ناکارآمدی خانواده به عوامل بسیاری وابسته است که جامعه کارشناسی کشور باید به دقت ، تمامی آنها و میزان تاثیرگذاری هر یک را شناسایی کند. آنچه در این مجال مدنظر است ، اشاره به برخی از این عوامل است ؛ عواملی که بیشتر از زاویه برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگ سازی به آنها توجه می شود. بی شک یکی از وظایف نخبگان آسیب شناسی خانواده از منظر کارکردی و کارآمدی به منظور دستیابی به سیاست های روشن و برنامه های هماهنگ است .
1- ناهماهنگی گروههای مرجع : خانواده در جوامع سنتی ، هم در آموزش و هم در پرورش مهمترین نقش را ایفا می کرد. با صنعتی شدن جوامع و پیچیدگی مقوله آموزش و تربیت ؛ نهادهای آموزش ، رسانه ها، نهادهای ورزشی ، احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی ، نقش پررنگ تری یافته و بسیاری از فضاهایی را که قبلا در کنترل و حاکمیت خانواده بود، اشغال کرده اند ، به گونه ای که گاه فرزندان ، پدر و مادر خود را با الگوهای ارائه شده از نهادها می سنجند. چنین روندی گرچه لازمه پیچیده شدن شرایط اجتماعی است ، اما مشکل آن گاه ایجاد می شود که ارزش های حاکم بر نهادهای تاثیرگذار با ارزش های خانوادگی ناهمسو و در تعارض باشد. امروزه به جای آن که نهادهای دیگر نقش مکمل خانواده را ایفا کنند ، والدین به دنبال آنند که مکمل نقش نهادهای دیگر و کارگزاران رسانه ها و نهادها باشند، از این رو معضلات پیچیده خانواده ها پژواک ناهمگونی سیاست ها و تعارض و ضعف برنامه های نهادهاست.
2- ترویج فرهنگ بیگانه : دستگاه سیاست گذاری و برنامه ریزی کشور و رسانه ها ، بویژه از اوایل دهه دوم انقلاب اسلامی و آغاز عصر سازندگی ، برای جذب مولفه های فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی غرب ، بویژه مدل های ارائه شده توسط مجامع بین المللی اهتمام کردند. الگوی توسعه غربی که با هدف تامین رفاه مادی و توسعه تمایلات ، شکل گرفته و مفاهیمی چون فردگرایی ، کام جویی ، حقوق محوری ، نسبیت گرایی و ارزش زدایی را در درون خود می پرورد، آثار عمیقی بر خانواده بر جای گذاشت . از یک سو، رسانه ها به ترویج مصرف گرایی و تجمل گرایی پرداختند و برخورداری از امکانات اقتصادی کافی را از ضرورت های آغاز زندگی مشترک قلمداد کردند و نمونه هایی از روابط زناشویی بیگانه از فرهنگ دینی را به نسل جدید ارائه دادند. از سوی دیگر ، نظام برنامه ریزی کشور هم براساس الگوهای وارداتی ، به سمت حذف نگرش های مبتنی بر جنسیت ، اهتمام کرد.
3- فقدان سیاست های روشن در مورد خانواده : آنچه به وضوح از لابه لای شعارهای خانواده محوری ، دفاع از زن و ضرورت حضور زنان در عرصه های اجتماعی ، اقتصادی و مدیریتی می توان دریافت آن است که در چند دهه گذشته ، هیچ تصویر روشنی از خانواده متعادل و نقش زن در خانه و اجتماع ارائه نشده است تا بتوان مقیاسی برای ارزیابی سیاست ها ، روش ها و سنجش پیشرفت ها و عقب گردها تعیین کرد و آنچه مبنای قانونگذاری و برنامه ریزی بوده است از نگاهی منسجم و اندیشه ای استوار حکایت نمی کند. تاسف بار آن است که هر یک از نهادهای مختلف نیز با تاکید بر ضرورت نگاه نظام مند ، نهادهای دیگر را مسوول تدوین الگو و ترسیم دیدگاه ها دانسته و همت خود را به امور دیگر معطوف می کنند. کارشناسی سطحی ، فقدان آموزش های کافی ، ناآشنایی با فرهنگ دینی و عدم پیوند علمی با نخبگان ، دستگاه برنامه ریزی کشور را از نگاه اصولی ، کلان و برنامه ای نسبت به زن و خانواده بازداشته است.
بایسته ها
اگر بر این باوریم که در عصر جهانی سازی ، خانواده یکی از مهمترین سنگرهای مقاومت و مرزبان ارزش هاست و می توان با کارآمدی خانواده ، بویژه با ارتقای جایگاه و نقش زنان ، تحولات اجتماعی و تاریخی را به نفع توسعه ارزش های انسانی و مفاهیم جاودانه اسلامی جهت داد، باید نظام اسلامی با نگاهی آسیب شناسانه بر عملکرد گذشته خویش ، راهی به سوی اصلاح خانواده و بهینه سازی کارکردهای آن بیابد. تدوین منشور خانواده ، اصلاح الگوی مشارکت اجتماعی زنان ، اصلاح نظام آموزشی ، اصلاح الگوهای فرهنگی اجتماعی ، تقویت کانون های مشاوره و توجه خاص دستگاه قضایی از جمله راهکارهای اساسی در بهبود اصلاح وضعیت و جایگاه خانواده در جامعه است . آنچه گفته شد تنها بخشی از نکته های مهم درباره کارآمدی خانواده ، بحران های پیش رو و بایسته هاست . بی شک همت نخبگان کشور و اندیشمندان مسلمان ، طلیعه های شکوفایی و کارآمدی را بیش از گذشته فراروی ما قرار می دهد.
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان