رئیس فدراسیون فوتبال معتقد است، گزینش سرمربی تیم ملی کار بسیار حساسی است و باید دقت عمل داشته باشیم و عجولانه تصمیم نگیریم.
این آخرین دستاورد یا فرضیه اثباتشده فدراسیون فوتبالی است که به فرموده رئیس آن، حق یک لیوان آب خوردن را ندارد و در گزینش مربی سابق تیم ملی کوچکترین نقشی نداشته است.
کد خبر: ۲۴۳۹۷۷
اینکه پس از این همه سال هنوز نمیدانیم برای گزینش و انتخاب سرمربی تیم ملی چه ویژگیهایی را باید در نظر بگیریم، خود دلیلی است بر آنکه، فوتبال ما به سمت عقب در حال پیشرفت است و تعجبی ندارد که تیمهای باشگاهی ما در جام باشگاههای آسیا اینگونه متزلزل ظاهر میشوند.
در فوتبالی که برای یک مسابقه ملی حدود یک ماه لیگاش تعطیل میشود و دست آخر تیم ملیاش به آن شکل بازی میکند، چگونه میتوان به رفتارهای حرفهای در آن امیدوار بود؛ واقعیت این است که پیشرفت ما در این زمینهها نهتنها متوقف شده است، بلکه روز به روز نسبت به گذشته پسرفت داشتهایم. ابتداییترین کار یک فدراسیون آن است که کمیتهای برای مربیان باشگاهها تشکیل دهد و هر از چندی این تولیدکنندگان را دور هم جمع کند و از نظرات آنها بهرهمند شود. اگر ما کمیته مربیان قوی و کارآمدی داشتیم و اگر تیم ملی کمیتهای فنی داشت، امروز ما به این بحران دچار نمیشدیم؛ بحرانی که رئیس فدراسیون خود به آن معترف است و در کوچه و خیابان دنبال کارشناسانی میگردیم تا این مشکل را حل کنند.
اساسا این پرسش مطرح است که چرا هیچگونه اشرافی بر تیم ملی وجود نداشت و چگونه است که فدراسیون فوتبال به عنوان نهادی اسما مردمی باید عنان اختیارش را به دست کسانی بسپارد که قاعدتا نباید دخالتی در آن داشته باشند.
فدراسیونی که از اول قافیه را باخته و حق دخالت را برای دیگران محفوظ داشته باید به همان سبک و سیاق ادامه دهد.
برای آدمهای دخالتپذیری که بارها تن به این کار دادهاند، خیلی سخت است ناگهان تغییر رویه بدهند و بخواهند به شکل دیگری عمل کنند.
انتخاب سرمربی تیم ملی بحران زده به فرمایش رئیس فدراسیون کاری است که خلاف قاعده صورت میگیرد و حتی اگر با همین شیوه گزینش شود باز حرف و حدیثهایی پیرامون آن وجود دارد. وقتی فدراسیون به سراغ فردی میرود که به دلیل نتایج ضعیف با پرسپولیس، فرار را بر قرار ترجیح داد، معلوم میکند که یک اشکالی در این گزینش وجود دارد.
وقتی برای چندمینبار به سراغ مهرههای سوخته و حذف شده سابق میرویم، مشخص میکند که این بار هم در روی همان پاشنه میچرخد و ما باز به سر جای اول رسیدهایم؛ معیارهای درستی برای انتخاب مربی نداریم و بیش از آنچه به کارنامه آدمها توجه کنیم به جار و جنجالهای پیرامونی آن توجه داریم.
واقعا باید به این فدراسیون و کارشناسان آن بهخاطر این افکار تبریک گفت؟!