رودر رو با سارقی که 42سال سابقه دزدی دارد

دیگر سرقت نمی کنم

زندان و دادگاه برای کریم مکانی آشنا هستند. او سال‌های زیادی از عمرش را پشت میله‌ها و اتاق دادگاه‌ها سپری کرده و موهایش این طور سفید شده است. خودش را این طور معرفی می‌کند: «63 سالم است. 25 فقره سابقه کیفری دارم. از سال 1345 تا به حال کارم دزدی از خانه‌ها است اما دیگر خسته شده‌ام. طاقت زندان را ندارم، اگر آزاد شوم هرگز سراغ خلاف نمی‌روم.»
کد خبر: ۲۴۲۴۲۷

این جمله آخر را کریم تاکنون بارها و بارها به خودش گفته اما هر دفعه توبه شکسته است. چرا؟ این را من می‌پرسم و او جواب می‌دهد: «وسوسه. پول زیادی گیرم می‌آمد. کار دیگری هم بلد نبودم. وقتی شروع کردم 21 سالم بود. از آن زمان سراغ هیچ حرفه و فنی نرفتم که بخواهم از آن طریق امرار معاش کنم.»

کریم با این که محکومیت‌های زیادی داشته زندان رفتن برایش عادی شده و اقوام و نزدیکانش از کارهای او باخبر هستند. سعی می‌کند چهره‌اش را بپوشاند و در برابر دوربین قرار نگیرد: «دخترم ازدواج کرده، داماد دارم. خیلی برایم زشت است. بی‌آبرو می‌شوم.» با گفتن این جمله چند لحظه‌ای سکوت می‌کند و بعد ادامه می‌دهد: «به همین خاطر است که می‌گویم دزدی را کنار می‌گذارم.»

سرقت از منزل یکی از جرائمی است که علاوه بر زیان مالی، آسیب روحی و روانی نیز به مالباختگان وارد می‌کند. به همین خاطر این نوع جرم به یکی از دغدغه‌های شهروندان تبدیل شده است. کریم درباره این که چطور می‌شود از این دزدی‌ها پیشگیری کرد، می‌گوید: «احتیاط! بعضی مردم خانه‌هایشان قفل درست و حسابی ندارد، نرده نمی‌کشند، حفاظ نصب نمی‌کنند، برای مدت طولانی منزلشان را خالی می‌گذارند و ... به هر حال اگر بی‌دقتی نکنند هیچ سارقی به خانه‌شان نمی‌رود. دزدان دنبال جایی می‌گردند که راحت و بی‌دردسر بتوان سرقت کرد و ریسک کمتری داشته باشد.»

شگرد کریم برای سرقت یکی از شیوه‌های رایج سارقان است که آگاهی از آن می‌تواند در خنثی کردن نقشه‌های مجرمانه تاثیر زیادی داشته باشد. متهم در حالی که سرش را پایین انداخته و پایش را با ریتمی تند مرتب به زمین می‌کوبد، می‌گوید: «صبح‌ها معمولا اهالی خانه‌ها سر کار می‌روند و این فرصت مناسبی برای سارقان است. من از ساعت 9 صبح تا 2 بعدازظهر در خیابان‌ها پرسه می‌زدم و منازل را شناسایی می‌کردم، البته یک همدست داشتم که کمکم می‌کرد. ما زنگ خانه‌ها را می‌زدیم و اگر کسی جواب نمی‌‌داد کارمان را شروع می‌کردیم.»

قبل از این که کریم جزئیات بیشتری از روش دزدی‌هایش بگوید درباره همدستش می‌پرسم: «او هم سابقه‌دار است. 58 سال دارد و 15 بار به زندان افتاده. او هم از دزدان قدیمی است. کارش را از سال 57 شروع کرده. من قبلا تنهایی سرقت می‌کردم اما از وقتی با او آشنا شدم تصمیم گرفتیم با هم کار کنیم.»

سارق حرفه‌ای دستش را لای موهایش که رو به سفیدی رفته است، فرو می‌برد، آهی می‌کشد و می‌گوید: «عمرم را تباه کردم و اصلاح نشدم. همه‌اش تقصیر خودم است. حرف آنهایی را که هزار و یک دلیل برای جرمشان می‌آورند قبول ندارم. همه چیز به خود آدم بستگی دارد.»

او نگاهش را از یکی از مالباختگان که روبه‌رویش ایستاده می‌دزدد، به زمین چشم می‌دوزد و به سوال بعدی که درباره جزئیات شگردش است این طور جواب می‌دهد: «هدف اصلی ما خانه‌هایی بود که در طبقه آخر ساختمان‌ها قرار داشت، چون در طبقه‌های دیگر رفت و آمد وجود دارد و احتمال این که دستگیر شویم زیاد بود، ولی کسی به طبقه‌های آخر سر نمی‌زند. وقتی مطمئن می‌شدیم کسی در منزل نیست با کارت تلفن زبانه در را کنار می‌زدیم و داخل ساختمان می‌رفتیم. بعد با پیچ‌گوشتی در واحد مورد نظرمان را باز می‌کردیم و دنبال اشیای کم‌حجم اما باارزش می‌گشتیم.»

