عمان به دنبال گسترش روابط منطقه‌ای

سلطان قابوس، پادشاه عمان هفته گذشته به تهران آمد و در دیدار با مسوولان عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران، فصل جدیدی را در روابط تهران مسقط آغاز کرد. در این سفر که نخستین سفر پادشاه عمان به ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، موضوعات مختلفی از جمله مساله امنیت منطقه‌ای، بحران اقتصادی و وضعیت انرژی در منطقه مورد بحث و مذاکره قرار گرفت.
کد خبر: ۲۷۱۱۵۹

کشور عمان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از جایگاه قابل توجهی برخوردار است و تهران بر این باور است که این کشور با پیروی از سیاست تشنج‌زدایی و ایجاد تعادل در مناسبات با کشورهای منطقه، یکی از با ثبات‌ترین کشورها شناخته می‌شود و ماهیت مبتکر و موازنه‌گر عمان این ضرورت را ایجاب می‌کند که روابط دو کشور در مرحله جدید، گسترش یافته و الگویی موفق از تعامل و همکاری را در منطقه پایه‌ریزی می‌کند. مروری بر سیاست خارجی عمان در سال‌های گذشته و مواضع سران این کشور در خصوص مسائل منطقه‌ای، اهمیت سفر پادشاه این کشور به تهران را بیشتر نمایان می‌کند.

سیاست خارجی و روند روابط خارجی عمان با دیگر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی طی سال‌های اخیر از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفت و نظرات متفاوتی در زمینه شکل‌گیری روابط خارجی این کشور مطرح شده است. بی‌شک می‌توان اذعان کرد، محور تمامی مطالعات انجام شده مبتنی بر این فرض بوده که عمان بعد از سیاست انزواگرایی در زمینه روابط خارجی تز اصلی سیاست خارجی خود را ایفای نقش منطقه‌ای از طریق برقراری ارتباط با قدرت‌های تاثیرگذار بین‌المللی در چارچوب منافع ملی قرار داده است. به این ترتیب با توجه به تغییرات ساختاری سلطنت عمان پس از روی کار آمدن سلطان قابوس، عمان از توانایی‌های جدیدی برای تنظیم سیاست خارجی برخوردار شد و رفتار هدفمندی را در انتخاب متحدان و تلاش برای ایفای نقش منطقه‌ای برگزیده است.

سلطنت عمان تا قبل از به قدرت رسیدن سلطان قابوس بن‌سعید در سال 1970، سیاست خارجی مدون و قابل رویتی نداشت، سعید بن تیمور سلطان قبلی، سیاست خارجی انزواگرایانه شدیدی را اجرا کرد و در نتیجه آن با هیچ کشور جهان ارتباط نداشت. این کشور نه‌تنها عضو سازمان ملل و اتحادیه عرب نبوده است بلکه در هیچ یک از سازمان‌های بین‌‌المللی عضویت نداشت و غیر از هند و بریتانیا  که با تنظیم روابط خارجی آن نمایندگی این کشور را در جامعه بین‌المللی به عهده گرفته بودند  با هیچ کشور دیگری روابط دیپلماتیک نداشت. تحلیلگران مسائل عمان روی کار آمدن سلطان قابوس را به معنای پایان دوران انزوای عمان تلقی می‌کنند، زیرا این کشور بلافاصله به اتحادیه عرب ملحق و در اکتبر سال 1971 به سازمان ملل پیوست و در سال 1975 با 25 کشور روابط دیپلماتیک برقرار کرد. علاوه بر آن تلاش‌های گسترده‌ای را برای ایجاد نزدیکی دیپلماتیک با کشورهای شاخص عربی از جمله عربستان، قطر و امارات به کار گرفت.

با امعان نظر از تلاش‌های گسترده انجام شده در زمینه روابط خارجی باید اذعان کرد، سیاست خارجی در نیمه اول دهه 1970 نقطه کلیدی در روند تحولات این کشور به شمار نمی‌رفت. این خود ناشی از دو چالش عمده شورش ظفار و توسعه نیافتگی عمان بود که سلطان قابوس از زمان به دست گرفتن قدرت با آن مواجه شد. این دو مشکل بیش از سیاست خارجی اهمیت داشته است؛ لذا سلطان تلاش‌های خود را برکنترل امور داخلی کشور متمرکز کرد و تنها بعد از سرکوب شورشیان اقدامات جدی را در زمینه توسعه کشور آغاز کرد و عمان را در موقعیتی قرار داد تا بر سیاست خارجی خود تمرکز یابد. با پایان شورش ظفار و اعلام الحاق کامل ظفار به سلطنت عمان، این کشور توسعه سیاست خارجی را در دستور کار قرار داد. اولین ابتکار سیاست خارجی عمان در سال 1976 با ابتکار به عهده‌گیری میزبانی کنفرانس عمده‌ای در مسقط با هدف افزایش همکاری‌های امنیتی میان کشورهای خلیج فارس مطرح شد. در این کنفرانس ایران و عراق نیز شرکت داشتند. اگر چه رقابت گسترده قدرت‌های منطقه‌ای حاضر در اجلاس، آنها را از دستیابی به اهداف اجلاس بازداشت اما نقش فعال سلطنت در حمایت از برنامه‌های اجلاس زمینه را برای شکلگیری سیاست خارجی در حال ظهور آن فراهم کرد و تقریبا 3 دهه بعد از آن دولت عمان برای بار دیگر ایجاد ظرفیت دفاعی خلیج‌فارس را تحت حمایت قدرت‌های خارجی ادامه داد. عمان بر خلاف دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس همواره اصرار دارد که ایران و عراق باید در چارچوب امنیتی منطقه‌ای قرار گیرند.

