توکیو به روایت 3 کارگردان

«توکیو» یک فیلم سه اپیزودی است که توسط جون هوبونگ، لیوس کاراکس و مایکل گوندری ساخته شده است. این سه کارگردان قصه فیلمنامه اپیزودهای خود را نیز نوشته‌اند و سه داستان متفاوت را تعریف می‌کنند که وجه مشترک آنها لوکیشنی است که قصه و ماجراها در آن اتفاق می‌افتد. این لوکیشن هم جایی نیست به جز توکیو پایتخت کشور ژاپن. این محصول جدید سینمای ژاپن (که به صورت مشترک با فرانسه، آلمان و کره‌جنوبی تهیه شده) باوجود آن که فیلمی سه قسمتی است، ولی طول زمانی بلندی ندارد و کمتر از 2 ساعت است، بازیگران فیلم مجموعه‌ای از چهره‌های مختلف بین‌المللی هستند که از بین آنها می‌توان به یوسی آراکادا، ژان فرانسیس بالمر، جولی دراینوس، آیوکا فوجیتانی، دنیس لاوانت، سوهی پارک و سانتوشی تسوماکوبی اشاره کرد.
کد خبر: ۲۴۱۷۹۰

قصه

خط اصلی هر سه قصه فیلم، تقدیر از شهر توکیو و بزرگداشت آن است. نگاه هر سه فیلمساز به شهر توکیو، نگاهی غیرمعمول و ویژه است. فیلم لیوس‌کاراکس «مرده» نام دارد و کاراکتر اصلی آن دنیس، مردی با قیافه‌ای کج و معوج ریش‌قرمز است که ناگهان سر و کله‌اش از یک منطقه فقیرنشین پیدا می‌شود و با حضورش مشکل بزرگی را در مرکز شهر توکیو خلق می‌کند. واقعیت این است که اهالی محل را اصلا تهدید نمی‌کند، ولی کثیف بودن او (که حکایت از این می‌کند که مدت زیادی است استحمام نکرده) همان عامل تهدیدکننده محیط است. حضور او توجه رسانه‌های گروهی را جلب می‌کند و بزودی مسوولان محلی وی را دستگیر می‌کنند. اولین واکنش مسوولان رسمی نسبت به او جالب توجه است. دستگیری دنیس که یک خارجی است، باعث وضع قوانین سخت مهاجرت می‌شود. دنیس که آدمی عجیب و غریب است تلاش می‌کند خودش را از این وضعیت خلاص ‌کند و گروهی از آدم‌های تندروی ملی‌گرا خواستار اعدام وی می‌شوند. دنیس به صراحت اعلام می‌کند از آدم‌ها (بویژه ژاپنی‌ها) نفرت دارد، ولی عاشق زندگی است و نمی‌خواهد بمیرد.

قصه دوم فیلم «طراحی داخلی» نام دارد و توسط مایکل گوندری کارگردانی شده است. در این قصه یک فیلمساز فیلم‌های هنری و غیرمتعارف همراه نامزدش که حامی اصلی او نیز است در یک رستوران نشسته‌اند. کاملا معلوم است که میانه آنها خراب است و این دیدار قرار است آخرین دیدار آنها باشد و نامزدی‌شان را به‌هم بزنند. نامزد از این که مرد فیلمبرداری کار تازه‌اش را شروع نمی‌کند بسیار ناراحت است و تصمیم گرفته پولش را صرف دیگر کارهای هنری کند. مرد فیلمساز که احساس می‌کند سرچشمه خلاقیتش خشکیده و دیگر نمی‌تواند فیلمی بسازد، مستاصل است و مجبور است این جدایی اجباری را بپذیرد.

سومین قصه فیلم به نام «تکان دادن توکیو» توسط جون هوبونگ کارگردانی شده که درباره مردی راحت‌طلب است که بهترین کاری که می‌تواند بکند این است که بنشیند و مدام دستور بدهد. اما زمانی که وی به یک کارمند مغازه پیتزافروشی دل می‌بندد، اوضاع به کلی به‌هم می‌ریزد. جوان کارمند آدمی بشدت فعال است و فعالیت مداوم وی، مرد راحت‌طلب را مجبور می‌کند دست از زندگی سابق خود برداشته و تبدیل به موجودی پویا و متحرک شود. اما این تازه اول یک راه دراز است و مرد باید تا انتهای آن را برود.

