صدای خدا!؛

1- یکی از تلخ ترین حوادث سیاسی دهه اخیر کشور ما این است که دمکراسی ، آزادی و جامعه مدنی بدترین دفاعها را داشته است ; ملاحظه کنید
کد خبر: ۲۷۸۸۲
: نویسنده محترمی که در سالهای گذشته پرچمدار تلقی سکولار از حکومت بوده و دین را ویژه حوزه خصوصی می دانسته و دایما از مخالفان انتقاد می کرده که «چرا به نام خدا حکومت می کنید و سیطره خود را به خدا وصل می کنید؛» بناگاه مدعی می شود که دمکراسی هدیه ای مردمی است و صدای مردم ، صدای خداست ! طبیعی است که در دهه اخیر «مردم» متولی یا متولیان کاملا شاخصی یافته اند که در آن تولیت سرقفلی دار و گران قیمتی هم مطرح می باشد! آن گاه وقتی صدای مردم صدای خدا می شود ، طبیعی است که انتخاب مردم هم انتخاب خدا می شود و قس علی هذا..
2- البته خدای سبحان صدا دارد که اصلی ترین و مطمئن ترین آن در وحی به انبیا و تعالیم اولیا نهفته است و علاوه بر آن سیطره الهی مطلق ، بی واسطه و دایم است و طبیعی است که تمام وجودات عالم که به تسبیح او مشغولند ، به اندازه وعاء وجودی و لیاقت خود از توجه الهی (بخوان : صدای خداوند) بهره مند می شوند اما این امر هیچ ربطی به توجیه معقول دمکراسی ندارد.
دمکراسی روشی برای تنظیم زندگی جمعی است که مانند هر روش دیگری هم باید هادی به اغراض معین باشد و هم قابل برای توسعه و تکامل ، اما اغراض مورد نظر همانا سه هدف مهم است :
کاهش احتمال خودکامگی حاکمان ; افزایش احتمال بروز تصمیمات و اندیشه های بهتر در امر زندگی جمعی ; افزایش زمینه مشارکت عمومی مردم در تنسیق زندگی جمعی .
یعنی : اگر دمکراسی از سایر روشها بهتر است ، صرفا به سبب هدایت بهتر به سوی اهداف ذکر شده است و به همین دلیل است که این شیوه از حکومت که بیش از 2500 سال قدمت دارد ، بتدریج تکامل مفهومی و تجربی خوبی را پیدا کرده است .
البته در عمل دمکراسی همواره آسیب پذیر بوده است .
پرداختن به دلایل آسیب پذیری ، خود موضوعی مهم در علم سیاست امروز است که آیا علت آسیب پذیری ذاتی (درونی) است و یا صرفا عوامل محیطی (آن چنان که جان استوارت میل پنداشته است) ، در آن موثر است؛.
3- به عبارت دیگر : دمکراسی نه تنها خوب است ، بلکه امروز بشر روش بهتری برای تنظیم زندگی جمعی خود نمی شناسد.
البته شاید در آینده روشهای جدیدی را کشف و یا نقاط ضعف موجود را رفع کند.
تمام این ادعاها ، در سطح سایر گزاره های علم سیاست قابل طرح ، اثبات و یا نقض است .
دقیقا به همین دلیل است که تفکر سیاسی در قرن بیستم بهترین رشد و توسعه را یافت .
پس چرا باید به جای استدلال علمی (و احیانا فلسفی) و ارزیابی کارشناسانه به تبلیغ عاطفی - احساسی از دمکراسی بپردازیم؛ از سوی دیگر نویسنده مذکور صحنه سیاسی کشور را با جدال بین دو گروه ترسیم می کند ; گروهی که در دوم خرداد 1376 «با صدای خدا» به قدرت رسیدند و مدعی و متولی انحصاری اصلاحات هستند و گروه دیگری که «جاهلانه و بیرحمانه عزم خود را برای فروکوفتن اصلاحات و نفی توسعه سیاسی جزم کرده است».
حال می پرسیم : اگر همین گروه جاهل و بی رحم با اکثریت رای مردم با همان مکانیزمی که قبلا گروهی متولی اصلاحات به قدرت رسید ، دولت و مجلس را به دست گیرند ، آیا باز صدای مردم توسط نویسندگانی از این نمونه «صدای خدا» نامیده می شود و یا ادعا خواهد شد که این صدا ، صدای واقعی نیست و پارازیت دار شده است!.
4 - یکی از معیارهای مهم در تعیین میزان اهمیت مفاهیم مختلف در زبان عرفی این است که به کمک آن بتوان دسته های مختلف را از یکدیگر مجزا کرد و اگر مفهومی نتواند چنین نقشی را بازی کند ، مسلما از لحاظ خاص مورد نظر مناسب نیست.
نمونه بارز این امر مفهوم «مردم» است و مساله تشخیص نظام مدنی بهتر.
توجه کنید که در قرن بیستم سه جریان مهم سیاسی در غرب ظاهر شد که هر سه براساس مفهوم «مردم» بوده اند:
اول ، جریان دمکراسی های لیبرال (اروپای غربی و امریکا) که آزادی مردم در بیان عقیده و انتخاب - بخصوص در حوزه فعالیت اقتصادی - را محور قرار داد.
دوم ، جریان فاشیسم که آینده بهتر «مردم» را در سایه اصلاح بیولوژیک و فرهنگی و ترقی اقتصادی دنبال می کرد و سوم ، مارکسیسم که نجات «مردم» را از ظلم نوید می داد و معتقد بود ریشه های نابرابری را کشف کرده و می خواهد آن را بسوزاند.
پس نمی توان گفت که مفهوم«مردم» - به تنهایی - قادر است ما را در گزینش روشهای بهتر برای زندگی مدنی به طور جدی کمک کند; زیرا همه نحله های سیاسی به اندازه کافی مدعی مردمی بودن هستند ; از سوی دیگر ، با تاسف باید گفت که کاربرد غالب اصطلاح «مردم» در فریب دادن «مردم» بوده است ، نه در روشن کردن اذهان آنان ! فیلسوف مآبی که مدعی است «دولتمردان» می روند و باقی فقط «مردم» است! دیگران و احتمالا خود را نیز می فریبد! اگر ایشان افلاطونی هستند که در آن صورت هر دو مفهوم «دولتمردی» و «مردم» در کنار صدها مفهوم دیگر وجودی مستقل دارند و از لحاظ توجیه آنتولوژیک ، تفاوتی ندارند و اگر مقصود مصادیق این دو مفهوم است ، که همه در حال تحولند ; نه مصادیق «مردم» ثابت است و نه مصادیق «دولتمردی»! .
5- نکته جالب این که : پیامبر فیلسوف ما عارفانه می گوید: «مردم در چشم خدا عزیزند»! البته اگر ایشان توصیه می کردند که حاکمان باید مردم را عزیز بدارند و همه را در معیار قانونی یکسان ببینند و به ضعفای آنان یاری بیشتری کنند
همه این جملات را می توانستیم توجیه و با عقل خود ارزیابی کنیم اما وقتی گوینده به عنوان سخنگوی خدا صحبت می کند ، کار مشکل می شود ; آنچه مسلم است ، قرآن کلام خداست و در آن می خوانیم که «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» و از سوی دیگر: علم و قدرت الهی تفصیلی و محیط است «ان الله قد احاط بکل شئ علما» و «ان الله علی کل شیئ قدیر».
پس ظاهرا نیاز به به کارگیری مفاهیم «سرجمعی» مانند «مردم» و امثال آن درباره خداوند وجود ندارد! ما انسانها مجبوریم که این مفاهیم را اختراع و برای پیشبرد کارها اکثریت و اقلیت کنیم .
اتفاقا یکی از اموری که چهره زندگی جمعی قرن بیست و یکم را متحول می کند ، عبور از مفاهیم سرجمعی به سوی مفاهیم جزیی است که به کمک فناوری جدید شبکه رایانه امکانپذیر شده است ; به نحوی که مثلا اگر پول سکه به سوی پول مغناطیسی (e money) تحول یابد ، هر عمل اقتصادی خود تحت نظارت یا قابل برای نظارت می شود.
نه صرفا گرفتن پول یا واریز آن به بانکها! مراودات پستی و سایر معاملات انسانی نیز نمونه های دیگری از این نوع است.
6- خلاصه کلام این که : مردم یعنی آحاد مردم از تعارفات «مردم سالارانه» خسته شده اند و دریافته اند این گونه تعارفات دردی از آنان را دوا نمی کند ; مردم نیاز به خدمت دارند.
دولتمردان باید مملکت را آباد و زمینه های زندگی آبرومند ، با عزت و بدون ترس و دغدغه مردم را فراهم کنند تنها کسانی باید نگران باشند که قانون شکن هستند.
مسابقه برای تصدی مشاغل مهم سیاسی به کمک رای مردم ، مسابقه ای شریف ، مهم و با آثار فراوان است ; بنابراین مردم باید به کمک مفاهیمی کلیدی بتوانند عوامفریبی ، انحراف و از همه مهمتر چهره های خشن ، متکبر و خودمحور را از پس لبخندهای مهربانانه و سخنان شاعرانه و محبت آمیز و سینه چاک کردن های «مردمانه» تشخیص بدهند.
مردم باید به مدعیان بی کفایت یک «نه» روشن بگویند و اگر کلمه «مردم» استفاده مفیدی داشته باشد ، مسلما از این نقطه آغاز می شود.

دکتر محمدجواد لاریجانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها