درباره حسن فتحی

تاریخ در هزارتوی قصه

چرا وقتی صحبت از حسن فتحی می‌شود، اغلب بینندگان تلویزیونی و منتقدان، از او به عنوان یک چهره قابل احترام یاد می‌کنند؟ آیا ساختن یک سریال یا فیلم خوب می‌تواند کارگردانی را به چنین موقعیتی برساند؟ اگر ملاک برای قضاوت، ساخت آثار پربیننده و محبوب است، آیا سریال‌های زیادی را نمی‌توان نام برد که بسیار بیش‌تر از سریال‌های فتحی محبوبیت داشته‌اند؟
کد خبر: ۲۴۵۲۹۶

حسن فتحی یکی از کارگردان‌هایی است که در سال‌های میانی دهه 70، زمانی که تعدادی از معمولی‌ترین کارگردانان سینما هم کار در تلویزیون را بدون هیچ استدلالی زیر سوال می‌بردند، با ساخت مجموعه‌های درخشانش، این ذهنیت را برای همیشه از بین برد که جایگاه تلویزیون پایین‌تر از سینماست. این فراتر از ساختن یک سریال خوب یا محبوب، کمک به هویت رسانه‌ای فراگیر بود. حسن فتحی از آن دسته کارگردان‌هایی نبوده و نیست که عاشق فیلمسازی در سینما باشد و زمانی که این امکان برایش میسر نشده پایش به تلویزیون باز شود. او در این سال‌ها بسیاری از پیشنهادهای سینمایی را رد کرد و فعالیت خودش را روی تلویزیون متمرکز کرد و در گفت‌وگوهایش نیز اعتراف کرد که برایش از نظر جایگاه، تلویزیون و سینما مساوی هستند و هر دو مدیوم‌هایی هستند که امکان ارتباط تصویری با مخاطب را برایش فراهم می‌کنند، با ابن تفاوت که تلویزیون بینندگان میلیونی دارد اما سینما برای مخاطب محدودتری خوراک فکری یا تفریحی می‌سازد. حسن فتحی تاکنون 2 فیلم سینمایی کارگردانی کرده که اولی اثری ناموفق بود و توقعاتی که از او می‌رفت را برآورده نکرد اما پرفروش بود و دومی در فرمی بسیار پیچیده و نامتعارف 3 دوره تاریخی ایران را پیش چشم تماشاگر گذاشت و جزو مطرح‌ترین آثار جشنواره فیلم فجر بود. اما با این حال حسن فتحی را هنوز یک کارگردان موفق در عرصه تلویزیون می‌دانیم چرا که اولا تعداد آثار سینمایی‌اش بسیار محدود است و فعالیت سینمایی‌اش تداومی نداشته و ثانیا به این دلیل که کیفیت سریال‌هایش بر فیلم‌هایی که ساخته می‌چربد. در واقع می‌توان گفت فتحی در دومین فیلم سینمایی خود، همان راهی را رفت که سال‌ها در عرصه سریال‌سازی در آن تجربه‌اندوزی کرده بود. در این نوشته می‌خواهیم به برخی ویژگی‌های برجسته کار فتحی بپردازیم تا شاید بتوانیم بفهمیم که دلیل اعتبار او و شان حرفه‌ای‌اش چیست.

اثر تاریخی یا گذشته‌نگاری

شب دهم، پهلوانان نمی‌میرند، مدار صفر درجه، روشن‌تر از خاموشی و پستچی سه بار در نمی‌زند آثاری هستند ساخته فتحی که تاریخ در آنها وجه درونمایه‌ای دارد. یعنی کارگردان با نمایش دوران مربوط به گذشته، سعی در بازسازی فضایی دور و متفاوت با شرایط امروز را دارد تا بر اساس واقعیت تاریخی یا از روی تخیل خود، قصه‌ای را مصور کند. در این جا منظورمان از تاریخ، وقایعی است که زمان وقوع‌شان سال‌ها پیش است؛ چه مربوط به زندگی و افکار ملاصدرای شیرازی باشند و چه مربوط به زمان کودتای 28‌مرداد. قصه‌هایی که فتحی آنها را دستمایه کارش قرار می‌دهد لزوما مابه‌ازای تاریخی ندارند. مثلا درست است که او در نمایش زندگی واقعی ملاصدرا پژوهش‌های مفصلی درباره‌اش کرده تا از چهره راستین او در عالم فلسفه و دین دور نشود اما در روایت قصه‌اش از شکل‌گیری رابطه‌ای عاطفی میان یک شاهزاده قجری با خادم مراسم محرم، آزادانه عمل کرده و از تخیلش استفاده کرده است. بنابراین آن چه در هر دو قصه اهمیت دارد، طراحی و آفرینش فضایی ملموس برای مخاطب امروزی است که با دیدن نشانه‌های زندگی پیشینیان، خیلی زود بتواند این فاصله زمانی را فراموش کند و با شخصیت‌ها و قصه همراه شود. تقریبا می‌توان گفت که فتحی استاد این شیوه فضاسازی ملموس است. قصه‌های تاریخی او گاه بسیار بیشتر از قصه‌های معاصری که با شخصیت‌های امروزی در سریال‌های دیگر ارائه می‌شود، قادر به ارتباط با مخاطب و ایجاد جذابیت برایش هستند.

تاریخ به مثابه لحن در ساختار اثر

اما اثر تاریخی لزوما به معنای رجعت به گذشته و بازآفرینی دورانی سپری‌شده نیست. مثلا سریال «میوه ممنوعه» در همین تهران امروز می‌گذرد با شخصیت‌هایی که مثل ما رفتار می‌کنند. در این جا آن چیزی که فیلم را به آثار تاریخی نزدیک می‌کند، لحنی است که در روایت دیده می‌شود. با این که آنها شیک لباس می‌پوشند و در همین جامعه زندگی می‌کنند اما هر یک در بیان دیالوگ‌ها یا در رفتار، شمایلی از یک شخصیت ایرانی ریشه‌دار را ارائه می‌کنند. مثلاً به بازی علی نصیریان به عنوان یک شخصیت کامل در سریال «میوه ممنوعه» دقت کنید. لحن دیالوگ‌های او و نحوه ارتباطش با آدم‌ها، در مناسبات شغلی یا عاطفی، نشان از آدمی دارد بااصالت و دارای ریشه. در کنار او، حتی در شخصیت‌های منفی یا آدم‌هایی که نقش‌های حاشیه‌ای دارند، نیز این اصالت دیده می‌شود. چنین سبکی را قبلاً در آثار بهرام بیضایی و مرحوم علی حاتمی دیده بودیم.

قصه

یکی از مهم‌ترین ارکان فیلم، قصه است. درواقع زمانی معیار برای ارزیابی و قضاوت درباره کارگردان‌ها، مهارت آنان در قصه‌گویی بود. حسن فتحی کارگردانی است که با تصاویرش قصه می‌گوید. قصه‌های او نه به شیوه مرحوم حاتمی لزوما ساختاری کلاسیک دارند و شبیه آثار بیضایی آیینی هستند. در آثار فتحی، شخصیت‌ها برجستگی‌شان را در سایه قصه‌های قوی اثر به دست می‌آورند. مثلا دستیار نصیریان در «میوه ممنوعه» مگر چقدر در ماجرا اهمیت دارد؟ اما تصویرش از ذهن تماشاگر پاک نمی‌شود. یا به تمام شخصیت‌های فرعی «مدار صفر درجه» توجه کنید که چگونه در تاروپود اثر تنیده شده بودند. این مهم هم باعث جذابیت اثر برای تماشاگر و بیننده است و هم بستری است برای بیان دیدگاه‌ها و ایده‌های کارگردان درباره جامعه یا هر چیز دیگر.

بازیگری

تردیدی وجود ندارد که یکی از دلایل ارزش و ماندگاری سریال‌های فتحی، به بازی بازیگرانش مربوط است. او استاد هدایت بازیگران در ارتباط درونی با نقش‌هایی است که ایفا می‌کنند. تعدادی از گمنام‌ترین و مهجورترین بازیگران، پس از حضور در آثار فتحی ناگهان به چهره‌های مشهوری تبدیل شدند. مثلا کتایون ریاحی در زمان بازی در سریال «شب دهم» هنوز این‌قدر مشهور نبود اما با بازی در این سریال و نیز فیلم «شام آخر» به کارگردانی فریدون جیرانی، یکباره شهرتی بسیار پیدا کرد. یا هنوز بسیاری اعتقاد دارند که حسین یاری بهترین بازیش را در این سریال ارائه کرده است. همچنین باید از استاد مسلم بازیگری علی نصیریان یاد کرد که در ایفای نقش دشوار و پیچیده سریال «میوه ممنوعه» کاری کرد کارستان. شهاب حسینی در «مدار صفر درجه»، رویا تیموریان در «شب دهم»، گوهر خیراندیش و امیر جعفری در «میوه ممنوعه» و پانته‌‌آ بهرام، باران کوثری و لیلا زارع در «پستچی سه بار در نمی‌زند» نقش‌آفرینی درخشانی دارند.

فتحی هم‌اکنون کارگردانی سریالی را به پایان برده است با مایه‌های طنز برای پخش از شبکه یک سیما که هم اکنون شاهد آن هستید. این نخستین تجربه جدی اوست در ساختن سریالی کمدی و فتحی «اشک‌ها و لبخندها» را در شرایطی ساخته است که در اوج دوران حرفه‌ای‌ خود قرار دارد. این خود نشانگر قدرت خطرپذیری این کارگردان است در آزمودن راه‌های نرفته و همین ویژگی است که از او یک هنرمند خلاق می‌سازد؛ کسی که آثار موفقی که قبلا ساخته تکرار نمی‌کند و دنبال روش‌های بیانی تازه است.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها