نگاهی به فیلم «درباره الی»

اخلاق در روایتی ساده

‌فقدان قصه و تکراری بودن داستان‌ها همواره به عنوان یکی از خلا‡‌های موجود در فیلمنامه‌نویسی و سینمای امروز جهان در سال‌های اخیر مطرح بوده است؛ این‌که قصه‌ها پایان یافته است و فیلم‌ها تکرار و کپی از یکدیگر هستند. اما اصغر فرهادی در فیلم «درباره الی» نشان داد از زندگی روزمره و از همین مسائل به ظاهر پیش پا افتاده نیز اگر به‌درستی استفاده شود و در یک ساختار دراماتیک منسجمی قرار بگیرد، می‌توان داستان جذابی را برای مخاطب تعریف کرد که او را در صندلی‌ها بنشاند و مجذوب خود سازد.
کد خبر: ۲۶۱۲۴۰

 درباره الی داستان پیچیده و خاصی ندارد، اما کارگردان با دقت روی جزئیات و بازنمایی لایه‌های درونی‌تری از زندگی و روابط آدم‌ها، روایتی دلنشین از آن ارائه می‌دهد که البته دارای عمق معنایی گسترده‌ای نیز است، اما بیش از آن‌که وارد مضمون فیلم و محتوای قصه شویم باید از فرم و ساختار روایی قصه و نوع کارگردانی اصغر فرهادی در این فیلم سخن بگویم که خود یک کلاس فیلمسازی و آموزش سینماست. بدیهی است فیلمی‌ با تعداد زیادی بازیگر و جزئیات دراماتیک نیازمند میزانسن و دکوپاژ حرفه‌ای است که فرهادی با استادی تمام این کار را انجام می‌دهد و به گونه‌ای آنها را کنار هم می‌چیند که گویی این صحنه‌ها از سر تصادف، تصویربرداری شده است.

درباره الی اگرچه به لحاظ ساختار روایی و سطح کارگردانی اثر درخشانی است، اما نباید از مفاهیم و مضمون آن به‌سادگی گذشت. شاید قصه ساده فیلم این تصور را دامن بزند که فیلم قصه خاصی ندارد و هرچه زیبایی است در فرم آن نهفته است؛ در حالی که درباره الی قصه آدم‌های زمانه ماست، بویژه آدم‌های طبقه متوسط شهری که در لبه سنت و مدرنیسم حرکت می‌کنند و همچنان در تضاد‌ها و پارادوکس‌های آن گرفتارند. این تعارض را می‌توان در نحوه مواجهه آن با هم و با اتفاقی که برای الی می‌افتد، درک کرد. آنان با آن‌که تحصیلکرده رشته حقوق هستند و بالطبع باید قضاوت و راه‌حل عقلانی و اخلاقی در برابر غرق شدن الی و گفتن حقیقت به نامزد او داشته باشند خیلی احساسی و سردرگم هستند و دچار بحران می‌شوند. در این میان تنها سپیده است که حتی با فرض غرق شدن الی تلاش می‌کند رفتاری اخلاقی درباره این موضوع داشته باشد و آبروی او را جلوی نامزدش نبرد. اگرچه در این فیلم با داستان پیچیده و پر تعلیقی روبه‌رو نیستیم، اما کارگردان از همین امکان استفاده می‌کند و از طریق واکنش آدم‌های قصه به یک بحران، بسیاری از مسائل اجتماعی، اخلاقی و روان‌شناختی انسان مدرن ایرانی را بازنمایی می‌کند. کافی است مناسبات عاطفی ــ انسانی این گروه را قبل از گم شدن الی و بعد از آن مقایسه کنید تا تضادها و تفاوت‌های رفتاری موجود را بازشناسی کنید. این دوپارگی در رفتارشناسی آنها را به فرم و صورت‌بندی اثر نیز می‌توان تعمیم داد بدین معنی که ساختار روایی فیلم از دو پرده تشکیل می‌شود که همین دو پارگی را در مضمون و محتوی فیلم بسط می‌دهد. این تعارض‌ها نه فقط بیش از هرچیز در اختلاف زوجین در داستان می‌بینیم و البته فرهادی بدون این‌که شعار فمینیستی دهد یا این موضوع را برجسته کند به طور تلویحی و در ضمن قصه به سلطه مردان و موقعیت شکننده زنان حتی در طبقه مدرن و تحصیلکرده به تصویر می‌کشد که نقطه عطف آن برخورد امیر با سپیده است.

درباره الی ترکیبی از چند پازل داستانی است که در کلیتی واحد به هم وصل می‌شود و در سوژه الی تجلی می‌کند و‌‌الا هر یک از زوجین و مسائلی که با هم دارند به شکل مستقلی، خود طبقه متوسط شهری را در ایران آسیب شناسی می‌کنند. نقطه عطف این آسیب نیز دقیقا در جایی است که مساله اخلاق در میان باشد. اخلاق، ساحتی است که بیش از هرچیز شکاف و پارادوکس سنت و مدرنیسم را در جامعه ما برملا می‌کند و نشان می‌دهد که در درون و به لحاظ ذهنی چقدر تحت تاثیر جهان سنتی هستیم و قضاوت‌ها و رفتارهای ما همواره مبتنی بر آن تعیین می‌شود. اگر بنیان رفتارهای اخلاقی را بر پایه قضاوت قرار دهیم تناقص‌های جامعه خود را در این گروه 8 نفره درک خواهیم کرد. آنها با این‌که فارغ‌التحصیل رشته حقوق هستند، اما وقتی متوجه می‌شوند که الی نامزد داشته است داوری و قضاوت‌های آنان در این باره بیش از آن‌که عقلانی، منطقی و حقوقی باشد مبتنی بر یکسری مولفه‌های احساسی، کلیشه‌ای و سنتی است و به جای حل مساله به فرار از این مخمصه می‌اندیشند. تعلیق‌های داستان نیز در همین مواجهه شکل می‌گیرد یعنی به جای این‌که در ساختار و فرم قصه شاهد تعلیق باشیم باید آن را در پیچیدگی این موقعیت و مواجهه شخصیت‌های داستان با موضوع و گره‌گشایی قصه جستجو کنیم. این صورت‌بندی با ضرباهنگ و ریتم منطقی و البته نفسگیر قصه پیش می‌رود. با گم شدن الی این ریتم آغاز می‌شود و بتدریج تا پایان داستان شتاب می‌گیرد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. حرکت دوربین روی دست، رفت و آمدهای متعدد شخصیت‌های داستان، صدای دریا و امواج آن و البته سطح بازیگری بازیگران به ایجاد حس دلهره و التهاب ناشی از اتفاق کمک می‌کند و تجربه آن را برای مخاطب، ملموس و جذاب می‌سازد. به بازیگری اشاره کردم؛ این پاشنه آشیل و برجسته‌ترین عنصر فیلم. حتی اگر داستان و مضمون فیلم یا ساختار و فرم روایی آن شما را جذب نکند قطعا بازی‌های زیبا، روان و اثرگذار همه بازیگران فیلم شما را مجذوب می‌کند. در این میان، اما نقش و بازی گلشیفته فراهانی بیش از دیگران به چشم می‌آید و قدرت بازی وی در میان بازیگران خوب دیگر هم خودنمایی می‌کند، ضمن این‌که نباید از بازی خوب مانی حقیقی در اولین حضورش جلوی دوربین غافل شد. گرچه آنقدر همه خوب بازی کردند که نمی‌توان به برتری برخی از آنان اشاره کرد. ضمن این‌که توانایی فرهادی در بازی گرفتن از بازیگران و هدایت تعداد زیاد آنان با توجه به سکانس‌های متعدد و دشوار قابل تقدیر است.

ممکن است قصه ساده فیلم به این تصور دامن بزند که فیلم قصه خاصی ندارد و هرچه زیبایی است در فرم آن نهفته است. در حالی که درباره الی قصه آدم‌های زمانه ماست بویژه آدم‌های طبقه متوسط شهری که در لبه سنت و مدرنیسم حرکت می‌کنند

یکی از عناصر نشانه شناختی که در فیلم حضور برجسته‌ای هم دارد، دریاست که هم می‌تواند نشانه آرامش و سکون باشد و هم تلاطم و توفان را تداعی کند. این مفهوم متضاد، نسبتی عمیق با کلیت قصه درباره الی دارد و این دوگانگی معنایی با دو پارگی داستان همپوشانی جالبی دارد، آنجا که با غرق شدن الی در دریا این دوپارگی رقم می‌خورد و بخش دوم قصه آغاز می‌شود. این دو پارگی و پارادوکس معنایی در طرح مفاهیم متضاد چون مرگ و زندگی، عشق و نفرت و سرخوشی و ملال بسط می‌یابد و واقعیت زندگی را به‌درستی به تصویر می‌کشد. درباره الی بیش از هر چیز درباره زندگی و جزئیات آن است که در یک ساختار ساده اما عمیق و پیچیده روایت می‌شود. درباره الی به طور ضمنی به هویت و موقعیت زن مدرن در جامعه ما نیز می‌پردازد و وضعیت شکننده، پر خطر و آسیب‌پذیر آنان را در بستر داستانی فیلم به شکل پنهان اما قابل لمس روایت می‌کند. بیش از همه شاید این «سپیده» است که موقعیت زن جدید را نمایندگی می‌کند.

درباره الی ایده‌های انسانی و جامعه‌شناختی زیادی دارد که آنچنان در ساختار ساده قصه آن تنیده شده است که گویی به چشم نمی‌آید، اما اگر قابلیت‌های این اثر را در فرم قصه و کارگردانی فیلم خلاصه نکنیم می‌توانیم بسیاری از این ایده‌ها را بازشناسی کنیم.

فرهادی در این فیلم مخاطب را نه فقط با ریتم و بازی‌های درخشان بازیگرانش مجذوب می‌سازد بلکه تمام احساس و حالات روحی کاراکترها را بویژه بعد از گم‌‌شدن الی به آنان منتقل می‌کند و اضطراب و دلهره و نگرانی را در مخاطبانش بر می‌انگیزد به طوری که مخاطبان با درک و تجربه این موقعیت دشوار با شخصیت‌های قصه همذات‌پنداری می‌کنند و به آنها نزدیک می‌شوند. همین تجربه مشترک و درک این موقعیت پر اضطراب به درونی کردن حس تعلیق در مخاطب کمک می‌کند و اثرگذاری فیلم به اوج خود می‌رسد.

درباره الی، تجمعی از سرخوشی‌های روزمره و تلخی‌های زندگی واقعی را در روایتی جذاب از یک داستان ساده می‌آمیزد و البته افق‌های تازه‌ای را در سینمای ایران می‌گشاید که می‌توان به نزدیک شدن این سینما به استانداردهای جهانی امیدوار شد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها