در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هفته پیش رو نیز ورکشاپ بزرگ نقاشی دیگری به مناسبت هفته دفاع مقدس در تبریز در حال برگزاری است. برگزاری این رویداد باعث شد در این مطلب به بررسی مفهوم ترکیب ورکشاپ یا همان کارگاه عملی در حوزه نقاشی و تاثیرات آن در گسترش هنر در میان مردم با برگزاری یک ورکشاپ نقاشی بپردازیم.
هدف از برگزاری یک کارگاه عملی نقاشی چیست؟ شاید این نکته اصلی و اساسی باشد که در مورد برگزاری یک کارگاه هنری باید قبل از هر چیز به آن توجه شود. میخواهیم تمرین کنیم؟ (بدترین نوع از برگزاری یک ورکشاپ هنری) یا آن که به دنبال ایجاد جوی دوستانه برای گذراندن یک نیم روز یا شاید تمام روز با طعم هنری در میان هنرآموزان یا هنرمندان هستیم؛ اما نکته اصلی که در کنار این ترکیب باید قرار بگیرد و متاسفانه در برگزاری کارگاههای عملی در ایران کمتر به آن توجه میشود بحث آموزشی بودن یک ورکشاپ است و همان طور که گفته شد در بسیاری از کارگاههای عملی که این روزها باب دندان بسیاری از دستگاههای فرهنگی و هنری نیز شده است، کمتر به آن توجه میشود.
این موضوع از آن نظر مورد توجه است که براساس تعریفی جهانی که در مورد برگزاری یک ورکشاپ در حوزه نقاشی وجود دارد باید اولا این فعالیت گروهی باشد و ثانیا همراه با آموزش مستقیم از سوی یک استاد صورت بگیرد. این که ما جمعی را با هر عنوانی دور هم جمع کنیم و به دنبال هیچ کارکرد موثر آموزشی از این اتفاق نباشیم امری بیهوده به شمار میرود که باید به آن به دیده دیگری نگریست.
این روزها از رسانههای مختلف میشنویم که فلان کارگاه عملی نقاشی یا مجسمهسازی در گوشهای از کشور به همت فلان هنرمند برپا شده است. نکتهای که باید بیشتر به آن توجه شود این است که مگر فلان هنرمند برای برگزاری یک ورکشاپ شخصی خانه و آتلیهاش را کم داشته که خواسته آن را این بار به شیوهای دیگر اجرا کند.از نگاهی آن هنرمند یا استاد نقاشی است و باید این حضور به همراه آموزش به هنرمندان صورت بگیرد و اگر هنوز به درجه استادی نرسیده باید بوم بر دوش جایی دیگر را برای خلق آثارش برگزیند.
از سویی دیگر، این یک تعریف جهانی است که امروزه در دنیا ورکشاپها صرفا تمرینی برگزار نمیشوند و باید کاملا کاربردی به آن نگاه شود. این که گفته میشود کاربردی، به نتایج قابل لمس برگزاری آن رویداد هنری برنمیگردد، بلکه بیشتر به تاثیری غیرقابل لمس برمیگردد که در ضمیر ناخودآگاه هنرمند و شاید از نگاهی مخاطب مردمی وی ایجاد میشود.
چرا ورکشاپ گروهی؟
از تاثیرات برگزاری یک کارگاه عملی که در حوزه نقاشی برگزار میشود شاید تنها باید به این مورد اشاره کرد که در این اتفاق و رویداد هنری، آموزش هنر چون مستقیم و بیواسطه یا به صورت جمعی صورت میگیرد، زمینههای ایجاد و تبلور ایدههای نو و جدید بیشتر در ذهن هنرمند ایجاد میشود. حس پیشی گرفتن و خلق اثری نوتر و در عین حال متمایزتر از دیگری موضوعی است که بیشتر استادان هنری در برگزاری یک کارگاه عملی آموزش هنر به آن توجه میکنند. آموزش تئوری هنر در دانشگاهها و مراکز عالی آموزش هنر قسمتی از شاکله ذهنی و رفتاری پروسه هنرمند شدن )!( یک هنرآموز را تشکیل میدهد و این در حالی است که برگزاری یک کارگاه عملی و در عین حال کاربردی از نظر آموزشی میتواند این پروسه را تقویت کند یا حتی شدت بخشد.این یک واقعیت است که بسیاری از هنرمندان طراز اول از مواجهه مستقیم مخاطب با آثار هنریشان واهمه ٍدارند. این که گفته میشود واهمه شاید بتوان آن را تمرکزی هنری دانست که ایشان از شکسته شدن آن با حضور دیگری میهراسند.
تاثیر برگزاری ورک شاپ مردمی
شاید بتوان کارکرد دیگری از برگزاری یک کارگاه هنری را همین مساله دانست که مخاطبپذیری هنرمند و دریافت حسهای دوسویه از سوی هنرمند و مخاطب در این امر تقویت میشود.
وقتی یک ورک شاپ در میان مردم و با حضور مردم برگزار میشود و هنرمند نفس بهنفس با مخاطب یک اثر هنری همراه میشود و شاید از نگاهی دیگر مخاطب نیز لحظه به لحظه با احساسات و عواطف هنرمند در حین خلق یک اثر هنری همراه میشود. شاید این موضوع را بتوان بزرگترین دستاورد برگزاری یک ورک شاپ هنری دانست. چه بسیارند هنرمندانی که در خفا به خلق آثار هنری میپردازند و وقتی از آنها میپرسی که آثارتان نمیتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند، میگویند ما برای مخاطب اثر نمیکشیم. ما برای دلمان نقش میزنیم و هنر میآفرینیم. این موضوع از آن جهت قابل توجه است که وقتی یک اثر هنری پا به عرصه وجود و خلق میگذارد، آن اثر دیگر متعلق به آن هنرمند نیست؛ زیرا او خواسته دیگران در تمام یا قسمتی از شهود و کشف هنریشان همراه و همدل شوند. اینکه مخاطب با خلق یک اثر هنری همراه شود، اکنون دغدغه بسیاری از هنرمندان صاحب نام و عنوان در جهان است. این دغدغه تا بدانجا پیش میرود که بسیاری از هنرمندان طراز اول جهان، مردم را بخشی از مجریان خلق اثر هنری خود میدانند و به دنبال ایجاد مستقیم و بیواسطه برای ارتباطگیری و ارتباط دادن اثر خود با ذهن پر چالش مخاطب خویش هستند.
ورک شاپ هنری در ایران
این یک واقعیت انکار ناشدنی است که در ایران هنر نقاشی گمشده ذهن مردمان امروز کشورمان است. اصلا بخشی از این مهم به رفتار هنرمندان نقاش کشورمان در مواجهه با مفهوم هنر برای مردم برمیگردد. نگاهی به نگارخانههای هنری در کشورمان و در مثالی واضحتر نگارخانههای تهران بیندازید. بیشتر این نگارخانهها به پستوهایی میمانند که هنر را در گوشهای از خود پنهان میکنند. گویا برای هنرمند و حتی صاحب آن نگارخانه مهم نیست که آثار هنریشان که هر هفته با نام و آثار هنرمندی دیگر تعویض میشوند، جایی در میان نگاه مردم کوچه و بازار داشته باشند. انگار این آثار تنها برای دیده نشدن خلق میشوند و شاید هم آدمهای خاصی که به طور اتفاقی برای دیدن آن آثار پا به نگارخانه میگذارند.
شاید علت اصلی این مساله را بتوان در این جمله خلاصه کرد که مردم هنوز ارتباط مستقیم و بیواسطه با خلق یک اثر هنری نگرفتهاند. یا به عنوان مثال هنوز مردم کوچه و بازار بوی تربانتین را در مشام خویش حس نکرده اند که چگونه تاش به تاش رنگ میشود بر جان یک تابلوی هنری. این موضوع میتواند تسری پیدا کند به اینکه مردم هنوز دغدغه حضور یا حتی دیدن یک اثر هنری را در وجود خویش حس نکردهاند، اما اگر در جامعه امروز ایران مقایسهای ضمنی میان این دو موضوع داشته باشیم که در مقوله عدم ارتباطگیری هنر با خاستگاه مردمیاش کدام طرف بیشتر مورد خطاب قرار میگیرد، انگشت اتهام کمی بیشتر به سمت هنرمند و معرفان هنر در جامعه که نگارخانه داران هستند برمیگردد.
اما شاید یکی از مهمترین نتایج برگزاری یک ورک شاپ هنری در جوامعی مثل ایران که هنوز دوران نوزایی ارتباطگیری هنر البته در حوزه هنرهای تجسمی به شکل نوین را پشت سر میگذارد، همین باشد که اگر بنا به هر دلیلی مردم به نگارخانهها نمیروند یا آن که دغدغه دیدار از یک نمایشگاه هنری یا آویختن یک تابلوی نقاشی بر گوشهای از دیوار خانهمان دغدغه عام یا حتی خاص نشده برگزاری ورک شاپ میتواند این نوید را بدهد که هنر را میتوان در میان مردم برد.
نمایش هنر و خلق یک اثر هنری در کوچه و خیابانها را نباید صرفا یک مساله فانتزی و نمایشی دانست بلکه باید از آن به دنبال کارکرد بود. منظور از کارکرد در اینجا شاید بخوبی متوجه همین عدم ارتباطگیری مردم کوچه و بازار با نقاش جماعت و دستاوردهایش باشد.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: