حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سدهای کوچک در مسیر زندگی ما را آزرده، ناامید و خسته میکند و عکسالعملهای تندمان نه تنها بر عصبانیتمان میافزاید، بلکه هدفمان را هم از ما دور میکند. به این ترتیب قدرت دید منطقی را از دست میدهیم و با تمرکز روی نکات منفی اطرافیان همراه خود را نیز از دست میدهیم، چون آنها را رنجاندهایم.
این روند، نگرانی و اضطراب را در زندگیمان افزایش میدهد؛ چون مرتب برای حل مشکلات از این شاخه به آن شاخه میپریم، گرفتار میشویم. ما به گونهای رفتار میکنیم که همه چیزها خیلی مهمند و دست آخر عمرمان صرف درامهای پی در پی میشود.
خوشبختانه راه دیگری برای ارتباط با زندگی وجود دارد. راهی آرامتر و جادهای دلپذیر که زندگی را آسان و مردم را مهربان میکند. کافی است عادت قدیمی عکسالعملهای تند را با یک عادت جدید جایگزین کنید. روشهای زیر به شما کمک میکند با خوشبینی بیشتری به زندگی پاسخ دهید:
مسائل کوچک را نادیده بگیرید: بیشتر ما اغلب مسائل بسیار کوچک را با تمام قوا موشکافی میکنیم. مثلا یک غریبه در ترافیک سنگین، جلوی ما میپیچد، ما به جای این که او را نادیده بگیریم و بگذاریم برود و روزمان را خراب نکنیم، خودمان را قانع میکنیم که حق داریم عصبانی شویم و به مقابله به مثل میپردازیم. حتی مدتی بعد به جای فراموش کردن، ماجرا را برای دیگران تعریف میکنیم.
از این گونه حوادث بسیار اتفاق میافتد و تقریبا هر روز با آنها روبهرو میشویم و با ناراحت شدن انرژی زیادی از دست میدهیم. شاید مجبور باشیم در صف منتظر بمانیم، انتقادهای غیرعادلانه و نقزدنها را بشنویم. اگر بیاموزیم در مورد مسائل کوچک ناراحت نشویم، وضع ما تفاوت خواهد کرد. بیشتر مردم توانشان را به خاطر مسائل کوچک از دست میدهند، به این ترتیب زیبایی افسانهای زندگی هم از دست میرود.
با اشکالات کنار بیایید: اشخاص خیلی دقیق و ریزبین زندگی آرامی ندارند. اغلب ما وقتی کاری انجام میدهیم، به جای این که از آن کار راضی و متشکر باشیم، روی آنچه غلط بوده تمرکز میکنیم و با ناخشنودی دست به شکایت میزنیم.
یک کمد نامرتب، خطی روی اتومبیل، کاری نا تمام، چند کیلو اضافه وزن یا مواردی از این قبیل کافی است تا آرامش را از ما بگیرد. نمیگوییم نباید بهترین سعیمان را بکنیم، اما میگوییم باید از تمرکز بیش از حد روی مسائل کوچک خودداری کنیم. اگر تنها به کمبودها و ناراستیها توجه کنیم، آرامش خود را از دست میدهیم و از هدف اصلی زندگی دور میمانیم. نباید فراموش کرد همیشه راههای بهتری برای حل مسائل وجود دارد. اگر عادت کردهاید مرتب شکایت کنید، همین حالا تصمیم بگیرید و از این کار دست بکشید.
یاد بگیرید در لحظه زندگی کنید: میزان آرامش درونی ما با این که چقدر میتوانیم در لحظه حاضر و زمان حال زندگی کنیم، اندازهگیری میشود. بدون بیتوجهی به آنچه که دیروز یا سال گذشته اتفاق افتاده یا آنچه فردا اتفاق خواهد افتاد، لحظه حاضر زمانی است که ما در آن قرار داریم. بسیاری از ما استاد عصبی بودن هستیم، چون اجازه میدهیم مشکلات گذشته و آینده روی لحظات حال ما اثر بگذارند و این موضوع به نگرانی، بیحوصلگی، افسردگی و نومیدی ختم میشود. اغلب ما با نادیده گرفتن نکات مثبت امروز، منتظر روزی بهتر هستیم و آن روز هرگز نمیرسد.
مارک تواین میگوید: «حوادث وحشتناکی در زندگی هستند که فقط بعضی از آنها اتفاق میافتند.» توجه خود را روی زمان حال متمرکز کنید.
صبورتر باشید: صبور بودن یکی از راههای رسیدن به آرامش است. وقتی صبور نباشید به آسانی آزرده و تحریک میشوید. تحمل کردن، آرامش زندگی شما را افزایش میدهد. اگر در ترافیک گیر افتادید یا برای یک ملاقات دیر کردید، حتی اگر دوست ندارید، سعی کنید آرام بمانید. نفس عمیق بکشید و اجازه ندهید افکارتان از کنترل خارج شود.
صبور بودن موجب دیدن بیگناهی دیگران میشود. وقتی فرزند کوچکتان به شما آویزان میشود، به جای دیدن مزاحمت هایش به خود یادآوری کنید که او دوست دارد با شما باشد. بهتر است زیباییهای رفتار مردم را ببینیم و از زندگی بیشتر لذت ببریم.
از خودتان بپرسید: آیا این موضوع در سال آینده هم مهم است؟ موقعیتی را که اکنون در آن هستید و شما را نگران کرده است، در نظر بگیرید. فرض کنید یک سال از این شرایط گذشته باشد، از خودتان بپرسید آیا در آن موقع هم به همین اندازه نگران این وضعیت هستید؟ مشکلاتی مانند درگیریهای خانوادگی، زورگویی رئیس، اشتباه کردن، از دست دادن یک موقعیت، گم کردن کیف پول و همه آنچه که ساعتها و حتی روزها فکر ما را به خود مشغول کرده و نگران میکند؛ در سال آینده بیاهمیت و حتی مسخره خواهد بود. پس بیش از آنچه که استحقاق آن را دارد خود را درگیر نکنید.
به مجلس ختم خودتان بروید: هر چند این تدبیر برای برخی کمی ترسناک است، اما به یادمان میآورد که چه چیزی در زندگیمان مهمترین است. آیا وقتی به گذشته نگاه میکنیم، از چگونگی پیشرفتمان راضی میشویم؟ تقریبا تمام کسانی که در بستر مرگ افتادهاند، با چند اختلاف جزئی آرزو میکنند که ای کاش بر سر مسائل کوچک آنقدر حرص نخورده بودند یا وقت بیشتری برای آنچه واقعا مهم است صرف میکردند. تصور کردن خودتان در بستر مرگ به شما اجازه میدهد در حالی که هنوز برای بهتر کردن زندگی شانس دارید به مسائل واقعا مهم بپردازید. شما با چنین تصوری انرژی فوقالعادهای برای تغییر در خودتان کشف خواهید کرد.
روزی یک دقیقه به این فکر کنید که از چه کسی تشکر کنید: این تمرین با ارزش فقط چند ثانیه وقت شما را میگیرد، ولی آرامش درونی فوقالعادهای به شما میدهد. احتمالا اشخاص زیادی در زندگی شما هستند که میتوانید از آنها تشکر کنید: کسی که در را برای شما نگه داشته است، پزشکی که زندگی شما یا یکی از بستگانتان را نجات داده است، همسری که اسباب آرامش شما را فراهم آورده است، دوست یا فامیلی که ... توجه داشته باشید که افکار منفی باعث نگرانی و اضطراب میشوند و تاکید روی موارد خوب زندگی موجب بروز احساس قدرشناسی خواهد شد. وقتی به سلامتی، فرزندان، خانه، شغل و همه چیزهای خوبی که در اطرافتان وجود دارد فکر کنید و سپاسگزار باشید، آرامش خواهید یافت.
شنونده بهتری باشید: تعجب نکنید، یک شنونده خوب حرف دیگران را قطع نمیکند، جمله دیگری را تمام نمیکند، بیصبرانه منتظر جواب دادن و صحبت کردن نمیماند. اگر حالت جوابگویی را کاهش و توانایی شنیدن را افزایش دهید، صلحجوتر خواهید شد. زمانی که روی لبه صندلی ناآرام مینشینید، و سعی میکنید حدس بزنید طرف شما چه میخواهد بگوید، مقدار زیادی انرژی از دست میدهید و واضح است که عصبی میشوید.
مهربان بودن را تجربه کنید و زیبایی را ببینید: تمرین مهربانی راهی است برای دیدن زیباییها. بدون توقع مهربانی کنید. احساس رضایت یک احساس مثبت و آرامشبخش است. اغلب اوقات یک مهربانی کوچک تاثیر عمیقی روی دیگران میگذارد. مهربانی شما میتواند برداشتن زباله از جلوی خانه همسایه، دادن کمی پول به یک سازمان خیریه، سر زدن به یک دوست و خویشاوند پیر یا بیمار، دستگیری از همسایگان و ... باشد. اگر سهم خودمان را از خدمت کردن، عشق ورزیدن و مهربان بودن بپردازیم، بزودی دنیای بهتری خواهیم داشت.
انسانشناس شوید: شما برای بردباری کردن نیاز دارید، بدون داوری کردن به راه و روش زندگی مردم احترام بگذارید. اگر بتوانید مردم را بشناسید از اعمال آنها کمتر سرخورده و نومید میشوید. وقتی کسی کاری میکند که به نظر شما عجیب است، بگویید: «جالب است، گویی او در دنیای خودش چیزها را طور دیگری میبیند.» به جای انتقاد کردن و ایراد گرفتن تفاوتها را ببینید. قضاوت در مورد دیگران در حد شما نیست.
فراموش نکنید هر چیزی اثر خدا است: ما به عنوان انسان باید در هر واقعه یا مسالهای در زندگی در جستجوی تقدس باشیم. دیدن زیبایی خدا در شکوه طلوع، کوه پر برف، لبخند یک کودک سالم یا موجهای اقیانوس، آسان است؛ اما آیا میتوانیم یگانگی و تقدس را در موقعیتهای زشت، آزمونهای دشوار زندگی، تراژدیهای خانوادگی یا درگیریهای ناهنجار زندگی هم ببینیم؟ بله، وقتی به خاطر داشته باشیم هر چیزی نشانهای از خدا دارد، آن چیز ویژه میشود. جایی در پس افکارتان به یاد آورید که همه چیز توسط خداوند برکت یافته است. اگر زیبایی برکت خداوند را در چیزی ندیدیم به این دلیل است که با دقت نگاه نکردهایم یا دیدمان آنقدر وسیع نبوده تا آن را ببینیم.
با خونسردی شکستن لیوانها را بپذیرید: زندگی یک تغییر و تحول دائمی است و هر چیزی یک آغاز و یک پایان دارد. هر درخت به یک حجم خاص میرسد و دوباره به زمین باز میگردد. جسم ما نیز متولد میشود و میمیرد. لیوان تولید شده میشکند! اگر این واقعیت را بپذیرید وقتی چیزی میشکند، نومید نمیشوید و برای مدتی که آن را در اختیار داشتهاید شکرگزار خواهید بود. فقط بپذیرید که همه چیز به موقعیت اولیه خودش برمیگردد. پس خونسرد باشید. این فلسفه به شما میگوید وقتی چیزی را از دست دادید، خونسرد باشید.
این جمله را درک کنید: «هرجا بروید، آنجا هستید:» به خودتان بیاموزید مرتب آرزو نکنید کاش در جای دیگری زندگی میکردید، یا به جای شخص دیگری بودید، یا خانه دیگری داشتید و... واقعیت این است که اگر مرتب آزرده میشوید و خشمگین هستید که ای کاش اوضاع طور دیگری بود، یک روان خرابکار دارید. به هر حال عکس این حالت هم ممکن است، چون اگر کمی حوصله کنید و آرام باشید میتوانید با برخورد منفی مقابله کنید. روی زمان حال تمرکز کرده و از موقعیت فعلی لذت ببرید.
رانندهای پرخاشجو نباشید: چه مکانهایی بیشتر از همه شما را عصبی میکند؟ احتمالا رانندگی در ترافیک در بالای فهرست شما قرار دارد. این روزها وقتی به بزرگراهها نگاه میکنید، به این میماند که در یک رالی یا مسابقه جادهای هستید. رانندهای که با چنگال پیچیده شده دور فرمان، چشمان دریده و افکاری خارج از کنترل همراه با فشار خون بالا، تحت فشار شدید عصبی جلوی اتومبیل دیگر میپیچد و فقط چند سانتیمتر جلو میرود، نهتنها زندگی خود و سرنشینان اتومبیل را به خطر میاندازد، بلکه به هیچ جا هم نمیرسد. این سبقت فقط تا چهارراه بعدی شما را پیش میبرد. پس به جای منقبض کردن عضلات آرام بمانید، به رادیو و به موسیقی مورد علاقهتان گوش دهید. وقتی عاقلانه تصمیم بگیرید که یک راننده مهاجم نباشید در اتومبیل احساس آرامش خواهید کرد.
برای توجه به خودتان وقت بگذارید: خود را یک امتیاز گیرنده بدانید. قبل از پرداخت صورت حساب دیگران، حساب خود را تسویه کنید. وقتی کارهای خودتان را انجام دادید، وقت کافی برای دیگران هم خواهید داشت. در برنامههای معنوی اصلی وجود دارد و آن این که اگر منتظر بمانید تا همه عوامل آماده شود این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. با برنامهریزی هر روزه میتوانید کمی وقت برای خودتان در نظر بگیرید. میتوانید سحرخیز شوید و برای یک ساعت یک برنامه مطالعه، دعا کردن، مراقبه، یوگا یا هرچه میخواهید داشته باشید. مهم این است که برای آن برنامهریزی زمانی را در نظر بگیرید.
امروز طوری زندگی کنید که گویی آخرین روز زندگی شماست، شاید هم باشد! شما کی میمیرید؟ 50 سال دیگر، 20 سال دیگر، 5 سال دیگر یا همین امروز؟ واقعیت این است که هیچکدام از ما نمیدانیم چه مدت دیگری زنده میمانیم. وقتی خبر درگذشت مردی را در پشت فرمان اتومبیلش شنیدم با خود گفتم آیا به خانوادهاش گفت که چقدر دوستشان داشته است؟ آیا زندگی خوبی داشته؟ به اندازه کافی عاشق بوده است؟ متاسفانه بیشتر ما طوری کارهایمان را پشت گوش میاندازیم که گویی برای ابد زندهایم. ملاقات یک دوست، گفتن یک جمله محبتآمیز، شنیدن حرف نزدیکان و همه کارهای دیگر را عقب میاندازیم و انرژی و وقت خود را صرف چیزهای بیاهمیت میکنیم. بهتر است در روز زندگی کنیم، آن هم طوری که گویی آخرین روز است.
سعیده کافی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....