سلطنت عمان در تلاش است تا در زمینه تبدیل خود به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مستقل، روبه جلو و برخوردار از سیاست خارجی با ثبات عمل کند. در واقع عمان با ایفای نقش در روابط منطقه‌ای بعد از سال‌ها جدایی، ضمن پیگیری توسعه روابط خارجی منافع خود، سعی دارد نقش منطقه‌ای فعالی را برای کمک به سایر کشورها برای نزدیک کردن آنها به همدیگر و رفع اختلافات بین بازیگران رقیب منطقه‌ای ایفا کند. در همین زمینه بارها سلطنت عمان برای از بین بردن تنش‌های منطقه‌ای فعال شده است. این کشور در زمینه حل اختلافات مرزی بین بحرین و قطر فعالیت کرد، اعراب را به سمت از بین بردن بایکوت مصر سوق داد، در سال 1987 رهبران عراق و ایران را به میز مذاکره کشاند و همین نقش را در سال 1990 برای عربستان و ایران برای از سر گیری روابط دیپلماتیک ایفا و همچنین بین سعودی و یمن میانجیگری کرد. علاوه بر این، عمان دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را ترغیب کرد تا منافع مشترک را از یک چشم‌انداز مشترک ملاحظه کنند. برای مثال در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس متقاضی ایجاد سازمان منطقه‌ای از سوی تمامی همسایگان برای همکاری در زمینه امنیت و توسعه بوده است.

این کشور با اصرار بر این که منطقه با تهدیدات مشابهی مواجه است، بر لزوم اتخاذ سیاست دفاعی مشترک تاکید دارد و از مدت‌ها پیش از انقلاب اسلامی ایران تلاش‌هایی را برای ایجاد یک سازمان منطقه‌ای با حضور ایران آغاز کرده بود، اما با وقوع و گسترش حمله عراق علیه ایران، همسایگان عمان با تجمع منطقه‌ای و تشکیل شورای همکاری خلیج فارس موافقت کردند. نظریات عمان و متخصصان این کشور تاکنون مورد احترام و اعتماد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بوده است.

یکی از جالب‌ترین نشانه‌های موفقیت سیاست خارجی عمان، توانایی این کشور در الحاق به شورای امنیت سازمان ملل در سال 1994 به عنوان یکی از 10 عضو غیردائم بوده است که این امر از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورها حمایت شد.

در واقع دستاوردهای سیاست خارجی عمان بخصوص با توجه به این که این کشور در اوایل دهه 1970 یکی از کشورهای توسعه نیافته عربی بوده که کنترل کامل بر خاک خود را از دست داده بود و برای به دست آوردن آن نیاز به کمک‌های خارجی داشته بسیار موثر و قابل توجه است. سوالی که در اینجا توجهات را به خود جلب کرده، این است که چگونه عمان توانست برخلاف سابقه قبلی سیاست خارجی مبتنی بر انزواگرایی، به وضعیت فعلی تشریح شده دست یابد؟

عمان تنها کشور عربی حوزه خلیج فارس بود که طی جنگ عراق علیه ایران، روابط دیپلماتیک متوازنی را با تهران برقرار کرد

عمان همانند دیگر همسایگان شبه‌جزیره دلایلی برای ترس و نگرانی در زمینه امنیت ملی خود داشته و لذا این نگرانی‌ها به طور قابل توجهی انتخاب‌های این کشور برای تدوین سیاست خارجی را مشخص کرده و راهی را که عمان برای تقابل با چالش‌های امنیتی خود برگزید، سبب شد تا سیاست خارجی آن به یک سیاست خارجی فعال در منطقه تبدیل شود و این کشور بتواند به چنین اعتباری دست یابد.

در واقع عمان تنها کشور عربی حوزه خلیج فارس بوده که روابط دیپلماتیک متوازنی را با ایران طی جنگ عراق علیه ایران با وجود فشارهای فزاینده دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برقرار کرد. عمان در سال 1987 فراخوانی اتحادیه عرب برای بایکوت تهران را رد کرد و به عراق اجازه نداد تا از خاک این کشور به عنوان پایگاه سوختگیری برای اقدامات نظامی علیه ایران استفاده کند. طی سال‌های گذشته نیز عمان در چارچوب سیاست منطقه‌ای متوازن، گسترش مناسبات با کشورهای حوزه خلیج فارس و جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داده است و بر تکوین همکاری دسته‌جمعی و پایدار منطقه‌ای تاکید دارد و با هر گونه صف‌بندی منطقه‌ای که در قالب کشورهای معتدل و غیره صورت گرفته است، دیدگاه همسانی ندارد. در همین چارچوب وزیر خارجه این کشور از حضور در اجلاس 1+5 و شورای همکاری خلیج فارس درباره ایران، در مصر شرکت نکرد و اعلام کرد: در این گونه اجلاس‌ها که موضوع ایران بدون حضور آن کشور مورد بررسی قرار گیرد، شرکت نخواهد کرد.

پس از جنگ دوم خلیج فارس، عمان با تاکید بر لزوم حضور تمامی قدرت‌های منطقه‌ای در ترتیبات امنیتی پایدار منطقه‌ای از سیاست مهار دوجانبه آمریکا جدا شد، اما از سوی دیگر، این دیدگاه را حفظ کرده که مسوولیت حفظ تنگه هرمز و ایمنی انتقال نفت مسوولیت بین‌المللی است که حضور دیگران را در منطقه ضروری می‌سازد. سلطان قابوس سال 1994 در مصاحبه خود این ایده را تکرار کرد. در پاسخ به پرسشی درخصوص افزایش نگرانی نسبت به درگیر شدن آمریکا در امنیت خلیج فارس گفت؛ نگرانی عمده من این است هر کشوری که منافع جدی دارد، باید در امنیت خلیج فارس، نقش کامل خود را به طور فعال و سازنده، جهت حفظ امنیت و همچنین ایجاد آینده بهتر برای مردم ایفا کند. وی افزود: با توجه به این واقعیت که کالای تولیدی این منطقه برای بقیه جهان، حیاتی است، لذا تمامی جامعه بین‌المللی در کمک به هر طریق ممکن برای حفظ صلح و امنیت در منطقه مسوولیت دارند.

چنین اظهاراتی بیانگر ثبات و استحکام در مواضع و اهداف تعیین شده عمان در زمینه سیاست خارجی است که موجب شده این کشور به وزنه‌ای بیش از اندازه خود تبدیل شود. عمان با ابتکارات خود، شرایطی ایجاد کرد تا به زعم خود سیاست خارجی مستقل و سودمندی را دنبال کند. بر همین اساس، سلطان قابوس بر این نکته تاکید دارد که عمان برای طراحی سیاست خارجی خود، عجله‌ای ندارد. وی معتقد است: بدون داشتن نگرانی داخلی مطمئنا بهتر می‌توان برای دستیابی به منافع ملی تجهیز شد. حتی در صورت آسیب‌پذیری اقتصادی قدرت‌های خارجی می‌توانند از آن به عنوان ابزاری برای نفوذ استفاده کنند. در زمینه ایجاد همکاری منطقه‌ای عمان معتقد است این همکاری‌ها باید در بر گیرنده توسعه اقتصادی، صنعتی شدن و طراحی نقاطی باشد که برای پیشرفت و بهبود شهروندان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، مهم و برای اثبات امنیت داخلی آنها نیز ضروری است. عمان انتظار دارد کمک‌های اقتصادی و مالی از کشورهای عضو شورا دریافت کند. عمان یک مسوولیت جدی دارد: حفظ آزادی دریانوردی در خلیج فارس در حالی که ایمنی مسیر دریایی تنها تکلیف عمان نیست بلکه یک مسوولیت منطقه‌ای و بین‌المللی است. عمان برای ایفای این نقش نیاز به تضمین ثبات داخلی، هدفی که تنها از طریق برنامه‌های توسعه به دست می‌آید، دارد. شورای همکاری خلیج فارس می‌بایست برای تضمین این امر نقش فعالی در تامین مالی این برنامه‌ها ایفا کند.

عمان با در پیش گرفتن سیاست ایجاد تحول ساختاری داخلی و افزایش توانمندی کشور توانست محدوده ملی خود را کنترل کند و سیستم‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود را تحت قاعده درآورد. این کنترل کامل مسائل داخلی زمینه را برای رهبران عمانی جهت اتخاذ تصمیمات ریسک‌پذیر فراهم کرده است، لذا آنها با برقراری روابط گسترده با قدرت‌های تاثیرگذار بین‌المللی  به زعم خود در چارچوب منافع ملی کشور  به شهرتی در شبه‌جزیره و جهان عرب دست یافته و از این طریق به منافع خود دست یافته‌اند.

محمد بوستانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها