همین مساله باعث اخراج او از کالج شد. تلاشهای او برای بازگشت به کلاس درس بینتیجه بود. اما شانسی که او آورده بود این بود که در آن زمان به واسطه بازی در تعدادی نمایش صحنهای، نام و چهرهاش شناخته شده بود. دنیس کوئید که میخواست به هر شکلی که شده بازیگر شود، از تگزاس راهی لسآنجلس شد تا بخت خود را در مرکز اصلی دنیای بازیگری آزمایش کند. برادر بزرگتر او رندی کوئید در آن زمان برای خودش بازیگر سرشناسی بود و این میتوانست به دنیس کوئید جوان کمک کند تا امکان حضور در فیلمهای سینمایی را پیدا کند. اما موفقیت رندی به کمک دنیس نیامد و او متوجه شد باید روی تلاش و تواناییهای خودش حساب کند. با این حال، پیدا کردن کار خیلی سخت بود. ولی دنیس کوئید دستبردار نبود و حاضر به تسلیم شدن نبود، این تلاش و پیگیری بالاخره جواب خودش را داد و دنیس کوئید توانست نقشهای کوچکی در چند فیلم سینمایی بگیرد. حضور در فیلمBreaking Away در سال 1979 بود که توجه محافل هنری، منتقدان سینمایی و تماشاگران معمولی را به سمت او جلب کرد.
چند سال بعد در فیلم «چیزهای درست»( 1983) بود که کاملا مورد توجه عمومی قرار گرفت. از آن زمان وی در نقشها و فیلمهایی ظاهر شد که موفقیت خوبی برایش به ارمغان آورد. کوئید در کنار بازیگری در سینما، تئاتر را نیز به صورت جدی دنبال میکند. او که هیچ وقت تبدیل به یک ستاره نشد، همیشه دوست داشته بازیگر کاراکتر باشد و در نقشهای غیرمتعارف بازی کند. به جز بازیگری، به موسیقی هم علاقه خیلی زیادی دارد و توانایی زدن ساز هم دارد. اما هیچ وقت موسیقی را به صورت جدی مثل سینما و بازیگری دنبال نکرد. دیوید لین، فیلمساز کلاسیک سینمای انگلستان کارگردان مورد علاقهاش است و خیلی دوست دارد در فیلمی تاریخی اسطورهای مثل ساختههای تحسین برانگیز وی (همچون «لورنس عربستان» و «دکتر ژیواگو») ایفای نقش کند. نکته جالب این که قرار بود در آخرین ساخته سینمایی دیوید لین، در یکی از نقشهای اصلی ظاهر شود. اما مرگ لین در سال 1991، این فرصت تاریخی را از او گرفت. اوقات بیکاری گلف بازی میکند و مدرک خلبانی دارد. از این که بازی در نقش اصلی مجموعه فیلم «بتمن» در سری جدید آن در سال 2005 را قبول نکرد، متاسف است.