مادها نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها یعنی زبان لکی با دستور زبان و ادبیاتی قوی که دارای حدود 30 هزار لغت است، بازمانده زبانهای اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.سکونتگاه اصلی مردم لک زبان در مرز مشترک بین چهار استان در جنوب کرمانشاه، شرق استان ایلام و جنوب غرب همدان و شمال غربی و غرب لرستان است. لکها بیشتر در شهرهای دلفان، کوهدشت، سلسله، هرسین، صحنه، کنگاور، سنقردینور، شیروان، چرداول، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرمآباد ساکن هستند.
به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لکها عموما شاخهای از کردها یا لرها در نظر گرفته میشوند. حتی برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده است. در حالی که لکها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفههای قومی خصوصا پوشش، مستقل از قوم کرد و لرند. نظریهای که بیشتر باستانشناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازمانده فارسی باستان و پهلوی است. پارسی باستان زبان زمان هخامنشیان است که ریشه زبان فارسی امروزی است.
مهمترین عامل افتراق و استقلال این قوم، مولفه زبانی آنان است. تحقیقات زیادی درباره ریشه زبان لکی صورت نگرفته، اما میتوان گفت زبان لکی زیبا و آهنگین است که واژههای باستانی و کهن فارسی به میزان زیادی در آن وجود دارد و شکل قدیمی و اصیل برخی واژهها و شیوه جملهبندی اصیل آن به جا مانده از زبانهای پارسی باستان و پهلوی است و در این زبان واژههایی میتوان پیدا کرد که با زبانهای پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.
پس از زبان، موسیقی، برجستهترین ویژگی هویت قوم لک است. نغمهها، آواها و آوازهای باقیمانده از موسیقی لکی بیانگر اصالت، ریشهدار بودن و خاص بودن آن است. موسیقی لکها از حیث محتوایی شدیدا تحت تاثیر محیط طبیعی، نوع معیشت و آداب و سنن است. با این وجود، قومی با جمعیتی قریب به یک میلیون نفر و با زبانی مستقل که به گواه تاریخ تمامی مولفههای یک قوم بزرگ را داراست هم پژوهش نشده، هم به فراموشی سپرده شده است.
معنای لک
اگرچه ریشه واژه لک نامعلوم است اما در برهان قاطع آمده است: «لک بفتح اول و سکون ثانی، صد هزار را گویند یعنی عدد هر چیز که به صدهزار رسد آن را لک خوانند.» و دکتر معین بر این معنی حاشیه زده است که هندی است در هندوستانی: لاک، از ریشه سانسکریت، در فرهنگ رشیدی و فرهنگ 5 بخشی آمده است: عدد معروف یعنی صدهزار.
مولف فرهنگ پنج بخشی مینویسد: «بدان هر چیزی را رنگ کنند و گویند رنگی لکی است.»
مولف فرهنگ رشیدی نوشته است: «همان لاک مرقوم که از درخت کنار و دیگر اشجار حاصل شود و...
لک به معنای داغ، تنها در برهان قاطع آمده است.در همه فرهنگها واژه لک به معنای نام طایفه هم آمده است.واژه لک در نام برخی آبادیها و مناطق ایران به کار رفته است، لک در رضاییه، لک در سنندج، لکان در الیگودرز، لکان در اهر، لک بزرگ در قزوین، لکستان، سرابله (سراب لک) در ایلام و ... اما از نظر عرفی، «لک» به نژادی گفته می شود که از ترکیب دو نژاد لر و کرد پدید آمده است.
پانوشت: منابع در روزنامه موجود است.