بازخوانی دو غزل از سید صابر موسوی

آشنا و غریب

دو غزل از سروده‌های صابر موسوی را دراین صفحه پیش‌رو داریم: یکی‌ست باغ و قفس عرش و فرش و حال مرا که سنگ سنگ شکستی غرور بال مرا
کد خبر: ۲۴۲۱۹۹

در این غزل نمادهایی چون قفس، بال، سنگ، باغ سخنگوی اصلی‌اند. این نمادها آشنا و تکراری‌اند بنابراین خواننده ابتدا تصور می‌کند که با این مجموعه‌نمادها در غزل با حرف تازه‌ای مواجه نخواهد شد. شکوائیه‌ای معمولی که آغاز و انجام آن از پیش تعیین شده است.

اما در تمام بیت‌های این غزل، حالت ناپایداری و تردید در برابر تعیین و انتخاب قرار گرفته است گویی راوی شعر میان زندگی و مرگ، عشق و اسارت، امید و یاس، پایداری و تسلیم در نوسان است. همین بلاتکلیفی است که شعر را از ملال تکرار رهایی می‌بخشد و تاویل‌های گوناگون از آن را ممکن می‌سازد.

غزل دوم با این بیت آغاز می‌شود:

ماه امشب کامل است و آسمان گیسوی او
سیزده شب ماه‌ها در آرزوی روی او

در این غزل شاعر با ظرافت‌های زبانی و تصویری، فضای تغزلی شعر را رقم زده است. در بیت نخست، با جدا کردن ماه کامل از ماه‌های سیزده شب دیگر، همه صورت‌های ماه را «مشتاقان دیدار ماه کامل» نامیده است و در بیت بعد با صفت معصوم از این ماه یاد کرده است که اشاره‌ای ظریف دارد به چهارده معصوم و موضوع غیبت معصوم چهاردهم (امام زمان عج)‌

در بیان موضوع غیبت و انتظار و شوق دیدار موعود قائم، این شیوه تصویرسازی خلاقانه و بدیع می‌نماید؛ ‌اگر چه گاهی در شیوایی زبان می‌توان تامل کرد. همچنین در قافیه‌اندیشی که سیرطبیعی تناسب‌ها و اوج‌گیری معنا هنگام وقوع قافیه در بیت از مهم‌ترین ویژگی غزل‌های موفق است و قافیه‌‌اندیشی گاهی غزل را از این توفیق دور می‌دارد. در اغلب سرودهای سیدصابر موسوی و از جمله در این 2 غزل توجه شاعر به سلامت زبان و پیراستگی کلمات به گونه‌ای است که او را از ورود به آفاق ناشناخته زبان محروم نساخته است و این یکی از نشانه‌های هوشمندی شاعر در بهره‌گیری از زبان است زیرا زبان غزل این روزگار با دو آسیب جدی مواجه است. یکی محافظه‌کاری و ترس از نوآوری و افتادن به ورطه تکرار و دیگری شلختگی و بی‌توجهی به شیوایی زبان غزل و تبدیل زبان غزل به دکان سمساری و حراجی اشیای ارزان قیمت.

قالب غزل از یک سو به سنت‌های دیرینه شعر فارسی پیوسته و از دیگر سو محمل نوآوری‌ها و خلاقیت‌های فراوان شاعران هم‌روزگارمان بوده است. از این روست که سرودن غزل از گونه‌های دیگر دشوارتر است بویژه اگر شاعر اهل تامل و جدیت و آفرینش شاعرانه باشد زیرا غزل در بازار شعر، متاعی است که بسیار نمونه‌های بدلی و جعلی و ارزان‌قیمت دارد و در این میان نمونه‌های ارجمند و در خور اعتنا نیز که البته کم‌شمار نیستند، گاهی از نظرها پنهان می‌ماند.

تجربه‌های شاعرانه سیدصابر موسوی نشان داده که او برای پیمودن این مسیر دشوار، شیوه‌ای مناسب برگزیده است نه چندان شتابناک که زود از نفس بیفتد و شعر را رها کند و نه‌چندان شمرده که از قافله نوآوری و کشف جا بماند.

اسماعیل امینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها