حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این برنامه در ابتدای تولید و پخش، مورد توجه بسیاری از مردم و اهالی هنر قرار گرفت و بازتابهای بسیار خوبی داشت. اما متاسفانه به دلایلی نتوانست به روند خود ادامه دهد و در یک برهه زمانی تولید و پخش آن متوقف شد. اما خوشبختانه مدتی است دوباره این برنامه آغاز به کار کرده و با انرژی خوبی به راه خود ادامه میدهد. ساختار برنامه در ابتدا به این نحو بود که هر برنامه با توجه به سلیقه کارگردانش که اتفاقا او هم با سلیقه خاصی انتخاب میشد به یک فیلم بپردازد و این کارگردان بود که تصمیم میگرفت از چه زاویهای به آن بپردازد. یا مستقیم به پشت صحنه و تجربیات تکنیکال ماجرا میپردازد یا به تاثیرات و مباحث فرامتنی آن توجه میکند و درباره فیلم و تاثیرگذاریاش با عوامل و کارگردان و نیز بسیاری از اهالی سینما مصاحبه میکند. یا اصلا به هیچکدام از این نوع زوایا نمیپرداخت و راه دیگری را انتخاب میکرد. این ساختار که در برنامهای که قرار بود به فیلم هامون بپردازد استفاده شد.
ساختاری که نه به پشت صحنه فیلم کاری داشت و نه با عوامل مصاحبه میکرد. بلکه به تاثیرات تاریخی و اجتماعی که فیلمهامون ساخته تحسین شده داریوش مهرجویی بر سینما دوستان آن دوره ایران گذاشت میپرداخت. با کسانی که به هامون بازها شهرت داشتند و دارند مصاحبه میکرد و صحبتهایی نه از جنس منتقدانه و حرفهای، بلکه بیشتر گپ و گفتهایی عاطفی در باب سینما و بخصوص هامون زده میشد.
از فیلمهایی که در سری اول این برنامه به آنها پرداخته شد میتوان به سرب، من ترانه 15 سال دارم، آژانس شیشهای، ناخدا خورشید و... اشاره کرد، اما یکی از نکات بسیار مثبت دیگر این برنامه، سیاستهایی است که در قبال انتخاب کارگردان برای ساخت مستندهای برنامه اتخاذ میشود. سازندگان قسمتهای مختلف این برنامه از بین شخصیتهای معتبر و سرشناس بخشهای مختلف سینما انتخاب شدهاند. مثلا شهرام مکری که به تازگی اولین فیلم بلند خودش را نیز کارگردانی کرده است یا کارگردانانی که در زمینه فیلم بلند شناخته شده هستند، مثل مانی حقیقی یا امید نجوان که از منتقدان خوب کشور نیز به شمار میرود.
انتخاب شهرام مکری برای ساخت مستندی درباره فیلم تحسین شده بودن یا نبودن اثر کیانوش عیاری، قطعا انتخاب درست و به جایی بوده و با شناختی که از مکری و آثارش داریم و اینکه جوانی بشدت خلاق و ایدهپرداز است، الحق کار خوبی را تهیه کرد و روی آنتن فرستاد. مستند مکری با اخباری از تلویزیون آغاز میشود که کسب جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم قاهره اعلام میکند و در ادامه به تاثیرات فیلم بودن یا نبودن روی سینمای ایران و اهمیت ویژه آن و نیز نقدهایی که روی این فیلم در زمان خودش شکل گرفت میپردازد.
نمیتوانیم یادی از مستند خوب امید نجوان نکنیم که به یک فیلم بسیار ارزشمند، تاثیرگذار و دلانگیز از سینمای ایران پرداخته است. آژانس شیشهای، اثر ابراهیم حاتمیکیا. مستند امید نجوان که دلواره نام دارد، در ابتدا با تکه بسیار معروفی از خود فیلم آژانس شیشهای آغاز میشود و در ادامه مستقیما با کارگردان اثر مستندش را به پیش میبرد. حاتمیکیا ابتدا به چگونگی شکلگیری ایده این فیلم اشاره میکند و در ادامه دفاعیهای از خود ارائه میدهد و شباهت قسمتهایی از فیلمش را با فیلم بعدازظهر نحس، اتفاقی قلمداد میکند، اما مستند نجوان به دلیل رابطه مستقیمی که با عوامل اصلی اثر برقرار میکند، پر است از خاطرات و اتفاقات ناب. رضا کیانیان از ترفندی که برای القای احساس آرامش به حبیب رضایی در سکانس آخر فیلم که قرار است در هواپیما جان دهد میگوید و این که چطور یک قرص کمردرد را به جای آرامبخشی قوی به حبیب رضایی داد که در هنگام جان دادن عصبی نشود و چشمانش را آرام ببندد تا وقتی که خود حبیب رضایی بهقول خود گافهایش در دفتر حاتمیکیا هنگام تست بازیگری میگوید همه و همه لحظات نابی را برای بینندگان این برنامه رقم میزنند. در آخر هم حاتمیکیا با بیان خاطرات دوران کودکیاش و ماجرای بازی خطرناکی که با دوچرخه انجام میدادند به طور غیرمستقیم به ریسکی که قبل از ساخت فیلم آژانس شیشهای کرده و واقعا نمیدانسته آخر این ماجرا چه میشود، اشاره میکند.
اما برنامه در سری جدید خود اگرچه چند قسمت تکراری را روی آنتن فرستاد اما قابلیت به روز شدن خوبی از خود نشان داد. به عنوان مثال، میتوان به قسمتهایی از این برنامه اشاره کرد که در ماه مبارک رمضان پخش شدند و به جای پرداختن به یک فیلم سینمایی که مردم آن را روی پردههای نقرهای سینما دیدهاند، به آثاری پرداخته شد که مردم آن را در گیرندههای خودشان و سر سفرههای افطار در سالهای قبل دیدهاند و برایشان ماندگار شده است. سریالهای او یک فرشته بود و میوه ممنوعه نیز از بستههای ویژهای بودند که برنامه یک فیلم یک تجربه برای مردم در ماه رمضان تدارک دیده بود که اتفاق خوبی بود و بازتابهای خوبی هم داشت؛ بخصوص، مستند سریال میوه ممنوعه اثر حسن فتحی. مستند از بخشهای جذاب و در عین حال تخصصی خوبی برخوردار بود و حتی گاهی مواقع بار دراماتیکی هم داشت و با صدای خواننده سریال یعنی احسان خواجه امیری نیز همراه میشد. فیلم شامل مصاحبه با عوامل و بخصوص بازیگرها، فیلمنامهنویس، بررسی دیالوگ در اثر حسین فتحی و... بود. از دیگر بخشهای جذاب فیلم نیز نمایش عکسهای بسیار خوب عکاس سریال بود که در خلال فیلم پخش میشد و در مواردی که عکسی از حسن فتحی نشان داده میشد، جای خالی او را در این مستند پر میکرد.
در آخر، علاوه بر تشکر از همه عوامل دستاندکار این برنامه و کارگردانان و عوامل ساخت مستندها، باید تشکری هم از مدیران رسانه ملی و بخصوص گروه هنر و ادب شبکه 4 سیما کنیم که با این کیفیت خوب به سینما میپردازند و راه را برای رشد و شکوفایی آن هموار میکنند.
حسین گودرزی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....