در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همسرم احساسات مرا نمیفهمد
اگر چه این جمله یکی از رایجترین شکایتهای زوجهاست، ما باید قبل از تصمیمگیری در مورد رفتارهای طرف مقابل، رفتار خودمان را بسنجیم.
قضاوت در مورد رفتار طرف مقابل پیش از آن که او حتی در مورد آن موضوع اطلاع داشته باشد، صدمه زیادی به رابطه زناشویی میزند. فرضیاتی که ما در مورد یکدیگر پیش خود میپنداریم، قاتل خاموش زندگی زناشویی ما هستند.
وقتی یک رابطه روی تصورات متمرکز میشود نه واقعیات، ارتباط زوجین با یکدیگر قطع میشود. شما فقط تصوراتی در مورد یکدیگر دارید و همین عامل باعث کمتر صحبت کردن زوجها با یکدیگر و به نوعی متارکه روحی میشود. در اینگونه مواقع معمولا زوجها تعبیر نادرستی از رفتارهای یکدیگر دارند علاوه براین، رفتارهای آینده همسرشان را هم پیشبینی میکنند.
بهترین راهحل این است که فرضیات خود در مورد رفتارهای همسرتان را روی کاغذ بنویسید. برای مثال: همسر من ترجیح میدهد زمان بیشتری را سر کار بماند تا این که به خانه بیاید و با من وقت خود را بگذراند. بعد از نوشتن هر جمله سعی کنید بفهمید این تصورات از کجا آمدهاند؟ آیا این جملهای است که همسرتان دقیقا به شما گفته؟ تفاوت زیادی بین آنچه شما فکر میکنید و آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، وجود دارد.
ما در مورد همه چیز بحث میکنیم
در حالی که یکی از علائم کاهش علاقه در رابطه زناشویی، دعواها و جر و بحثهای مداوم است، دلیل اصلی جدایی زوجها نیست.
جر و بحثها وقتی بسیار مخرب میشوند که زوجها در مورد دلیل اصلی ناراحتی خود با یکدیگر صادق نباشند. شاید شما از کمک نکردن همسرتان در کارهای خانه ناراحت هستید، ولی به جای این که دلیل اصلی ناراحتی خود را ابراز کنید، این جمله را میگویید تو اصلا به من توجه نمیکنی! اوضاع وقتی بدتر میشود که شما ترسها و ناراحتیهای اصلی خود را به یکدیگر نگویید.
درگیریهای احساسی شدید و جر و بحثهای مداوم به معنای پایان رابطه زناشویی نیست. تفاوتهای غیرقابل تطبیق باعث عدم برقراری ارتباط مناسب بین زوجها میشود. اگر بتوانید یک گفتگو را خوب هدایت کنید، میتوانید شدیدترین بگو مگوها را حل کنید. جر و بحثها ریشه در مشکلات حل نشده درونی ما دارند پس اگر ما سعی کنیم قدر بیشتر خودمان را بشناسیم بهتر میتوانیم از عهده مشکلات برآییم.
آنیتا بری، یک مشاور بازار یابی، بعد از 6 سال زندگی مشترک سراسر متشنج از همسرش جدا شده، او در مورد عدم موفقیت در ازدواج خود میگوید: من همیشه با مردهایی ملاقات میکردم که به نوعی به من وابسته بودند، اغلب از لحاظ مالی و این من بودم که همیشه زندگی آنها را سرو سامان میدادم. مردها کم کم از این کنترل زیاد من روی آنها خسته میشدند و دعواها شدت میگرفت. من برای حل این مشکل که چرا همیشه به سراغ مردهای متکی به خودم میروم، به یک روانشناس مراجعه کردم و متوجه شدم که ترس از مستقل بودن طرف مقابل باعث ترس من میشود و من دوست دارم که مردها همیشه نیازمند من باشند.
هنگام جر و بحث از خود بپرسید ترس واقعی من از چیست؛ من با این حرفها میخواهم چه چیز را به هـمـسـرم بـگـویـم؟ بـهـتـر اسـت هـنـگـام بـگو مگو از عبارتهایی نظیر وقتی تو این کار را انجام میدهی من احساس میکنم..... چون..... استفاده کنید، این نوع جملات به شما کمک میکنند که بدانید واقعا دعوا بر سر چیست.
بعد از بچهدار شدن هیچ وقت رابطه زناشویی ما مثل اولش نشد
مسوولیت پدر و مادر شدن یکی از پیچیدهترین مسوولیتهایی است که زوجها تجربه میکنند و اغلب دلیل اصلی اختلاف میان آنهاست. این مساله به قدرت تطبیق زوجها با قوانین و شرایط مختلف بستگی دارد. بیشتر اوقات زوجهایی را میبینید که از همه لحاظ با هم برابر هستند، اما اکثرا خانمها هستند که برای نگهداری کودک شغل خود را کنار میگذارند. همه قبل از ازدواج قرارهایی با یکدیگر میگذارند اما ناگهان همه آنها تغییر میکند.
نحوه گفتگوی زوجها با یکدیگر کلید طلایی احیای دوبـاره رابـطـه اسـت. در مـوقـعـیـتـی کـه یـکـرنگی و یکپارچگی ضروری است، صداقت تنها راه است. اغلب پدر و مادر شدن به معنای پُر رنگ شدن یا یادآوری دوباره خاطرات کودکی والدین چه خوب و چه بد، است. با همسرتان صحبت کنید و به او بگویید که بچه چه مفهوم و ارزشی برای شما دارد. اگر زندگی زناشویی والدینتان بعد از تولد شما از هم پاشید، شاید این احساس را پیدا کنید که وقتی فرزند خودتان هم به دنیا بیاید باید با زندگی زناشوییتان خداحافظی کنید.
شما باید با مشکلات احساسی خود از قبیل حسادت و خشم کنار بیایید. حرف زدن با همسرتان در مورد این احساسات مانع از بروز دوباره آنها و تخریب زندگی زناشوییتان میشود.
هر آنچه که روزی در همسرم میستودم اکنون برایم غیرقابل تحمل است
اغلب خصوصیت خاص طرف مقابل که ما را به شدت جذب میکند همان خصوصیتی است که ممکن است باعث به هم خوردن رابطه شود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ ما بیشتر اوقات جذب آن قسمت از شخصیت افراد میشویم که احساس میکنیم خودمان فاقد آن هستیم.
وقتی شان که یک مشاور تغذیه است، اولین بار با کریس ملاقات کرد، اولین نکتهای که او را جذب کرد، شخصیت بیقید، راحت و بدون مسوولیت او بود. «من حس کردم که این ویژگی او بسیار هیجانانگیز و دوست داشتنی است. البته، همین جنبه از شخصیت کریس بود که باعث جدایی ما شد، من در تمام مدت زندگی زناشوییمان مشغول تنظیم و سر و سامان دادن به اوضاع بودم و همه مسوولیتها به گردن من بود.»
شـان ناخودآگاه جذب آن قسمت از شخصیت کریس شد که خود فاقد آن بود اما طی مرور زمان احساس کرد که همان اخلاق منحصر به فرد همسرش او را به خلاف جهتی که میخواهد زندگیاش را بسازد، هُل میدهد. در این مواقع برای حفظ زندگی زنـاشـویـی بـهـتـر اسـت بـبـیـنید همیشه چگونه رفتار میکردید، برعکس آن را انجام دهید. این روش عمل و عکسالعمل است، وقتی شما تغییر کنید، همسرتان هم تغییر میکند.
احساس میکنم همسرم به من وفادار نیست
اکثر زنان و مردان احساس میکنند بیوفایی موردی نیست که بتوان در مورد آن صحبت کرد. هر قدر هم که به نظر تلخ باشد، وقتی یکی از زوجین خیانت کرد، هر دو درگیر میشوند. در این مواقع هرگز نمیتوان فقط یکی از طرفین را مقصر دانست و سرزنش کرد.
برای حل مشکل بی وفایی، هر دو طرف باید به طور کامل و بدون هیچگونه اغماضی، خودشان را بشناسند اما در اغلب موارد افراد بیشتر تمایل دارند یکدیگر را سرزنش کنند تا این که از خود بپرسند: من چه کردهام؟
در این مواقع فرد بی وفا باید صداقت خود را به همسرش ثابت کند در مقابل، همسر خیانت دیده هم بــایــد تــلاش طـرف مـقـابـل بـرای بـازسـازی دوبـاره زندگیشان را بپذیرد.
دیگر برای یکدیگر جذابیت نداریم
به ندرت اتفاق میافتد، زمانی که دو نفر عمیقا جذب یکدیگر میشوند، بعد از مدتی این احساس دو طرفه از بین برود. پس اگر شما و همسرتان تصور میکنید دیگر احساسی به یکدیگر ندارید و این احساس باعث از بین رفتن رابطه زناشوییتان شده، صد درصد، مشکلات عمیقتری بین شما وجود دارد. افراد طی گذر زمان امکان انتخاب راههای متفاوتی در زندگی شان دارند، شما از لحاظ احساسی، از همسرتان احساس جدایی میکنید و این تنها به این دلیل است که توجه زیادی به زندگی زناشوییتان نداشتهاید.
به زندگی زناشوییتان مانند یک موجود زنده نگاه کنید که نیاز به تغذیه دارد. از خود بپرسید: رابطه زناشویی ما چگونه است؟ چگونه میتوانیم رابطهمان را بهتر کنیم؟ با استفاده از این سوالات میتوانید زندگی بهتری داشته باشید و دوباره به یکدیگر جذب شوید.
همسر من دچار بحران میانسالی شده
رسیدن به دوران میانسالی اغلب با مشکلاتی همراه است، زمانی که یکی از طرفین میخواهد در زندگی تغییرات اساسی بدهد با مخالفت شدید دیگری مواجه میشود، علایق ما دیگر مانند هم نیست؟
از هر 10 نفر از کسانی که دچار بحران میانسالی میشوند، 9 نفر، یکی از دوستان یا اقوام نزدیک خود را به تازگی از دست داده است، آنها با خود فکر میکنند: زندگی بسیار پر ارزش است. من واقعا طی این مدت چه کردهام؟
تغییر ناگهانی دیدگاه یکی از زوجها نباید منجر به فـروپاشی زندگی زناشویی شود. بهترین راه حل گفتگو است. شما باید بر سر این موضوع که چه چیز به نفع هر دوی شماست به توافق برسید. نگرانیها و دلواپسیهای همسرتان را که مانع از پذیرفتن تغییرات میشوند بنویسید، برای مثال: من نمیخواهم به کشور دیگری مهاجرت کنم چون... و در مورد آن بحث کنید. شما باید دریابید که واقعا چه چیز، شما یا هـمـسـرتـان را مـیتـرسـانـد. بـا همسرتان در مورد چگونگی از بین بردن این ترسها و برنامهریزی صحیح برای آیندهای که سعادت هردو نفرتان را تضمین میکند، صحبت کنید.
مترجم:مهسا قندی
منبع:Family .com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: