مجددا ازدواج نکنید

چقدر این کارشناسی برخورد کردن با مسائل چیز خوبی است. تا چه رسد به کارشناسی ارشد که معلوم نیست چقدر خوب است.
کد خبر: ۲۹۳۶۴۳

سال گذشته، دولت نهم، قبل از تنظیم و تقدیم لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها توسط دولت دهم، در راستای حمایت از کانون گرم خانواده و گرم‌تر کردن آن، یک فقره لایحه خانوادگی را دودستی تقدیم مجلس کرد که ماده 23 آن سر و صدا ایجاد کرد و با واکنش‌های منفی بسیاری روبه‌رو شد.

این ماده قانونی (و الان غیرقانونی) اذعان می‌داشت که مرد متاهل می‌تواند بدون رضایت همسر اولش و تنها با کسب اجازه از محضر شریف دادگاه، دست به ازدواج دوم بزند تا در آن واحد بتواند کانون دو خانواده را گرم نگه دارد.

خوشبختانه (البته از نگاه ما)!، این لایحه تقدیمی دولت خدمتگزار، تحویل یک کمیته ویژه کارشناسی شد تا بروند روی آن کار کارشناسی بکنند. آنها هم رفتند روی پروژه کار کارشناسی کردند و همین شب جمعه گذشته، روزنامه‌ها خبر از اتمام اصلاح این لایحه به نفع زن‌ها و در جهت تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از طلاق‌جات دادند. بنا به گفته مخبر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، طبق این لایحه اصلاح‌شده جدید، انجام عمل ازدواج مجدد ، جز در موارد خاص از بیخ ممنوع می‌باشد. این موارد خاص، محدود بوده و به طور فشرده عبارتند از:

1- رضایت همسر اول: اگر همسری پیدا شود که به داشتن هوو رضایت کامل داشته و به آن افتخار کند و حتی خودش در کمال صحت و سلامت عقل، برای پیدا کردن همسر دوم مرد زندگی‌اش آستین بالا زند؛ در این صورت هیچ کسی مقصر نیست و مرد می‌تواند دست به ازدواج مجدد بزند .

2- محکومیت زن: چنانچه زن آدم مرتکب یک خبط و خطایی شود که منجر به حبس پنج ساله یا بیشتر مشارالیها در هلفدونی و صرف آب خنک گردد؛ در این حالت خاص نیز مرد حق دارد که پس از اثبات این حالت خاص خود در دادگاه، اقدام به ازدواج مجدد کند. حالا وقتی که زن اولش از زندان آزاد شد، یک فکری می‌کند. نیست فردا گفتن از شرط طریق!

3- ترک خانه: حالا آمدیم و یک زنی، کل خانه و خانواده را بالکل ول کرد رفت؛ در این حالت نیز همسر مذکر او می‌تواند پس از اثبات حالت خاص خود، درصدد ازدواج مجدد برآید و خدا را شکر کند. ترک کردن، فقط در مواردی مثل سیگار و اعتیاد و الکل و امثالهم خوب است، در پاره‌ای موارد، مثل همین ترک خانه و کاشانه خوب نیست.

حکایت مینی ماسمالیستی: فردی هنگام سخنرانی‌جوگیر شده و اندر مزایای ازدواج مجدد، داد سخن داده بود. قضا را ساده‌اندیشی در آن جمع بود. تحریک به کار خیر شد و همان روز برفت و زنی دیگر اختیار کرد. پس چون شب عالمگیر شد، به خانه زن اول در آمد. زن اول که از ازدواج دیگر او با اس ام اس در و همسایه باخبر شده بود، سر‌از پنجره بیرون آورد و حنجره گشود که: «به نزد همان زن دوم برو که بی‌اذن و اطلاع من ستانده‌ای.»! مرد، شرمگنانه سر پایین افکند و راه منزل دیگر زن در پیش گرفت. چون به در سرای همسر تازه‌تاسیس رسید، ندا در داد که در را بگشای که من آمده‌ام وای وای...! زن دوم نیز که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای برون‌مرزی از زن داشتن مرد مطلع گشته بود، از پشت همان اف‌اف تصویری شطرنجی شده آواز در داد که: «به سراغ همان زن پیشینت برو که از پیش داشتی و دم برنیاوردی.»! پس مرد، دست از پا درازتر، از اینجا مانده و از آنجا رانده، به کاروانسرایی داخل شد و به صفوف جماعتی کارتن‌خواب پیوست. پاسی از شب نگذشته که ناگهان در میان جمع، صدای خرو‌پف آشنایی شنید. چون فراگوش بداد و نیک نظر کرد، همان سخنران آشنا را دید. تا خرخره تعجب کرد و داستان را پرسید. سخنران، تبسمی زد و گفت: «راستش خود من نیز دوگانه‌سوز و دوزنه می‌باشم و چون هیچ‌یک از عیالین مرا به خانه راه نمی‌دادند، گفتم که با تشویق امثال تو، از تنهایی در‌آیم. خوشحالم که اینجایی.»!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها