مکث

سرقت‌ دیپلماتیک آثار آنتیک

مصونیت دیپلماتیک هم بعضی وقت‌ها چیز خوبی‌ست. بعضی وقت‌ها هم چندان جالب نیست، هم باعث بی‌آبرویی خودت می‌شود و هم کشورت. به عنوان مثال می‌دانی مصونیت دیپلماتیک داری، سپس هوس می‌کنی وقتی از یک بنای تاریخی در حال بازدیدی، بی‌اجازه قطعه یا قطعاتی از تاریخ و فرهنگ ایران را برای یادگاری یا هر چیز دیگری در جیبت بگذاری و به کشورت در آنسوی دنیا به عنوان سوغات ببری. مثل سرقت‌هایی که در چند سال گذشته با مصونیت دیپلماتیک آقایانی انجام گرفت که به عنوان دیپلمات در کشورمان حضور داشته‌اند. سرقت؟! نه. مگر دیپلمات‌ها هم دزد می‌شوند. ما نسبت به مهمانان خارجی خود اطمینان کامل داریم. ایرانی‌ها اصلا به ممهان‌نوازی در جهان شهره هستند. اما شاید هم باید در برخی موارد به این اطمینان شک کرد.
کد خبر: ۲۸۵۴۲۰

هنوز پرونده آقای دیپلمات کره‌ای که در تخت‌جمشید قدم می‌زد و هوس کرد قطعه‌ای از تخت‌جمشید را به عنوان سوغات به سرزمین جومونگ ببرد، روی میز قاضی باز است که ناگهان خبر می‌رسد دیپلماتی آرژانتینی هم به خیل علاقه‌مندان آثار تاریخی ایران در آمده تا 5/5 تن اثر تاریخی را از کشور به سرقت ببرد. بله شاید باور و هضم این جمله سخت باشد، اما باید باور کرد، دیپلماتی اینقدر جسارت دارد که تصمیم‌ بگیرد نزدیک به 6 تن اثر تاریخی را از ایران خارج کند.

جالب آن است که سال‌هاست خبرهایی را می‌خوانی که از دستگیری شخصی در حال فروش یا خرید اثری تاریخی حکایت دارد. پشت خیابان منوچهری تهران یا حتی در کوره دهات‌های جنوبی‌ترین یا شمالی‌ترین نقطه کشور. شخصی که مثلا داشته دکمه‌ای از لباس نمی‌دانم فلان شازده قجری را می‌فروخته است. تمامی ‌خبرگزاری‌ها تیتر می‌زنند که سارق میراث فرهنگی را گرفته‌اند و لابد باید پدر صاحب بچه‌اش را نیز درآورند که خواسته میراث کشورش را خرید و فروش کند، اما سوال اصلی این است که کلمه سرقت تاکنون چند بار از سوی مقامات رسمی ‌و حتی غیررسمی‌ در مورد دیپلمات‌های خارجی که به سرقت آثار تاریخی دست می‌زنند؛ به کار گرفته شده است.

سال‌های سال است که شایعه خرید و فروش آثار تاریخی نقل محافل میراث فرهنگی کشور است که هر روز سر و کله دیپلماتی به عنوان یک پای ثابت خرید و یا خارج‌کننده یک اثر تاریخی در کشور مطرح است اما هیچ‌گاه برخورد قاطعی از سوی مقامات بلند پایه کشور در این مورد صورت نگرفته است. مگر در مورد میراث ایرانی می‌توان با کسی تعارف کرد یا آن‌که چون دیپلمات است و لابد مصونیت دارد بعضی وقت‌ها هم چشم‌هایمان‌ ‌را ببندیم تا مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی آقایان دیپلمات و البته کشور متبوعشان.

زنجیره خروج آثار تاریخی از سوی دیپلمات‌های خارجی جایی باید پاره شود. این موضوع دیگر با اتفاقاتی که در چند ماه گذشته رخ داده و 2 دیپلمات از شرق و غرب عالم با سرقت آثار تاریخی میراث خواری تمدن ایران کهن را کرده‌اند، از حد یک شایعه به یک واقعیت تبدیل شده است، اما آیا وقت آن نرسیده تاتعارف‌های سیاسی درباره سارقان آثار تاریخی کشورمان کنار گذاشته شود تا به این واسطه، میراث ایرانی در ایران بماند و در حراج‌های جهانی زینت خانه دیگران نشود؟

شاید اگر سازمان‌های مسوول چه قضایی و چه سیاسی پس از سرقتی که دیپلمات کره‌ای از نگین هنر باستان ایران در تخت‌جمشید انجام داد، با وی در شأن یک سارق برخورد می‌‌کردند، دیپلماتی دیگر به خود اجاز نمی‌داد حتی به خارج کردن نزدیک به 6000 کیلو آثار تاریخی از ایران آن همه در روز روشن فکر کند. به دیپلمات آرژانتینی اکنون کاری نداشته باشید بگویید چرا دیپلمات کره‌ای هنوز در کشوری نفس می‌کشد که پیشتر خواسته قسمتی از هویتش را به سرقت ببرد؟!

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها