در اثر اول دهنمکی، فیلم به موضوعات و اتفاقات دوران جنگ میپردازد و با معرفی «مجید سوزوکی» که به عنوان محور قصه دهنمکی بود، قالب دفاع مقدس را از نگاهی خاص ورق میزند. اما در اخراجیها 2 فیلم با همان دستمایه اولیه حرکتی را آغاز میکند و سراغ چند ماجرای دیگر میرود. اسارت که شالوده بحث دهنمکی است، سبب گشته تا داستان روندی روبهجلو و با پرهیز از یکنواختی و تکرار به خود بگیرد دستگیری رزمندگان توسط عراقیها موضوع قصه است. رزمندگانی که نماهای کلی آنها در بخش نخست دیده میشد و با همان چینش حرکتی صحیح را در بر میگیرد.
پرداختن به آدمهایی که دهنمکی در بخش اول به آنها اشاره داشت و ورود آنها را در اردوگاه جنگی، حال و هوای خاصی به اثر داده. مخاطب گرچه با این شخصیتها قبلا ارتباط برقرار کرده ولی گویی باز دهنمکی، پردهای جدید را بر منظر تماشاچیان باز میکند و البته این نقطه قوت و قابل توجه اوست که نهتنها هیچ یکنواختی و تکراری دیده نمیشود بلکه این تماشاچی است که به دنبال شخصیتهای اثر قبلی میگردد. حتی بعضا به دنبال اصطلاحات آنان است. به نظر میرسد بزرگترین هنر کارگردان در اثر دومش، راه انداختن داستانهای موازی در کنار داستان اسارت میباشد. بخصوص قصه آدمهایی که به اسارت ضدانقلاب میافتند.
چنین برداشت میشود که دهنمکی به دنبال فضاشکنی بوده و این قطعا حاصل ذکاوت اوست. قطعا باید پذیرفت اگر روند ماجرا به سوی اسارت و موضوعات مربوطه به آن ادامه پیدا میکرد قصه دلچسب نبود و در عین حال اگر فضای بخش دوم داستان اسارت تطبیق موضوعی با فضاسازی حاکم در کل ماجراهای اخراجیهای دو پیدا نمیکرد و تبدیل به یک روند منقطع میگشت و ضرری جبرانناپذیر به کل داستان میزد، انتخاب سیری موازی، حاکم بر داستان سببساز یک خیزش مطلق بود.
آنچه باز در این داستان دهنمکی وجود دارد، روح حاکم طنز در آن است، طنز به عنوان یک وجه متمایز و جذاب در سراسر این اثر دیده میشود و اتفاقا دست کارگردان را برای بیان دغدغههای فکری و ذهنیاش به حدی باز کرده که بسیاری از ناگفتهها را قادر به بازخوانی نموده، گرچه به نظر میرسد در برخی از پلانها این روح طنز، سبب گشته تا ارتباط منطقی با مخاطب پدیدار نگردد ولی آن هم پنداری خاص در چنین سینمایی است.
سیدعلی محورجعفری