مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
ببینید دوست دارید چه رشتهای بخوانید و در کدام دانشگاه، آن وقت بروید طرفهای همان دانشگاه. از خیابانش رد شوید. خودتان را تصور کنید. ببینید اگر دانشجوی این دانشگاه و این رشته بودید، چه کار میکردید. اصلا کار سختی نیست. مگر آن کسی که آنجاست و دانشجوست، چه فرقی با شما دارد؟ داستان یک عمر است و شما خواسته خود را دارید و میخواهید آینده خود را تعیین کنید. پس بسم الله، یا علی مدد! اینطوری کار آسان است. البته زیاد خیالپردازی نکنید! همان یک روز بس است. بروید و تصمیم خودتان را بگیرید و مطمئن باشید. به امید خدا، هر چه دوست داشته باشید و در راه رضایت خدا باشد، برایتان فراهم میشود. مثلا یکی دوست دارد دانشجوی رشته ریاضی شهید بهشتی باشد و دیگری معماری دانشگاه تهران. حتما دلیلی دارد. وقتی برگه ثبت نام را پر کردید، دیگر وقت برای تلف کردن ندارید. شروع کنید. این کوه و کمر رفتن بعد از پرکردن ورقه کلی به شما کمک میکند تا دنیایتان عوض شود، ذهنتان تغییر کند و برای کامل و خوب انجام دادن یک کار درست آماده شوید.
البته هوا سرد است و برف و یخبندان، منظور از کوه همان بیرون رفتن است به نزدیک مکانی که دوست دارید از پاییز به مدت 4 سال یا 2 سال یا 7 سال همان راه را بروید. خود را آماده کنید و ذهنتان را!
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.