نمایش شما از معدود کارهایی است که به زندگی مردم در زمان موشکباران تهران میپردازد. چه شد به سمت این موضوع رفتید؟
به نظر من مضمون اصلی نمایش تنها جنگ نیست. داستان درباره 3 زن است که در دوران موشکباران تهران در این شهر زندگی میکنند. اگر دقت کرده باشید اصولا در درامهای جنگ ما، تاکنون کمتر به زندگی شهری و جایگاه اجتماعی آدمهای درگیر با جنگ پرداخته شده و موضوعات بیشتر به خود جنگ و اتفاقات مستقیم آن در جبهه اختصاص داشتند. نظر محمد چرمشیر در داستان این بوده که زندگی سه آدم عادی و اتفاقا 3 زن را در روزهای موشکباران جنگ مورد پرداخت قرار دهد.
بنابراین نمایشنامه و نمایش شما دیدگاه و موضع مشخصی درباره جنگ ندارد؟
خواب به وقت حوریه روایت صادقانهای است که زندگی آدمهای درگیر با جنگ را به ما نشان میدهد. این شخصیتها آدمهای بیگناهی هستند که هیچ دخالت مستقیمی در جنگ تحمیلی نداشتهاند.
اینها آدمهای معمولیای هستند که به آن مبتلا شدهاند. همیشه هم گفتهایم دفاع مقدس. ما جنگ را شروع نکردهایم و تنها در برابر حمله تحمیلی دفاع کردهایم، بنابراین این نمایش ما براساس این رویکرد درباره آدمهایی است که با اجبار با جنگ و خشونتهای آن درگیر شدهاند.
چرا 3 زن به عنوان شخصیتهای اصلی نمایش انتخاب شدهاند؟
من معتقدم نقش زنها اگر بیشتر از مردها در ارتباط با واقعه دفاع مقدس مهم نبوده باشد، به هیچوجه کمتر از آنها نیست. متاسفانه ما تا به حال هیچگاه به این غم و غربت زنان در مواجهه با جنگ توجه کافی نداشتهایم. این زنها انگار اسیر سرنوشتی ازلی و ابدی بودهاند. آنها باید به شهید شدن و از دست رفتن پدران، فرزندن و همسرانشان نگاه کنند و تحمل داشته باشند.
به نظر میرسد همین انتخاب متفاوت شخصیتها در ارتباط با مضمون داستان باعث جذابیت نمایش شده است.
در درامهای جنگ کمتر به زندگی شهری و جایگاه اجتماعی آدمهای درگیر با جنگ پرداخته شده و بیشتر به اتفاقات جبهه توجه شده است
راستش زمانی که قرار بود متن نوشته شود، من ایده یک خطی به آقای چرمشیر دادم. این ایده درباره حضور زنان در جنگ بود که آن را با ایشان در میان گذاشتم و منجر به نوشته شدن خواب به وقت حوریه شد. طبیعی است که حضور این شخصیتها به جذابیت نمایش دامن میزند. دلیلش هم این است که ما تا به حال جنگ و مقاومت و شهامت را بیشتر از دید مردها دیده بودیم، در حالی دید و نگاه زنها نسبت به این مسائل متفاوت است. دغدغههایشان خیلی لطیفتر و نگاهشان احساسیتر و انسانیتر است.
پس از این نمایش باز هم قصد دارید نمایشنامه دیگری از محمد چرمشیر را کارگردانی کنید؟
بله. من نمایشنامههای چرمشیر را خیلی دوست دارم. دلیلش هم این است که نمایشنامههای ایشان برای کار کردن ایجاد چالش و سوال میکند. وقتی کارگردانی تمرین روی متن چرمشیر را آغاز میکند و آلوده متن میشود و با این چالشها و سختیها مواجه میشود مسلما بخشی از آن را به تماشاگر نیز منتقل میکند و لذت دشواری کشف را با مخاطب شریک میشود. در واقع در این فرآیند تماشاگر تبدیل به ضلع سوم چالش میشود و لذت روایت مو به موی روابط و آدمها درگیرش میکند.
آیا در مورد مشکلات و سختیهای یک اجرای حرفهای در تئاتر شهر هم صحبتی دارید که با ما در میان بگذارید؟
ما کمبود سختافزار و سالن و امکانات و بودجه داریم؛ به همین دلیل همه میکوشیم تا به نوعی این مشکلات را برطرف کنیم. متاسفانه از دستمان برنمیآید. این مشکلات را باید مسوولان اداره ارشاد حل کنند.
مهدی نصیری