آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
شکلات و پفک و مینیپیتزا را همین که خوردی یعنی هزار تومانت تمام شده است، توپ دیر یا زود پنچر میشود، عروسک روزی از شکل میافتد، مریمها هم به 3 روز نرسیده پژمرده میشوند، جورابها هم بعد از یکی دو بار شسته شدن کهنه میشوند، اما اگر هر ماه هزار تومان برای درمان سرطان کودکی خرج کنی، حتی اگر سکهای 5 تومانی را هر ماه یا هر هفته توی یکی از آن قلکهای سفالی بیندازی، کودکی سرطانی زنده میماند، سر کوچک و کچلش دوباره پر مو میشود، درد استخوانهایش آرام میگیرد، کبودی زیر چشم هایش بی رنگ میشود، سرخی گونههایش بر میگردد و دوباره میخندد و آن وقت تو تا پایان عمر یادت میماند که با صرف هزینهای ناچیز نگذاشتهای خرچنگ سرطان تن نحیف او را بجود، نگذاشتهای درد بکشد، نگذاشتهای رویای خوش کودکیاش کابوس شود و تو در حد توانت، به او زندگی هدیه دادهای و او از ته دلش، برایت دعای خیر.
آن وقت تو هم یکی از آن هزاران نفری هستی که در محک (موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان) گرد هم آمدهاند تا نگذارند هیچ کودکی از سرطان.... نه ! حتی نوشتنش هم سخت است، بگذار این کلمه را ننویسم، این یک کلمه را خودت حدس بزن و نگذار رخ دهد. کسی چه میداند، شاید حتی روزی تو هم یکی از آن صدها نفری شدی که هر سال در جشن قلکشکنان محک، قلکهای سفالی را که آدمهایی مثل من و تو در طول سال با سکههای ناچیز پرکردهاند با چکشی کوچک میشکنند و با دلشورهای شیرین، دانه دانه میشمرندشان تا حساب کنند آن سکهها جان چند کودک را نجات خواهد داد ؟ روز جمعه دیروز یازدهمین جشن قلکشکنان محک از ساعت10 صبح تا 18 در بیمارستان فوق تخصصی محک برگزار شد. از آن هزاران هزار سکهای که دیروز دستهای مهربان آنها را از میان سفالهای شکسته جدا کردند و شمردند، تو هم سهمی داشتی؟
مریم یوشیزاده
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....