میگوید: خب کار خوبی کرده؛ اگر این طور بوده، باید اخطار میداده که ظاهرا میفرمایید داده. حالا خلاصه این اخطار چی بوده؟
میگویم: این بوده که به گفته رئیس جمهور، راست و ریس کردن بودجه مصوب شده در مجلس بهگونهای بوده که عملا منجر به کنار گذاشتن بودجه پیشنهادی دولت و تصویب بودجهای کاملا متفاوت و جدید و فاقد شفافیت شده که غیرقابل اجراست و با اصول مختلف قانون اساسی در تعارض آشکار به سر میبرد. به طوری که: «گر تو ببینی، نشناسیش باز!»
میگوید: خب راست میگوید. «بس که ببستند بر او برگ و ساز...!»اصلا چرا مجلس دست به ترکیب بودجه میزند و ترکیب اصلیاش را از بین میبرد؟ راحت از این دست بگیرد، از دست دیگر رد کند به دولت، بروند برادران مجریه مان با خیال راحت به نفع ملت و مملکت اجرایش کنند. بعدش هم چرا باید لایحه بودجه را به مجلس داد؟ نمیشود این بند از قانون اساسی را از اساس اصلاحات کرد؟
میگویم: البته مجلس هم از میدان در نرفته و اخطار قانون اساسی رئیس جمهور را غیر حقوقی خوانده وگفته است که دولت نباید وارد این مقولات شود.
میگوید: خب راست میگوید. حتماً مجلس روی این لایحه کار کارشناسی کرده و به این نتیجه رسیده که باید دست ببرد توش تا به نفع ملت و مملکت اصلاحات شود. کار مجلس جای تشکر دارد. جلوی منفعت را از هرجا بگیرید، ضرر است.
میگویم: برو بابا....!تو هم نوبرش را آوردی بااین طرز قضاوتت! تو که همه را میگویی راست میگویند. این که نشد!
میگوید: اتفاقا تو هم راست میگویی....! حالا شد؟
میگویم: اسفند دود کن چشم نخوری!
میگوید: حتما؛ ولی مواظب باش دودش توی چشمت نرود.
رضا رفیع