اولین شعر این کتاب به اعتبار تاریخی که در پایان شعر ذکر شده متعلق به 16 سال پیش است و آخرین شعر متعلق به سال گذشته. جالب اینکه 5 شعر پایانی کتاب سال 86 سروده شده و دیگر شعرها سالهای 71 تا 78 . توجه به این نکته بیانگر این حقیقت است که شاعر، سالها از فضای شعر دور شده و دوباره به این فضا بازگشته است. ناگفته پیداست که شعرهای کتاب تقویمهای تشنه اولین تجربههای داوود بیات بوده و هم از اینروست که مطالعه آن توقع مخاطب را برآورده نمیکند. آنچه در این مجموعه میخوانیم در قیاس با شعرهای جدید شاعر ضعفهای فراوانی دارد.
ترکیبهای عجیب
خواننده تقویمهای تشنه براحتی متوجه میشود که شاعر دلبستگی شدیدی به سبک هندی دارد، زیرا در همه شعرها برای ساختن ترکیبهای هندیوار تلاش کرده، اگرچه این تلاش اغلب موارد به نتایج دلخواه نرسیده است. آیه بنبست، ضربان نفس مهر تب آلوده تو، فصل رنگین سلوک خوی کوچه، سرود ملی زخم گره سزا، ترکش آفتابی من، دشنه بیسرپرست، نسل خم میراث معصوم، ترکیبهایی که خواندید از جمله ترکیبهای عجیبی هستند که در کتاب تقویمهای تشنه کم نیستند.
مصراعهای عجیب
ترکیبسازی عجیب و بدون پشتوانه، عامل ایجاد مشکل بزرگتری نیز شده که بسیار عجیبتر از مشکل پیشین است. در این کتاب، مصراعهای بسیاری وجود دارد که مخاطب با تامل بسیار هم نمیتواند به معنای آنها پی ببرد، برای پیشگیری از طولانی شدن نوشته، برخی مصراعها را نقل میکنم.
بی تو، تب سکوت من از جنس ماجراست
ایمان کفر گونه این کوچه ناخداست
چون غروبی تشنه نبض طلوع
آواز ترکش خوردهات در کوچه شالی ست
به روی پنجره رنگ این ورود ممنوع است - هست
سنگر به سنگر من در آواز تو چنگم
و ...
وزنهای نامانوس
یکی دیگر از ویژگیهای مجموعه شعر تقویمهای تشنه استفاده از وزنهای نامانوس است؛ وزنهایی که گاهی خواندن شعر را برای مخاطب مشکل میکند، البته بسیاری از شعرهای این کتاب در وزنهای عادی سروده شدهاند، اینکه شاعر وزنهای نامانوس را تجربه کند ارزشمند است، اما متاسفانه شاعر این مجموعه گاهی در عادیترین وزنها هم به حشو و زواید تن داده است. متاسفانه مجالی برای نوشتن بیشتر نیست. پس در این بخش هم به چند مثال اشاره کرده، تفسیر آن را به شما وا میگذارم.
خواننده تقویمهای تشنه بهراحتی میفهمد که شاعر به سبک هندی دلبستگی دارد، زیرا در همه شعرها برای ساختن ترکیبهای هندیوار تلاش کرده است
وگرنه چرا یک کمی از صدای تو...
وگرنه چرا این دل خاکی کوچک...
تا ذوب شدن که باید ذگب شدن خوانده شود
کوله پشتیات...
و...
در کنار این مشکلات، اشکالهای دیگری نیز در شعرهای کتاب دیده میشود، اشکالهایی که نیاز به باز نوشت همه آنها نیست.
حرف آخر
با وجود آنچه درباره تقویمهای تشنه نوشتم و خواندید، داوود بیات از شاعرانی است که در سالهای اخیر قدمهای خوبی در جاده شعر بویژه غزل برداشته است، دلبستگی داوود بیات به غزل در تقویمهای تشنه نیز به چشم میخورد، زیرا از 36 شعری که در این کتاب چاپ شده 26شعر غزل است و 10 شعر باقیمانده هم مثنوی و غزل مثنویاند. صاحب این قلم امیدوار است، داوود بیات به مصراعهایی از نوع «بار کمی به روی الفبا گذاشتی» بیشتر بپردازد و یقین دارد که او توانایی این کار را دارد. با این امید و با آرزوی موفقیت برای این شاعر گرامی نوشته را به پایان میبرم و به بیتهایی از شعر تقویمهای تشنه که از شعرهای خوب این مجموعه است، مهمانتان میکنم:
وا کردهام به روی تمام فصول سال
از زمزم نگاه تو فصلی چنین زلال
بین صفا و مروه عمرم دویدهاند
تقویمهای تشنه به تو سالهای سال
دورت طواف میکنم ای قلهای که هست
بر ماه روی تو حجرالاسودی چو خال
غلامرضا طریقی