حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
امسال پروندههای زیادی در دادسراها و محاکم قضایی به صلح و سازش انجامید و آمار قاتلان بخشوده شده نسبت به سالیان گذشته رشدقابلتوجهی داشت که این موضوع نشان میدهد فرهنگ عفو و بخشش در حال نهادینه شدن در جامعه است. همین فرهنگ و تسری روحیه فداکاری در جامعه باعث شده تعداد زیادی از محکومان جرایم غیرعمدی هم از پشت میلههای زندان به زندگی بازگردند.
مردی که در جریان یک دعوای پیش پا افتاده همسرش را به قتل رساند و اخیرا با گذشت اولیای دم به زندگی بازگشت تا سال نو را به سالی پر از امید تبدیل کند، میگوید: از زندگی با همسرم زیبا خسته شده بودم. ما 24 سال در تنش با هم زندگی کرده بودیم. روز حادثه من برای پایان دادن به زندگیام مقدار زیادی قرص دیازپام خورده بودم و روی زمین دراز کشیدم تا بمیرم، یکدفعه حیوان خانگی پسرم آمد و به کف پایم برخورد کرد، به شدت عصبانی شدم و به همسرم گفتم این حیوان را از من دور کند.زیبا به حرفم اهمیتی نداد و باز هم بین ما درگیری به وجود آمد. من هم کشی که گوشه اتاق افتاده بود برداشتم دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. بعد جسد را پشت ماشین گذاشتم تا از خانه دور کنم اما از آنجایی که مقدار زیادی دارو خورده بودم حالم بد شد و ماشین به داخل جوی آب افتاد.
او درباره چگونگی نجاتش از چوبه دار توضیح میدهد: بچههایم همان اول اعلام گذشت کرده بودند، اما پدر و مادر زیبا بر قصاص اصرار داشتند تا این که دایره صلح و سازش دادسرای امور جنایی چند جلسه تشکیل داد و موفق شد رضایت خانواده همسرم را جلب کند و به این ترتیب من از مرگ نجات پیدا کردم. من بابت کاری که کردهام از خانواده زیبا عذرخواهی میکنم و به خاطر این که مرا بخشیدهاند سپاسگزار هستم، آنها به من جانی دوباره بخشیدند.
در این بین خانواده چندین مقتول نیز با اهداف انساندوستانه از قصاص گذشتند و دیه مقتول را صرف امور خیریه کردند و با این کار هم فردی را از مرگ رهانیدند و هم کاری کردند که دیگران نیز از این بخشش سود ببرند.
یکی از این محکومان جوان 20 سالهای به نام احسان است. دوست برادرش را به قتل رسانده بود. او که مدعی است برای نجات برادرش از اعتیاد مرتکب قتل شده، میگوید: از وقتی برادرم با نادر دوست شد، رفتارش تغییر کرد. نادر به مواد مخدر اعتیاد داشت و برادرم برای مصرف مواد سراغ او میرفت. چندین بار به نادر گفتم دست از سر برادرم بردارد اما او توجهی نکرد. روز حادثه دوباره به سراغ نادر رفتم و با هم جر و بحث کردیم و من یکدفعه عصبانی شدم و چاقویی از جیبم بیرون آوردم و به سینه نادر زدم. بعد از دستگیری، والدین مقتول برای من تقاضای قصاص کردند و من به اعدام محکوم شدم اما در روزهای آخر آنها اعلام کردند با این شرط که من یک درمانگاه خیریه به نام مقتول بسازم از قصاص او خواهند گذشت. من هم این شرط را پذیرفتم و اولیای دم رضایت قطعی خود را اعلام کردند.
از این دست پروندهها در سال جاری بسیار بیشتر از گذشته مشاهده شد. رضایت به شرط ساخت مدرسه در خوزستان و اصفهان و بخشش دیه فرزند برای آبرسانی به ساکنان یک روستا در شهرستان خدابنده از جمله این پروندههاست.
در برخی پروندهها نیز اولیای دم مقتولان اصلاح قاتل فرزند خود را شرطی برای گذشت از قصاص تعیین کردند. مادر داغداری به نام زهرا وقتی در جلسه محاکمه قاتل فرزندش شرکت کرد در پایان دادگاه او را در آغوش گرفت و قول داد در صورتی که متهم نوجوان رفتار خوبی داشته باشد از قصاص او صرفنظر خواهد کرد. در این جلسه متهم که پسری 17 ساله به نام حبیب بود توضیح داد در جریان یک نزاع ناخواسته مرتکب قتل شده و اکنون به شدت متاسف است و عذاب وجدان دارد. او سپس به پای مادر مقتول افتاد و زن داغدار دستان وی را گرفت، بلندش کرد و بوسهای به سر پسرک زد و او را به شرط اصلاح رفتارش عفو کرد. این زن میگوید: حبیب هم مثل شاهین است، میدانم از سر بچگی این کار را کرد، من عذاب بزرگی را تحمل میکنم و نمیخواهم مادر حبیب مثل من شبانهروز اشک بریزد، متهم اگر خودش را اصلاح کند از قصاص گذشت میکنم و اجازه نمیدهم اعدام شود.
قاضی نورالله عزیزمحمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران با اشاره به این رفتار مادر مقتول میگوید: من هرگز ندیده بودم مادری تا این حد گذشت از خودش نشان دهد و قاتل فرزندش را با مهربانی از زمین بلند کند. این زن انسانیت را به همه ما آموخت و مهربانی یک مادر را به نمایش گذاشت. من امیدوارم فرهنگ عفو و بخشش بیش از این جا بیفتد و همه به این باور برسیم که لذتی که در عفو است در انتقام وجود ندارد اگر چنین فرهنگی عمومی شود بسیاری از جرایم هم کاهش پیدا میکند.
عفو و بخشش در روزها و ماههای مذهبی سال بیش از هر زمان دیگری دیده میشود. نادر میرزایی روانشناس علت این امر را اعتقادات دینی مردم میداند و متذکر میشود: هر چقدر باورهای معنوی در بین افراد قویتر باشد آنها آرامتر میشوند و گذشت و فداکاری برایشان آسانتر است. به طور کلی اشخاصی که با بخشش به دیگران فرصتی دوباره برای زندگی و جبران اشتباههایشان میدهند به چنان آرامشی میرسند که بر تمام عرصههای زندگیشان سایه میافکند و بابت گذشت خود همیشه احساس رضایت دارند.
علاوه بر جرم قتل، بسیاری از نیکوکاران به یاری مجرمان غیر عمدی شتافتند و آنها را به خانه و نزد خانوادههایشان بازگرداندند
محمدعلی ساری، قائممقام ستاد دیه کشور میگوید: سال گذشته بیش از 4 هزار و 500 زندانی با کمکهای مردم و مسوولان از زندان آزاد شدند و پیشبینی میشود این رقم در آخرین روزهای سال جاری به 5 هزار نفر برسد. امسال بیش از 150 جشن گلریزان در شهرهای مختلف کشور برگزار شد و مردم از این جشنها استقبال کردند.
بنا به آمار اکنون بیش از 10 هزار زندانی در زندانهای کشور منتظر همدلی خیرخواهانه مردم و مسوولان برای آزادی هستند که از این تعداد 4 هزار و 400 زندانی دیه، بیش از 4 هزار زندانی چک و بیش از یک هزار و 200 زندانی مهریه به چشم میخورند.
صفر خاکی، قاضی دادسرای ناحیه 27 تهران میگوید: برای گسترش فرهنگ عفو و فداکاری و کمک به همنوع باید کارهای فرهنگی انجام شود. در دین ما بر این موضوع تاکید ویژهای شده است و اگر مسوولان و رسانهها دست به دست هم بدهند و این فرهنگ را هر چه بیشتر تبلیغ کنند شاهد خواهیم بود آمار محکومان به قصاص و همچنین زندانیان مالی که با همکاری نیکوکاران آزاد میشوند روز به روز بیشتر خواهد شد.
علیرضا رحیمی نژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....