... الی احسن الحال

کد خبر: ۲۴۲۰۹۲

از آن همه بی‌بهاری که روزگارم را سیاه کرده بود، دل‌خوشی نداشتم و شاید به همین دلیل بود که تا دلت بخواهد ریحان می‌کاشتم. تا سبز شوند، تا بهار شکوفه دهد و شاید از همان روزهای سرسبزی ریحان‌هاست که دیگر هیچ بهاری برایم تازگی ندارد.

احساس می‌کنم بهار تکرار ریحان‌های بی‌باغچگی من است. تکرار کودکی‌های بی‌ریحان و جوانی پر از ریحانم.

حالا می‌شود فهمید که بدون زمستان، بهار مفهوم بکری نیست و اگر دستانم در زمستان یخ نزنند، در بهار شکوفه نمی‌دهد.

یک روز اگر در بهارستان چشمان به تنگ آمده‌‌ام، بوی مریم و مریمی‌ها مستم کرد و اگر دو رکعت حوصله سماع، وجودم را نوبهاری کرد، حتما تمام جوانی‌ام را به کوچه می‌برم و بر سر هر شاخه تکه‌ای از پیراهن غزل آلودم را می‌آویزم تا از حال و روزم عاشقانه‌هایی سبز شود که بوی ریحان و صنوبر بدهد.

عاشقانه‌هایی که بوی دستان پینه بسته پدرم را بدهد و طعم لبخندهای شاعرانه مادرم را.

دوست دارم از روزگارم عاشقانه‌ای سبز شود که پر از باران باشد، ولی هیچ دلی را به باران نکشاند.

دکتر علی طلوعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها