هنوز نمی‌دانم چطور این کار را پذیرفتم

یک : شاید باور نکنید، اما خودم هم نمی‌دانم چطور شد که ساخت سریال «ولایت عشق» را پذیرفتم. راستش ساخت فیلم یا سریال تاریخی اصلا جزو برنامه‌های من نبود، اما روند به گونه‌ای طی شد که ساخت این سریال تاریخی را پذیرفتم.
کد خبر: ۲۹۰۰۱۰

حال چطور شد که سریال «ولایت عشق» را ساختیم، باید به کمی قبل‌تر برگردیم؛ زمانی که ساخت سریال «تنهاترین سردار» شروع شده بود، اما در ادامه به دلیل بروز مشکلاتی به حالت تعلیق درآمد.

در آن زمان از من خواسته شد که این کار را به پایان برسانم. همان زمان آقایان لاریجانی و حیدریان از من خواستند که کارگردانی سریال ولایت عشق را بپذیرم. استدلال آنها هم این بود که باید از تجربیات ساخت پروژه قبلی، در ساخت آثار دیگر هم استفاده شود، ولی خودم از انجام این کار وحشت داشتم. بنابراین به آقای حیدریان گفتم که مرا از انجام این کار معاف کند.

اما او گفت به مشهد برو و با امام رضا (ع) مشورت کن! من هم به مشهد رفتم و در حرم امام رضا گفتم یا خودتان این کار را کنسل کنید یا ترتیبی بدهید که به نحو احسن انجام پذیرد. این‌گونه بود که در اواسط سال 75 پروژه اولیه تحقیق و نگارش این کار انجام شد. «شورای تاریخ اسلام» که جمعی از محققان، پژوهشگران و استادان من بودند محور داستان را مشخص کردند.

قرار شد سریال از مرگ هارون شروع و با شهادت امام رضا (ع) در توس پایان پذیرد. من تقریبا هرچه کتاب معتبر درباره آن حضرت بود، مطالعه کردم و فیش‌برداری کردم و مواردی که موثق و قابل اعتماد بود را انتخاب و آرام‌آرام کار نوشتن سناریو را آغاز کردم، بعد هم که نوبت به فیلمبرداری رسید.

فیلمبرداری این سریال حدود 26 ماه طول کشید. تا آن‌موقع هیچ‌کدام از کارهای تاریخی «صدا سر صحنه» نبودند. علیرضا رضاداد مدیر تولید آن زمان سیمافیلم، گفت:«اگر جرات دارید با صدای سرصحنه بگیرید، ما حاضریم ریسک کنیم» و از آنجا که از دوبله تنهاترین سردار خیلی راضی نبودم، با ترس و لرز پذیرفتم که صدا سر صحنه باشد، البته بعدها خیلی خوشحال شدم که این کار را انجام دادیم.

بجز این ما باید از عوامل زبده‌ای استفاده می‌کردیم. در انتخاب هنرپیشه‌ها علاوه بر این که می‌بایست هنرمندان قابل اعتنایی باشند، باید می‌توانستند یک فیلمبرداری طولانی را نیز تحمل کنند.

محمدصادقی که بعد از 17 سال به ایران برگشته بود، برای نقش مامون انتخاب شد: اکبر زنجانپور، بیتا فرهی، مریلا زارعی، دانیال حکیمی، بیژن امکانیان و ... نیز بر همین اساس انتخاب شدند.

اما حتی این مسائل هم مشکل جدی ما نبودند. در آن موقع به شورای تاریخ اسلام گفتم که ما نمی‌توانیم قصه‌ای را تصویر کنیم که شخصیت اصلی آن غایب باشد تا این که به من گفتند می‌توانی حضرت امام رضا(ع)‌ را هم به نوعی نمایش دهی. حالا من باید کدام بازیگر را انتخاب می‌کردم که همه شرایط را برای ایفای این نقش مهم داشته باشد؟ آن موقع تجربه کمی در زمینه کامپیوتر داشتیم. با عده‌ای از همکارانم به سراغ مرکز صبا و مهدی مسعود شاهی رفتیم.

آنها هم اتودی اولیه برای ما زدند که البته تا نتیجه نهایی خیلی فاصله داشت. مشکل بعدی ما، مشکل صدا بود. تصمیم داشتم این شخصیت یک صدای نافذ و البته آسمانی داشته باشد. همان موقع به فکر فرخ نعمتی افتادم. او قدی بلند و صدای تربیت شده‌ای داشت که برای این نقش، مناسب بود. من به او گفتم در تمام طول سریال، چهره‌ات دیده نخواهد شد . اما او مشتاقانه کار را پذیرفت و متعهدانه تا پایان کار با ما بود.

دو : لشکر 23 تکاور قرار بود برای برخی صحنه‌ها به ما نیرو بدهد و چون ما نمی‌خواستیم با حمل و نقل این نیروها، زمان را از دست بدهیم، تصمیم گرفتیم محل فیلمبرداری را به نزدیکی آنها ببریم؛ موضوعی که خیلی ها با آن مخالفت کردند، آنها معتقد بودند: در آن فصل سال نیمه‌‌های پاییز هوای این منطقه قابل پیش‌بینی نیست و به خاطر تجربه‌ای که از سال‌های پیش داشتند، می‌گفتند شرایط آب و هوایی این منطقه، ادامه کار را برای ما میسر نخواهد کرد. اما عجیب بود به مجرد آن که ما در منطقه اردو زدیم و کار فیلمبرداری را آغاز کردیم، هیچ‌کدام از اتفاقاتی که دوستان می‌گفتند رخ نداد.

البته ما در هفته عصر یکشنبه و روز دوشنبه را تعطیل می‌کردیم تا عوامل به کارهای شخصی خودشان برسند، تنها در این دو روز بود که هوا متغیر می‌شد و طبیعت چهره دیگر خود را به نمایش می‌گذاشت.

در ساخت این سریال، عده زیادی با من همکاری کردند که تعدادی از آنها، دیگر در کنار ما نیستند. رسول احدی (فیلمبردار)‌ و رضا سعیدی و غلامرضا طباطبایی 2 بازیگر خوب و مستعد این سریال‌ سال‌ها بعد، از میان ما رفتند که جایشان این روزها بین ما خیلی خالی است. خدا همه آنها را قرین رحمت کند.

مهدی فخیم‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها