موفقیت «مادر» سینمایی در کره جنوبی

«مادر» محصول جدید سینمای کره جنوبی را جون هو بونگ کارگردانی کرده است. این درام خانوادگی در 2 هفته اول اکران، صدرنشین جدول هفتگی فروش سینماهای این کشور آسیایی شد.
کد خبر: ۲۶۱۲۳۷

استقبال تماشاگران از این فیلم خیلی خوب و بالا بود. این شدت استقبال به قدری زیاد و قوی بوده است که تحلیلگران سینمایی پیش‌بینی می‌کنند «مادر» یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال 2009 سینمای کره باشد. این فیلم که با هزینه‌ای اندک تولید شده، بازیگران کمی دارد و لوکیشن آن منطقه‌ای متوسط‌نشین در مرکز شهر سئول است. فیلمنامه فیلم را بونگ با همکاری ایون کیو پارک نوشته است. جاکیم هویه، وون بین و جین کو، بازیگران اصلی «مادر» هستند. فیلم با شعار تبلیغاتی «وقتی دوستش داری، از او حمایت می‌کنی» روی پرده سینماها رفت و بلیت‌های سینماهای نمایش‌دهنده فیلم تا یک ماه اول پیش‌فروش شده است.

قصه

مون (با بازی کیم هویه جا)‌ زنی میانسال است که سال‌ها قبل از این همسرش را از دست داده است. او سخت کار و تلاش می‌کند تا زندگی راحت و آرامی برای پسر ناتوان خود هیو (بین وون)‌ فراهم کند. مون سال‌هاست که از تنها فرزند خود مراقبت می‌کند. او به پسرش غذا می‌دهد، لباس‌های او را با دقت می‌شوید و شب‌ها هنگام خواب بالای سر او می‌نشیند تا خوابش ببرد. مراقبت مادر از پسر خود به گونه‌ای است که توجه تمام اهالی محل را به خود جلب کرده است. همه به این مادر با دیده تحسین نگاه می‌کنند و کسی فکر نمی‌کند مصیبتی بدتر از این (داشتن یک فرزند فلج)‌ بتواند برای یک مادر به وجود بیاید. اما شرایط زمانه نشان می‌دهد که چنین اتفاقی هم می‌تواند بیفتد و هنوز مصیبت بدتری وجود دارد (و در راه است)‌ که مون باید با آن دست و پنجه نرم کند. در یک روز عادی پلیس با حضور در محل زندگی مون، اعلام می‌کند برای دستگیری هیو آمده است. هیو متهم به قتل است. او ارتکاب قتل را رد می‌کند و مون باور دارد که پسرش راست می‌گوید و هیو بازداشت می‌شود. مون در شرایطی که نگران وضعیت پسرش در بازداشتگاه است، تصمیم می‌گیرد قاتل اصلی را پیدا کند. اما چه کسی این جنایت هولناک را انجام داده و برای هیو پاپوش دوخته است؟ کار مون خیلی سخت است، ولی او می‌تواند ثابت کند که مادری وظیفه‌شناس و دلواپس است. قصه فیلم تلاش‌های مون برای کشف واقعیت و آزادی پسرش را دنبال می‌کند. در دل این قصه پرتب و تاب است که مهر مادری را در اوج خودش به نمایش می‌گذارد.

نقد

«مادر» را کسی کارگردانی کرده است که دو سال قبل کمدی درام علمی ــ تخیلی و هیولایی «میزبان» را روی پرده سینماهای کره جنوبی داشت. این فیلم با فروش 100 میلیون دلاری خود هیجان تازه‌ای به صنعت سینمای کشورش وارد کرد و حالا با «مادر» می‌خواهد این موفقیت را تکرار کند. بونگ در فیلم تازه‌اش یک تراژدی را به نمایش می‌گذارد و خیلی راحت بیننده‌اش را به گریه می‌اندازد و این در حالی است که ساخته‌های قبلی این فیلمساز، عموما لحن و حال و هوایی کمدی داشتند. «مادر» نشان می‌دهد که او به همان راحتی که می‌تواند بیننده‌اش را بخنداند، می‌تواند او را به گریه هم بیندازد. مضمون خانواده و جمع خانوادگی و اتحاد بین آنها، در فیلم‌های قبلی بونگ هم حضور داشته، ولی این حضور بیشتر در پس‌زمینه قصه بوده است. برای مثال، در «میزبان» جمع اعضای یک خانواده که از هم دور بوده‌اند، یک بار دیگر متحد می‌شوند تا بتوانند با هیولایی که سر از آب رودخانه شهر درآورده (و دختر کوچک خانواده را به اسارت گرفته» مبارزه کنند. در طول این مبارزه، وحدت و همبستگی اعضای خانواده بیشتر می‌شود، اما در «مادر» جمع خانواده ــ که این بار محدودتر و کوچک‌تر شده است ــ در مرکز ماجرا قرار دارد. این بار هم یک عامل تهدیدکننده بیرونی، باعث وحدت و همبستگی بیشتر این جمع کوچک خانوادگی می‌شود. اگر نیروی تهدیدکننده در «میزبان» یک هیولای دریایی بود که می‌تواند برای تماشاچی قابل باور نباشد، در این جا نیروی تهدیدکننده یک انسان واقعی است که می‌تواند همسایه هریک از ما نیز باشد. به این ترتیب، این بار این نیروی تهدیدکننده شکل و شمایلی مهیب‌تر و خطرناک‌تر دارد. در «میزبان» شکل ظاهری کاراکتر منفی مهیب است و در «مادر» ماهیت درونی او. به این ترتیب، بونگ در قصه فیلم خود روی تهدیدی انگشت می‌گذارد که می‌تواند ملموس‌تر و خطرناک‌تر باشد.

فیلمساز در شروع فیلم خیلی سریع به معرفی کاراکتر مادر و فرزندش می‌پردازد تا بتواند به کمک آن، بحث اصلی ماجرا را پیش کشیده و تلاش‌های مجدانه مادر را برای نجات و حمایت از فرزندش به نمایش بگذارد. از آنجا که کارگردان تصویر خیلی خوبی از کاراکتر مادر ارائه داده و دلسوزی‌های او نسبت به پسرش را با احساس تمام به تصویر کشیده، تماشاچی هم باور مادر را باور دارد و مثل او معتقد است کاراکتر پسر بی‌گناه است و قتل را کس دیگری انجام داده است. به همین دلیل است که بیننده با تلاش‌های مادر همراه می‌شود و مایل است او هر چه سریع‌تر مدارکی در دفاع از پسرش به دست بیاورد تا با کمک آنها بی‌گناهی وی ثابت شود. کیم هویه جا در نقش مادر یک بازی عالی و نفسگیر ارائه داده است. او این نقش را به گونه‌ای بازی می‌کند که بیننده را ناخودآگاه با خود جذب و همراه می‌کند. بخش بسیار مهمی از بار موفقیت فیلم روی دوش اوست. در حقیقت «مادر» سه عنصر خیلی خوب را با خود دارد: کارگردانی حساب‌شده، فیلمنامه دقیق و بازی زیرپوستی و عالی کیم هویه جا. این بازیگر در طول فیلم توانسته خیلی خوب خطوط مختلف چهره‌اش را کنترل کند و احساسات مختلف مادرانه را در موقعیت‌های گوناگون به نمایش بگذارد. وی حتی بازی خیلی خوبی هم با صدای خود می‌کند و هر بار که حرف می‌زند، صدایش به گونه‌ای می‌لرزد که انگار همین الان می‌خواهد گریه کند. چهره او به گونه‌ای است که نشان می‌دهد زنی درد و رنج‌کشیده است و سال‌هاست که در حال تجربه کردن و گذراندن یک زندگی سخت است. در مقابل وون بین هم در نقش پسر علیل قصه فیلم بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد. او هم می‌تواند در نقش چالش‌برانگیز یک آدم معلول، یک بازی طبیعی داشته باشد.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها