حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او به محض این که به پلیس آگاهی منتقل شد، به جرمی بزرگتر اعتراف کرد؛ جرمی که تا آن لحظه فاش نشده بود و ابراهیم و یک مادر و پسر تنها رازداران آن بودند.
ابراهیم در اعترافاتش چنین گفت: «من در ازای دریافت 2 میلیون تومان از همسر و پسر نوجوان یک فرشباف، او را کشتم.»
مرد فرشبافی که به دست ابراهیم از پا درآمده بود، مردی 42 ساله به نام قدرت بود که به طور اتفاقی با متهم آشنا و با او دوست شده بود، اما این رفاقت فرجام تلخی را برایش رقم زد. ابراهیم به کارآگاهان گفت: «زمستان سال قبل در اتوبوس کرمانشاه تهران با قدرت آشنا شدم.
او که استاد شبیهبافی فرش بود، مرا به خانهاش برد. از آن به بعد رفت و آمدهای ما شروع شد تا این که فهمیدم قدرت در خانه، مرد بداخلاقی است و همسر و پسرش را اذیت میکند. مدتی بعد از شروع این دوستی، وجیهه، همسر قدرت و پسرش شهاب از من خواستند قدرت را بکشم.
آنها به من وعده دادند بابت این قتل 5 میلیون تومان بپردازند. من هم 21 اسفند 79، ساعت 11 شب به خانه قدرت رفتم. وقتی تنها شدیم، به بهانهای با او درگیر شدم و با چند ضربه چاقو او را کشتم.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این اعترافات، وجیهه و پسرش را بازداشت کردند و فاش شد که آن 2 بعد از قتل جنازه را مثله کرده، در چاه انداختهاند و این راز را از همه پنهان کردهاند.وجیهه در اعترافاتش گفت: «من برای رهایی پسرم از اذیتهای پدرش این کار را کردم. وقتی دیدم ابراهیم از برخوردهای بد همسرم باخبر است، اعتماد او را جلب کردم و از او خواستم شوهرم را در ازای 5میلیون تومان بکشد. البته در نهایت فقط 2 میلیون تومان به او دادم.»نمونههای مشابه این پرونده در چند سال اخیر تکرار شده و شاهد بودهایم افرادی در ازای پول برای انجام قتل اجیر میشوند؛ غافل از این که راز هیچ جنایتی تا ابد سر به مهر نمیماند و قاتل در نهایت به سزای عملش میرسد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....