شب جنگلبان- فرشته، الف. از مشهد (بیا ای جوون که دوای دردت پیش منه! کاری نداره! روزهای تعطیل عید بهترین فرصته که در اختیار توست. یه وقت کوچیکی رو هم به نوشتن اختصاص بده، بعد از عید میبینی کلی نامه واسه فرستادن مهیا کردی. هفتهای یکیش رو پست کن؛ از کارهای دیگهت هم نمیمونی-) داداش علیرضا- جوجه تیغی- خورزوخان- عادل 18 ساله- بدون امضا (فرشته-) سکینه، روِیای زمستانی- امیر رضا- اسرین فیضی 17 ساله از سنندج- افشین اشرفی از ساری- شب جنگلبان (نه، هیچ خبری ازش ندارم. همینکه متوجه شدی دیگرانی هم هستن با اوضاعی بدتر از اوضاع من و تو، خودش کلی آدم رو به اوضاع زندگی خودش امیدوار میکنه. این قسمت موضوع رو بچسب که چسبش قویتر و کارآمدتره!-) مژده دوردونه از دزفول (از توجهت به صفحه خودت ممنون. نامههای قبلیت لابد به دستم نرسیده یا اگه رسیده یه جا اسمت رو چاپ کردهم. پیام 30 حرفت رو هم دادم به مسوولش؛ ولی اگه تو نامه جداگانه برای همون ستون بفرستین، زودتر به دستشون میرسه[ -)نامههای این دوستان هم تایپ شد، اما جایی برای چاپشون نموند؛ حیف: سیاوش منصور- زینب فخار- شیوا بهروزیان- هستی بردبار- جعفر دردمندی - فرهاد ممی پور - تنهای صد ساله- و...]