اشیایی که مورد نظر کریم و همدستش بود مورد توجه همه سارقان قرار دارد و به همین دلیل است که پلیس توصیه می‌کند از نگاهداری مبلغ زیاد پول و جواهر در خانه پرهیز کنید. حرف‌های کریم بخوبی نشان می‌دهد او از بی‌توجهی شهروندان به هشدارها و توصیه‌های پلیسی سوءاستفاده می‌کرده است. او می‌گوید: «پول نقد، جواهر و لپ‌تاپ بیشتر از همه مورد توجه ما بود. خیلی از مردم جواهر و پول‌هایشان را در دسترس قرار می‌دهند مثلا در یک مورد صاحبخانه مقدار زیادی طلا و جواهر را در ویترین گذاشته بود. ما برای پیدا کردن این اشیا زیاد به زحمت نمی‌افتادیم.»

صبح ها معمولا‌ اهالی خانه ها سر کار می روند و این فرصت مناسبی برای سارقان است .
من از ساعت 9 صبح تا 2 بعد ازظهر در خیابان ها پرسه می زدم و منازل را شناسایی می‌کردم .
ما زنگ خانه ها را می زدیم و اگر کسی جواب نمی داد کارمان را شروع می کردیم

کریم و همدستش البته گاهی اوقات وسایل دیگری را هم می‌دزدیدند. او در حالی که انگار دوباره یاد آبرویش افتاده، صورتش را می‌پوشاند و می‌گوید: «اگر خانه‌ای آسانسور داشت گاوصندوق را هم می‌دزدیدیم. بعضی وقت‌ها هم که ساختمان‌ها پارکینگ داشتند همدستم پژو «405‌»اش را داخل ساختمان می‌برد و می‌توانستیم وسایل بیشتری مثل ال‌سی‌دی هم بدزدیم. فرش هم برایمان خوب بود، مخصوصا فرش‌های کوچک و نفیس که با فروش‌شان پول خوبی به دست می‌آوردیم.»

یکی از بحث‌هایی که پلیس آگاهی همواره مطرح می‌کند وجود مالخران است، چرا که اگر این گروه از مجرمان وجود نداشته باشند، سارقان هم نمی‌توانند اموال دزدی را بفروشند و تا حد بسیار زیادی از وقوع سرقت کم می‌شود. کریم درباره اموال مسروقه می‌گوید: «ما چهار مالخر داشتیم، یکی از آنها طلا می‌خرید و سه نفر دیگر فرش و بقیه اموال دزدی را. البته پول کمی بابت آنها می‌دادند، ولی چون تعداد سرقت‌های ما زیاد بود، درمجموع مبلغ قابل توجهی به‌دست آوردیم.»

مبلغ مورد اشاره کریم به گفته بازپرس پرونده حدود یک میلیارد تومان است. متهم درباره تعداد سرقت‌هایش می‌گوید: «این بار از 60 خانه سرقت کردم که همه‌شان در شمال تهران و مناطق ثروتمند‌نشین بودند.»

کریم نگاهش را به دستبند فلزی که دستانش را به هم وصل کرده می‌دوزد و ادامه می‌دهد: «هر چقدر هم که حرفه‌ای باشی بالاخره گیر می‌افتی، این بار بخشی از اموال مسروقه را از خانه من و همدستم پیدا کردند، به بقیه مالباختگان هم باید پول اموالشان را پس بدهم، مگر آن‌که رضایت بدهند. می‌دانم فعلا باید برای مدت طولانی دوباره در زندان بمانم. شرایط زندان دیگر برایم سخت است. سنی ازمن گذشته، ‌دوست نداشتم دوباره به آنجا برگردم ولی خودم اشتباه کردم.»

سارق کهنه‌کار درباره آخرین سابقه کیفری‌اش می‌گوید: «قبل از این سه سال پیش بود که دستگیر شدم. آن موقع بعد از 23 سرقت گیر افتادم و به زندان محکوم شدم، اما مدتی را که در حبس ماندم با سپردن وثیقه مرخصی گرفتم، بیرون آمدم و دیگر به آنجا برنگشتم، وقتی دوباره دزدی‌هایم را شروع کردم، اول از همه خانه‌مان را عوض کردم، چون می‌دانستم نشانی‌ام در سابقه‌ام ثبت شده است. به مرکز شهر رفتم تا کسی نام و نشانی از من نداشته باشد، ولی بالاخره دستگیر شدم. در بازجویی‌های اول سعی کردم خودم را بی‌خبر نشان دهم، به دروغ گفتم مدت‌هاست که دیگر دزدی نمی‌کنم ولی سابقه‌ام خراب بود و به همین‌خاطر کسی حرفم را باور نمی‌کرد و در نهایت مجبور شدم اعتراف کنم.»

کریم اکنون باید همراه سرباز محافظش به زندان برود؛ جایی که در این سال‌ها به خانه‌ دومش تبدیل شده است. او موقع رفتن، سرش را به عقب بر‌می‌گرداند و می‌گوید: «دیگر دزدی نمی‌کنم.»

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها