همراهی برای لحظه‌ها

«به ملکوت اعلا پیوست». این را امام راحل گفت. وقتی آن اسطوره جهاد و آزادگی و شهادت مصطفی چمران از خودش در دهلاویه فراتر رفت و جاودانه شد.
کد خبر: ۲۶۰۱۱۲

اکنون بخشی از نوشته‌های مصطفی - که بنا به اسم بامسمایش برگزیده بود  با شما سخن می‌گوید:
«باید با قلب و روح خود سخن بگوییم. قلب‌ها باید به حرکت درآید. هنر و شعر و موسیقی وقتی به میدان می‌آید که کلام کافی نیست. تئاتر ما معرکه جانبازی است. شعر ما حماسه یک شهید است. نقاشی؛ کفن خونین است. ما در برابر حوادث سینه سپر کرده‌ایم و به استقبال شهادت می‌رویم. ما خود را آماده کرده‌ایم تا در محک تاریخ، مکتب حسن را و حقانیت حسین را با شهادت خود اثبات کنیم. شیعه دوباره با رمز شهادت آشنا می‌شود. اما...»

این دلاور ایرانی در آمریکا و لبنان و... درباره همه مسائل روز می‌نوشت. در این نوشتارهای پراکنده فقط می‌توانی با روشنی احساس کنی که یکرگ پنهان وجود دارد و یک قلب مشترک در فضاهای به شدت متفاوت می‌تپد که منبعث از نگرش توحیدی چمران است: «اشک آب حیات من است. اشک هدیه آسمان است به زمین. اشک، سلام من... درود و نیایش من به زیبایی‌های طبیعت است. اشک، دریای سعادت من است... خدایا تو را شکر می‌کنم که آنچنان وجود مرا پر کردی که دشمنی همه عالم، ساده و نا چیز شد که...» با این دل نوشته‌های چمران است که می‌آموزی با خدا و برای خدا باشی در خلوت و جلوت. یاد می‌گیری جهان را چنان که باید! ببینی. از خودت فراتر می‌روی و خدا را و تجلی‌های خدا را در همه چیز و در همه ممکنات با چشم جان می‌نگری و احساس می‌کنی: «من زاده طوفان و موج دریا‌هایم. می‌خواستم آه‌های خفه شده خود را به نغمه‌های ملکوتی تبدیل کنم. می‌خواستم کلمه شوم، کلمه حق و حقیقت و محکم و پایدار بر دل تاریخ کوبیده شوم ولی افسوس...»

چمران می‌پرسد و تو را به چالش با خودت و جهان و ما فیها وا می‌دارد:

«زندگی چیست؟ آیا این... آدم را قانع می‌کند؟ ارزش من در آن نیست که هنگام قدرت شادی کنم. ارزش من در آن است که محال را ممکن کنم.»

این متن‌ها همه در قالب کتاب عارفانه از سوی بنیاد شهید چمران نشر یافته و می‌تواند همراه بسیاری از لحظه‌های زیبای ما باشد.در کنار این متن‌ها می‌توانید هم دستخط‌های این شهید را ببینید و هم شاهد عکس‌های زیبایی از او همرزمانش باشید.

علی مظاهری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها