررسانی خود را خدشه‌دار کرده‌اند.

در فوتبال ایران چند سالی است که در کمال تاسف، پول جایگزین برخی ارزش‌ها شده و به دنبال آن بسیاری از شبکه‌های قابل نفوذ توانستند به سودهای کلانی دست یابند، همه افرادی که می‌توان نامشان را در فهرست حاشیه‌سازان فوتبال ایران قرار دارد، خودشان از پرحاشیه بودن فوتبال گله دارند، اما از همین آب گل‌آلود بعضا ماهی‌های درشتی هم صید می‌کنند.

با این وضعیت حاشیه‌ها ترمزی برای فوتبال شده‌اند و رواج این ناهنجاری‌ها که سازگاری با فرهنگ ایرانی ندارد به مرور زمان علاقه‌مندان این رشته را فراری می‌دهد، به نظر می‌رسد که باید رنسانسی جدید در فوتبال ایران اتفاق بیفتد تا بتوان به آینده امیدوار بود.

حاشیه و بازیکنان

بسیاری از حاشیه‌ها را بازیکنان می‌سازند، سال‌ها پیش بازیکن با رفتار ناهنجارش چندان تاثیری در عملکرد تیم نداشت، چون کسی به آن توجهی نمی‌کرد و زود به فراموشی سپرده می‌شد و سرانجام بازیکن ناچار بود خود را با دیگر اعضای مجموعه در جهت موفقیت تیم همسو کند، اما حالا وضعیت فرق کرده است، پدیده بازیکن‌سالاری انگار که دیگر در فوتبال ما جا افتاده باشد، گاهی ضربه‌های جبران‌ناپذیری را به تیم‌های ملی و باشگاهی ما وارد می‌کند.

بازیکن‌سالاری و برخورد نکردن با آن، حاشیه امنیت را برای بازیکنان حاشیه‌ساز بالا برده است، موفقیت تیم‌ها تحت تاثیر رفتارهای اینچنینی زیر سوال می‌رود و در پایان ناکامی به حاشیه‌ها ربط داده می‌شود.

به نظر شما جز عقیده دایی در دعوت نکردن از کریمی، غرور دردسرساز خود علی کریمی در زمان حساس صعود تیم ملی به جام‌جهانی تا چه حد می‌تواند مقدمه ناکامی این تیم در راه جام‌جهانی 2010 آفریقا به حساب بیاید؟

تیم ملی فوتسال بانوان در مسابقات داخل سالن آسیا ژاپن، قهرمان قاره کهن را شکست داد، اما اختلاف‌نظر و درگیری کاپیتان این تیم با مربی پیش از بازی با اردن به شکست برابر این تیم و حذف از این مسابقات انجامید و همین درگیری حاشیه‌های زیادی برای این تیم درست کرد پرسپولیس و استقلال چند بار به خاطر حاشیه‌سازی بازیکنانشان از پیروزی، موفقیت و قهرمانی در ایران و آسیا باز ماندند؛ اتفاقاتی که می‌توانست مهار شود، رخ ندهد و تیم‌هایی با نام ایران را به سربلندی برساند.

بازیکنی مثل علیرضا نیکبخت‌واحدی معتقد است، حاشیه مربوط به بازیکن بزرگ است، اما این نظریه اتفاقا از سوی بازیکنان بزرگ که توانستند در راه موفقیت تداوم داشته باشند چندان قابل قبول نیست.

یادم هست علی‌دوستی همان زمان که بازی مهدی مهدوی‌کیا در آستانه صعود به جام‌جهانی 1998 فرانسه گل کرده بود در گفتگو با مجله‌ای که حیاتش چندان تداوم نیافت درباره ویژگی‌های بارز شاگردش گفته بود: «مهدی نه صدایش از حدی بلندتر می‌شود و نه سرش بیشتر از حد بلند، مانده‌ام در زمین چطور دروازه را می‌بیند»!

و این مهدوی‌کیا به اندازه خودش موفق شد، دوام آورد و اتفاقا اصلا حاشیه‌ساز نبود. در فوتبال دنیا هم حاشیه، عمر ورزشی بازیکن را کم می‌کند، البته در فوتبال جهان به دلیل بعد مسائل اقتصادی و بهره‌وری از بازیکنان در تبلیغات برخی حاشیه‌ها جدایی‌ناپذیرند، اما چون لطمه‌ای به عملکرد بازیکن و تیمش وارد نمی‌کند اتفاقا جایگاهی ویژه در پیشرفت این رشته دارد.

کریم باقری درباره این حاشیه‌ها در فوتبال به «جام‌جم» می‌گوید: در همه کشورهای دنیا فوتبال ورزش پرحاشیه‌ای است، اما ما سر مسائل بی‌ارزش وارد حاشیه می‌شویم و می‌جنگیم. اگر بازیکن فقط تمرین کند، به فکر بازی باشد اصلا حال و حوصله پرداختن به حاشیه را ندارد. شیث رضایی که زمانی یکی از حاشیه‌سازان پرسپولیس بود، حالا به جایی رسیده که باور دارد راه را اشتباه رفته و باید از حاشیه فرار کند.

یکی از بازیکنانی که نمی‌خواهد نامی از او برده شود در این خصوص به «جام‌جم» می‌گوید:‌ بازیکن اگر نخواهد هم حاشیه‌ای می‌شود. ورود واسطه‌ها به فوتبال و طمع آنها برای پول بیشتر عاملی برای تحریک بازیکنان است. بازیکن هم فقط قرارداد یکساله می‌بندد،‌ توجه نمی‌کند که سال بعد چه می‌شود،‌ هر کاری می‌خواهد انجام می‌دهد، چون نهایت اتفاقی که می‌افتد جدایی از تیم در پایان فصل است، سال بعد هم یک تیم دیگر و همین روند ادامه پیدا می‌کند.

حاشیه و مربیان

اما بازار حاشیه مربیان هم داغ است، ‌شاید در هیچ مقطعی از زمان مثل 2 فصل اخیر مربیان خودشان عاملی برای حاشیه‌سازی نبودند و وقتی مربی با این تفکرات در تیمی مشغول به کار است، از زیرمجموعه‌اش که بازیکنان هستند، انتظار زیادی نمی‌توان داشت.

شاید محمد مایلی‌کهن رکورددار حاشیه‌سازی‌ها در بین مربیان باشد، او از طعنه و کنایه‌های معنی‌‌دار آغاز کرده و همچنان با بیانیه و ادامه این روند البته به زعم خودش تصمیم دارد که با ناپاکی‌های فوتبال مبارزه کند.

محمد مایلی‌کهن در پیش گرفتن این شیوه را درست می‌داند و می‌گوید بالاخره باید یکی قربانی شود تا فوتبال سلامتش را بازیابد و دست خیلی‌ها رو شود اما به نظر می‌رسد این راه جز زیر سوال بردن اخلاق ورزشی و رواج ادبیات سخیف در فوتبال که پاسخگویی‌های متقابل در قالب بیانیه را در پی داشته است، ثمر دیگری ندارد.

یک سوال دیگر، ‌اختلاف مایلی کهن با قلعه‌نویی و صدور بیانیه‌ای دور از شان طرفین در زمان حساس صعود تیم ملی به جام‌جهانی چقدر تیم ملی ما را به حاشیه برد تا حقارت حذف از گردونه مسابقات نصیب فوتبال ما شود؟ این حاشیه‌ها یک به یک رو می‌شوند؛ حاشیه‌هایی که همه از آن می‌نالند بی‌آن که بدانند خودشان چه نقش پر رنگی در شکل‌گیری آن دارند.

در هیچ جای دنیا اینقدر قهر و آشتی‌های ساختگی در فوتبال را نمی‌بینید، جالب این که هر کس هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید و بعد در کمال خونسردی اعلام می‌کند که با کسی مشکلی ندارد و در اوج رفاقت و دوستی است.

محمود یاوری درباره اتفاقات حاشیه‌‌ای فوتبال به «جام‌جم» می‌گوید: ‌شاید من که اهل حاشیه نبوده و نیستم، نتوانم در این مورد حق مطلب را ادا کنم اما تجربه خیلی‌ چیزها را به ما نشان داده است. اگر کسی موفقیت را در دراز مدت بخواهد هیچ‌وقت سراغ این مسائل نمی‌رود، اما اگر کسی بخواهد ره‌صد ساله را یکشبه برود از راه اشتباه و نه چندان مناسب می‌رود، اما کسی که چراغ قرمز را هم رد می‌کند بالاخره جلوتر با جریمه پلیس روبه‌رو می‌شود، این حاشیه‌سازان هم جایی متوقف می‌شوند.

وی ادامه می‌دهد: اتفاقا شرایط فوتبال و حاشیه‌هایش به‌گونه‌‌ای است که هر کس یک اشتباه می‌کند به همان یکی اکتفا نمی‌کند و حاشیه‌های دامنه‌داری پیدا می‌کند. خیلی از مربیان دوست دارند به هر نحوی شده نامشان بر سر زبان‌ها باشد. برایشان هم مهم نیست این عملکرد مثبت است یا منفی، به خاطر این سعی می‌کنند هر حرفی بزنند تا مطرح شوند، غافل از این که تیم‌شان نتیجه نمی‌گیرد، جریمه می‌شوند و عاقبت کنار گذاشته می‌شوند و محبوبیتی هم ندارند و بعد از آن هم می‌گویند حاشیه‌ها طاقت ما را تمام کرد، در حالی که منبع حاشیه خودشان بوده‌اند.

این روزها بهترین توجیه برای کم‌کاری استعفا، نتیجه نگرفتن بدخلقی، عصبانیت و رفتارهای نابهنجار اعضای خانواده فوتبال حاشیه‌ها هستند بدون این‌که کسی بداند چه هستند و از کجا می‌آیند

حمید درخشان معتقد است خیلی از مربیان کم‌کاری‌هایشان را به دوش حاشیه‌ها می‌گذارند تا به نوعی دنبال مقصر باشند، وی در گفتگو با «جام‌جم» تصریح می‌کند: یک عده اصلا به فوتبال آمدند تا از این راه‌ها به منفعت‌‌های خودشان برسند. دائم به فکر این هستند که ببینند کسی چه گفته تا جوابش را بدهند، مشکلات داخلی تیمشان را گردن حاشیه‌ها می‌اندازند تا خودشان را نجات بدهند.

در حالی که خود ما، یعنی تک‌تک اعضای خانواده فوتبال حاشیه‌ها را می‌سازیم، اگر هر کسی از حاشیه دوری کند اصلا دیگر حاشیه‌ای وجود ندارد، حاشیه جز این که تمرکز را از ما بگیرد و مشکلات را زیاد کند، چیز دیگری ندارد.

وی ادامه می‌دهد؛ یکی از مسائل دردسرساز در فوتبال کشور ما این است که بیش از حد شعار می‌دهیم، شعارها که عملی نمی‌شود برای توجیه مجبور می‌شویم خودمان را هر طور شده به حاشیه‌ها وصل کنیم. حاشیه‌ همه‌ جا بوده و هست، مهم این است که چه برخوردی با آن داشته باشیم.

الان نسبت به زمانی که ما فوتبال بازی می‌کردیم حاشیه بیشتر شده چون تعداد روزنامه‌ها افزایش یافته، برنامه‌های ورزشی صدا و سیما زیاد شده و خلاصه توجه و علاقه به فوتبال بیشتر شده است.

همین مسائل باعث اظهارنظر‌های مختلف و سوءتفاهم‌های زیاد می‌شود و برخی اختلاف‌های پنهان بروز می‌کند،‌ وقتی گفتگو زیاد می‌شود، ‌اصل مطلب که ورزش فوتبال است فراموش می‌شود چون با حرف کسی پیشرفت نمی‌کند و باید عمل کرد، باید واقعا فکری به حال این مسائل شود تا فوتبال ما این عقب‌ماندگی راجبران کند.

حاشیه و رسانه‌ها

رسانه‌ها هم نقش تعیین‌کننده‌ای دارند، خیلی از مربیان، بازیکنان و مسوولان فوتبال، رسانه‌ها را مقصران اصلی می‌دانند و براین باورند که رسانه‌های فعال در عرصه ورزش در اغلب مواقع به جای خبررسانی، خبرسازی می‌کنند.

یکی از مربیان شاغل در لیگ برتر به «جام‌جم» می‌گوید: کجای دنیا سراغ دارید که روزنامه‌ها دو عکس را به جان هم بیندازند و تا مدت‌ها از قول دو نفر حرف و سخن نقل کنند، یا در تلویزیون با این طیف از مخاطب دو نفر را رودرروی هم قرار دهند. رسانه‌ها خودشان عامل اصلی پرحاشیه بودن فوتبال شدند.

اما این انتقادات با اصل تعریف رسانه در تضاد است، از برخی حاشیه‌سازی‌ها و جریان‌سازی‌هایی که با هدف و به دور از اخلاق رسانه‌ای که گاهی وجود دارد و قابل انکار نیست بگذریم وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی است، اگر قرار شود رسانه چه تصویری و شنیداری و چه نوشتاری فقط دوستی‌ها و کامیابی‌ها را منعکس کند، دیگر جایی برای ادامه حیات نخواهد داشت.

این‌که مسائل روز ورزش مورد ارزیابی قرار بگیرد، انتقاد شود و برای پیدا کردن سوال‌های بی‌جواب پاسخی پیدا شود به پویایی آن رشته ورزشی و حفظ طرفداران آن و همچنین افزایش دانش و آگاهی آنها کمک می‌کند.

اگر مربی به هر دلیلی مقابل تماشاگران فحاشی نکند، اگر بازیکن در تمرین درگیری فیزیکی و لفظی نداشته باشد، اگر همه رعایت مسائل ابتدایی اخلاق را بکنند و حاشیه‌ها را دلیلی برای عصبانیت‌های وقت و بی‌وقت خود ندانند، رسانه‌ها هم همان چیزی را که اتفاق می‌افتد منعکس می‌کنند.

در فوتبال ما خیلی از مربیان هنوز آداب پاسخگویی در نشست‌های مطبوعاتی را نمی‌دانند و درگیری مکرر آنها با خبرنگاران در این جلسات گواهی بر این ادعاست.

حاشیه و تماشاگران

زمانی استفاده از واژه تماشاگرنما در فوتبال ما بسیار باب شده بود، طوری که به محض هرگونه ناهنجاری از سوی تماشاگران در ورزشگاه‌ها آن را به تماشاگرنماها نسبت می‌دادند، اما واقعا تماشاگران فوتبال چه سهمی در این حاشیه‌های فوتبالی دارند؟

حاشیه‌های ورزشگاه در چند فصل اخیر با سال‌های قبل تفاوت پیدا کرده است، پیش از این هر باشگاه پرطرفدار، یک یا در نهایت چند بوقچی داشت که تماشاگران را موقع تشویق مربیان و بازیکنان همراهی می‌کرد؛ اما طرح ساماندهی هواداران باشگاه‌ها در قالب کانون هواداران در کنار مزایایی که داشت تبعات منفی را هم به دنبال داشت.

لیدرهایی که به استخدام باشگاه‌ها درآمدند این اواخر در مقاطعی متهم به حمایت از اشخاصی خاص شدند، سکوهای ورزشگاه‌ها جایگاهی برای حمایت و اعتراض شد، کسانی که یک هفته مورد تشویق قرار می‌گیرند ممکن است به فاصله کوتاهی مورد اعتراض قرار بگیرند.

خیلی از بازیکنان و مربیان به این فریادها توجه می‌کنند و حتی در مواقع ناکامی این جریان‌ها را هدایت‌شده از سوی افراد خاص قلمداد می‌کنند، اما بدرستی مشخص نیست چه حقیقتی پشت پرده این ماجرا پنهان است، چون آن‌قدر انکار و تکذیب در این زمینه وجود دارد که در مورد درستی هر شایعه‌‌ای دچار تردید می‌شوید.

اما تماشاگران هم سهم بسزایی در حاشیه‌های فوتبال دارند، بسیاری از مدیران، مربیان و بازیکنان به خاطر اعتراض‌ها و فریادهای بعضا نابجای هوادارانشان وارد حاشیه شدند و هنوز خاطره تلخ این حاشیه‌ها را فراموش نکرده‌اند، در مورد تماشاگران نیاز به آموزش احساس می‌شود، باشگاه‌ها باید در این زمینه کار فرهنگی انجام دهند تا جایگاه تماشاگر و نقش تعیین‌کننده‌اش در حمایت از تیم محبوبش مشخص شود.

حاشیه و مدیران

مدیران ورزشی با وجود این‌که در راس هرم فوتبال قرار دارند و انتظار می‌رود که اهرمی برای مهار حاشیه‌ها باشند گاهی با سهل‌انگاری و ساده‌اندیشی با مسائل فوتبال برخورد می‌کنند که خود عاملی برای بروز حاشیه می‌شود.

عدم قاطعیت در تصمیم‌های مدیریتی، انتخاب‌های نابجا و مشکلات مالی از دلایل اصلی حاشیه‌هایی است که گریبان مدیران را می‌گیرد. برهمین اساس صندلی مدیریت باشگاه‌ها، تیم ملی و فدراسیون فوتبال از بی‌ثباتی رنج می‌برد و تدوین برنامه‌های بلندمدت برای فوتبال و اجرای شایسته آنها عملا ممکن نیست.

حاشیه و دست‌های خالی ما

با این اوصاف، فوتبال ایران بجز 22 بازیکن درون زمین، داور، مربیان، ذخیره‌ها و زمین چمن و یک توپ گرد جذابیت‌های فراوانی دارد. اتفاقاتی که نه به نفع فوتبال است و نه به نفع مردم. این حاشیه‌ها سد محکمی برابر پیشرفت فوتبال ماست؛ چرا تیم نوجوانان حذف می‌شود؟ چرا تیم ملی به جام جهانی نمی‌رود؟ چرا نمایندگان باشگاهی ایران چیزی جز حذف عایدشان نمی‌شود؟ چرا باید در روز اهدای جایزه بهترین‌های آسیا خیره به دست‌های خالی ایران بمانیم؟ چرا در فوتبال و فوتسال بانوان پیشرفتی نداریم و چندین و چند چرای جدی دیگر که اگر به دنبال پاسخش باشید همه حاشیه‌ها را عامل ناکامی می‌دانند، مشکل ما فرهنگی نیست، مشکل نگاه مسوولان به ورزش بخصوص فوتبال است که باید اصلاح شود.

سارا احمدیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها