حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
گروه تصویربرداری مجموعه طنزعید امسال در حالی که چند روزی به آغاز سال جدید نمانده در شلوغی ایام خرید عید مردم در تهرانی پرترافیک مکانی امن و دنج در دل تهران و کوچهپسکوچههای دهونک را پیدا کردهاند و با جدیت تمام وقت و انرژی خود را صرف ساخت مجموعه طنز برای شبکه پنجم سیما گذاشتهاند.
ساعت از 7 بعدازظهر گذشته و برای یافتن لوکیشن تصویربرداری کوچههای تنگ و تاریک خیابان حسینه را پیاده گز میکنم، صدای اذان از مسجد جامع دهونک شنیده میشد و من ناامید از پیدا کردن آدرس در دل تاریکی شب، تنها به کوچههایی فکر میکنم که یکی از پس دیگری تنگ و تاریکتر میشد به شکلی که نمیتوان تصور کرد هنوز کسی در خانههای کوچک با درهای باریک و زنگ زده محلههای قدیمی تهران زندگی میکند؛ آخرین بنبست را هم پیچیدم کنج این بنبست یک نیم کوچه بود که آن هم به بنبستی دیگر ختم میشد در انتهای این بنبست یک در نیمه باز کوچک دیده میشد با تردید به داخل حیاط سرک کشیدم و عاقبت پیدا کردم مکانی را که قرار است عیدامسال در آن تصویربرداری شود.
خانهای پنج دری با حیاطی بزرگ و قدیمی و باغچهای با درختان سوخته که عطر خوش زندگی در ایام گذشته همچنان به مشام میرسید، سکانس 183 از قسمت پنجم این سریال در اتاقی کوچک در حال تصویربرداری است گروه کارگردانی و تصویربرداری مشغول ارزیابی صحنه هستند و ده نفر از مردان میانسال به عنوان هنرور در این سکانس بازی میکنند، در واقع سکانسی کاملا مردانه با بازی علی صادقی، محسن قاضی مرادی و مهران غفوریان تصویربرداری میشود.
سعید آقاخانی که اینبار در مقام کارگردان این مجموعه را اداره میکند با دقت و ظرافت بسیار تمام عوامل صحنه و پیرمردها و میانسالهای جمع را کنار هم میچیند ؛ علی صادقی در نقش(جواد) داماد خانواده تازه از زندان آزاد شده و اهالی محل برای دیدن این تازه از زندان رها شده به خانه عباس آقا پدر زن جواد با بازی محسن قاصی مرادی آمدهاند و قرار است جواد از دوران حبس خود برای حاضران در جمع بگوید.
آقاخانی مشغول تمرین با هنروران بود و هنوز صحنه برای تصویربرداری نهایی حاضر نشده بود هوا سرد بود هریک از عوامل در یکی از اتاقها کز کرده بودند به اتاقی که همه خانمهای مجموعه برای بازی در صحنه بعد از این سکانس جمع شده بودند رفتم.
بهنوش بختیاری که در نقش مهتاب دخترخانواده در عید امسال بازی میکند در کنار سایر خانمهای مجموعه فاطمه شکری و گیتی معینی بود و همگی منتظر تصویربرداری صحنه بعد که سکانسی کاملا زنانه است؛ بودند.
در فرصت پیشآمده از بهنوش بختیاری خواستم تا درباره نقش خود در مجموعه عید امسال بگوید و او پس لحظهای درنگ چنین گفت: این مجموعه داستانی در ژانر اجتماعی و خانوادگی است درباره خانوادهای مشکل دار دم دم عید است و با بیپولی مواجه میشوند و ناگهان با پولی ناخواسته مواجه میشوند و من در نقش مهتاب دختر خانواده بازی میکنم، از او میخواهم درباره نقش خودش صحبت کند اما بختیاری در حالی که تا اندازهای خم به ابروی خود میآورد در پاسخ میگوید متاسفانه این مجموعه هم مانند بسیاری از مجموعههای طنز صدا وسیما قصهای مردانه دارد و خانمها فقط برای پر کردن صحنه و پیش بردن صحنه در مجموع کار حضوردارند به همین دلیل اینگونه محدودیتها برای من بسیار آزاردهنده است و به هیچ عنوان این تبعیضها را دوست ندارم.
وی در توضیح نارضایتی خود گفت: خیلی واضح است اصولا پیچیدگیهای یک کاراکتر مال آقایان است و داستانهای طنز روی خانمها نمیچرخد و اغلب بازیهایی که ارائه میدهند در حد گزارش سکانس است و همین مساله برای من بسیار آزارنده است.
بختیاری در ادامه به کار با آقاخانی اشاره کرد و گفت: با همه این اوصاف کار با سعید آقاخانی در کنار تهیه کنندههایی فهیم و کاربلد چون آقای عسگرپور و رضوی را دوست دارم. یکی از ویژگیهای کار با آقاخانی این است که خوشبختانه جنس شوخی را خوب میشناسد و همین مساله به بازیگر درایفای نقش کمک میکند اما در نهایت باید دید که نظر و قضاوت مردم درباره کار انجام شده چیست.
وی افزود: اما با همه این اوصاف من از چیدمان و جنس هریک از بازیگران در کل مجموعه ناراضی هستم و سوالم این است که چرا نباید حضور طنز درهمه بازیگران یکسان باشد، به خوبی به یاد دارم داستان مجموعه طنز شبهای برره به طور یکسان بین همه بازیگران طنز تقسیم میشد و همه افراد به یک اندازه از حضور و تواناییهای خود در این مجموعه سهم میبردند اما در داستانهایی ازاین دست چنین نیست و همین مساله برای من گران تمام میشود و مدام از خودم میپرسم که من اینجا چه میکنم و حس درجازدن خیلی آزار دهنده است.
پس از صحبتهای بهنوش بختیاری بازیگر طنز باردیگر سری به صحنه زدم ساعت از 9 شب گذشته بود و آقاخانی همچنان مشغول تمرین با هنروران و برداشتهای متعدد از صحنه بود وقتی علت را از دستیار کارگردان جویا شدم او دقت و ریزبینی آقاخانی را در خوب از کاردرآمدن مجموعه عنوان کرد؛ اما انگار این دقت از حوصله جمع خارج بود و برخی از بازیگران مدام شکایت میکردند که از ساعت 2 بعدازظهر سرکارآمدند اما هنوز مقابل دوربین نرفتهاند اما با این اوصاف به نظر میرسد قرار است سکانس نهایی از سکانس دیدار اهالی محل از جواد تازه از زندان آزاد شده تصویربرداری شود.
همه عوامل جمع هستند جواد (علی صادقی) بالای مجلس نشسته و مهمانان مرد نیز دورتادور پذیرایی نشستهاند و حرفهای او را گوش میدهند، از سوی دیگر عباسآقا پدرزن جواد کمی آنطرفتر از جواد نشسته است و بیآنکه چیزی بگوید مدام خودخوری میکند و مواظب است جواد حرف نامربوطی نزند.
جواد: همشون میگفتن تو با بقیه فرق داری... خدا قسمت کنه جمع حاضر دست جمعی بریم حبس.
از لابلای مهمانان یک نفرمی پرسد: بهتون خوب میرسیدن؟
جواد: آره بابا تو زندون هرکیو دوست داشته باشند میذارنش مسوول بهداشت... منم گداشتن.
یکی دیگر از مهمانان: بهداشت کجا؟
در این هنگام عباسآقا از سر طعنه میگوید: دستشویی و حمام و اینجورجاها دیگه (حاضران نیشخند تمسخرآمیزی میزنند) اما جواد اهمیتی نمیدهد و در ادامه میگوید: حتی بعضی وقتا مرامم میذاشتن بهم اتاق یه نفره میدادن واسه خودم یه کم کوچیک بود ولی به جاش تنهایی حال میکردم هیچ کس مزاحم نمیشد.
غذاش چطور بود؟
جواد: فرقی نمیکرد مثل همین جا
(به کنایه) یعنی هیچی بهتون نمیدادن ؟
مهمانان نگاهی پرسشآمیز به جوادآقا انداختند و جواد هم به عباسآقا نگاه کرد و عباسآقا با حالتی از سر دلخوری میگوید: میگن اونجا هم صبح به صبح آمار میگیرن و به تعداد غذا میپزن... دم ظهر کسی اومد تو بند دیگه جزو آمار نیست.
مهمانان زیرچشمی به هم نگاهی میاندازند و با اشاره به هم آهنگ رفتن میزنند و یکباره یکی از میهمانان سکوت را شکست و گفت: خب جواد آقا خوشحال شدیم با اجازه...
(یکباره همه میهمانان از جا بلند میشوند و سروصدای تعارف و خداحافظی بالا میگیرد و عباسآقا هم با حالتی از سر رضایت بلند میشود تا مهمانان را بدرقه کند اما پیش از آنکه کسی از در خارج شود نادر (مهران غفوریان) پسر عباسآقا داخل میشود و با دیدن جمع متعجب میشود)
نادر: من تازه اومدم به جون خودم اگه بذارم برین شام آماده کردم.
(عباس آقا و جواد نگران به نادر نگاه میکند اما نادر متوجه نگاه آنها نیست)
یکی از مهمانان: ایشالا یک وقته دیگه
نادر: کلی گوشت کبابی گذاشتم واسه غذا به خدا اینا میمونه خراب میشهها چه موقعی بهتر از این؟
(همه از خدا خواسته دوباره مینشینند و عباس آقا در حالی که خونش به جوش آمده غرغرکنان از در خارج میشود.)
با خروج محسن قاضی مرادی از صحنه این سکانس مردانه هم به پایان میرسد، او که پیش از این مجموعه شاخ به شاخ و هندوانه شب یلدا را با سعید آقاخانی کارکرده درباره عید امسال گفت: همه بچهها زحمت میکشند که کار خوبی از آب درآید و من فکر میکنم با همدلی که بین گروه است با اقبال مردم روبهرو شود البته ناگفته نماند که مشکلات تولید و برخی ناهماهنگیها به کل مجموعه فشار میآورد اما در نگاه کلی تیم موفقی به حرفهای دور هم جمع شدهاند.
این بازیگر خوش ذوق طنز به شیوه طنز به کار گرفته شده در این مجموعه اشاره کرد و گفت: اغلب سکانسهای این مجموعه طنز موقعیت است و در نگاه کلی با دیگر کارهای طنز فرقی ندارد ولی آنچه جذاباش میکند متن و بازی شیرین سایر بازیگران است؛ ضمن اینکه کار با سعید آقاخانی جذابیتهای خاص خودش را دارد او کارگردانی صبور و باحوصله است که میداند چه میخواهد و با ریزبینی که به خرج میدهد قصد دارد کار قابل قبولی را به مردم ارائه دهد.
وی همچنین در پایان صحبتهای خود سال خوبی را برای مردم آرزو کرد.
مهران غفوریان دیگر بازیگر این مجموعه پس استراحتی کوتاه در حالی که چای به دست دارد به چگونگی کار با سعیدآقاخانی اشاره کرد و گفت: زمانی که طرح اولیه این مجموعه ریخته شد سعید با من درمیان گذاشت و قول گرفت که سرکار دیگری نروم و من هم پذیرفتم و تا اینجای کار فکر میکنم کار قابل قبولی شده باشد ؛ البته قصه به گونهای است که نمیتوان گفت خیلی عالی است چون یک قصه کاملا معمولی است اما آنچه برای من شیرینی کار محسوب میشود کارکردن با سعید است؛ چون معتقدم که سعید کارگردانی مستعد است که مقوله طنز را به خوبی میشناسد و تمام سعی ما هم این است که کار خوب از آب در آید.
وی در توضیح ویژگیهای داستان عید امسال گفت: قصهای جذاب است اما خیلی منحصر به فرد نیست چون داستانهایی شبیه به این هم قبلا بوده و نمیتوان گفت داستانی خاص است منتها آقاخانی چون اولین تجربه سریالسازی خود را انجام میدهد قصد دارد تمام تلاش خودش را برای بالابردن کیفیت کار به کار گیرد.
غفوریان در پاسخ به این سوال که آیا به عنوان بازیگر و کارگردان، طنز این مجموعه او را راضی میکند یا خیر؟ گفت: یکی از مسائل در این کار این است که کل قصه آماده نیست به این معنا که از 15 قسمت فقط 9قسمت آن نوشته شده و در حال حاضر ما قسمت 5 را تصویربرداری میکنیم و البته این هم معضل کارهای طنز در شب عید است و همین مساله باعث میشود که داستان و شخصیتها به درستی پرداخته نشود درنتیجه موجب ضعیف جلوه دادن کلیت کار میشود.
ساعت از 11 شب گذشته بود و سکانس 183 بعد از چند ساعت کار بالاخره به پایان رسید و گروه آماده میشد برای گرفتن سکانس بعدی سراغ سعید آقاخانی را برای مصاحبه گرفتم که گفت به دلیل سختی این سکانس و آماده شدن برای سکانسهای بعد تمرکز برای صحبت ندارد به همین دلیل او و گروهش را برای ادامه کار تا عید امسال تنها گذاشتم.
پریسا ساسانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....