نقد

ساختن فیلمی سه اپیزودی که سه کارگردان خارجی دارد (یک فرانسوی، یک آمریکایی و دیگری اهل کره‌جنوبی) می‌تواند حکم یک سوژه جذاب را داشته باشد. اما شرط اصلی این است که قصه‌های این فیلم‌‌های کوتاه جذاب باشد و در نهایت، به نوعی در ارتباط با یکدیگر قرار گیرند. اما «توکیو» چنین نیست. یعنی نه قصه‌های آن به اندازه کافی جذاب و سرگرم‌کننده است و نه در پایان ماجراها، به یکدیگر مربوط می‌شوند. نام فیلم «توکیو»‌ است و قرار است به عنوان لوکیشن واحد هر سه قصه، نقش مهمی در قصه بازی کند، اما با کمی اغماض، می‌توان این قصه‌ها را در هر شهر دیگری از جهان هم به تصویر کشید. قصه هیچ‌یک از این اپیزودها به طور مشخص به شهر توکیو ارتباط پیدا نمی‌کند. با این وجود جمع‌آوری چندین قصه عجیب و غریب در زیر سقف یک فیلم سینمایی، توجه گروهی از منتقدان سینمایی را به خود جلب کرده است. آنها از این کار تهیه‌کنندگان به عنوان یک اقدام جالب توجه یاد می‌کنند. هریک از قسمت‌های فیلم، دقیقا حال و هوای کارهای سازندگان خو را دارد و هیچ از آنها شباهتی به یکدیگر ندارند، البته چنین چیزی نقص یک فیلم به شمار نمی‌رود. طبیعی است که هریک از سه کارگردان فیلم (بدون توجه به نوع کار بقیه همکاران خود) تلاش کند تا آن فیلمی را بسازد که خودش دوست دارد. در همین رابطه است که لحن و ریتم سه اپیزود فیلم کاملا در تضاد با هم هستند. «توکیو» از آن دسته فیلم‌هایی است که مورد پسند جشنواره‌های سینمایی است و تماشاگران عادی سینما با آن میانه‌ای ندارند. با این حال، فیلم در اکران عمومی خود در ژاپن مورد توجه تماشاگران قرار گرفته و با این که صدرنشین جدول هفتگی فروش سینماهای آن نشده است، ولی استقبال تماشاگران از آن، اسباب شگفتی و تعجب تحلیلگران اقتصادی سینما را فراهم کرده است.

اما سوالی که منتقدان هم آن را مطرح می‌کنند این است که معیار انتخاب این سه فیلمساز برای کارگردانی فیلم چه بوده است؟ آنان چه شرایط ویژه‌ای داشته‌اند که دیگران نداشته‌اند و این شرایط ویژه باعث شده تا آنها شانس کارگردانی اپیزودهای مختلف فیلم را پیدا کنند؟ البته این واقعیتی است که هر سه فیلمساز یادشده در هر دو زمینه داخلی و بین‌المللی شهرت فراوانی دارند. اما مگر بقیه فیلمسازان که تعدادشان یکی دو تا هم نیست از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ منتقدان سینمایی از بین سه اپیزود فیلم، قسمت سوم آن را که توسط جون هوبونگ ساخته شده بیشتر پسندیده‌اند. این فیلمساز کره‌ای که «میزبان» او 2 سال پیش پرفروش‌ترین فیلم سال کره جنوبی شد و قرار است نسخه انگلیسی‌زبان آن هم ساخته شود، در اپیزود خود لحن شوخ‌طبعی همیشگی‌اش را حفظ کرده و اثری تماشایی ارائه داده است. این قسمت فیلم به تنهایی، بار کلی «توکیو» را به دوش می‌کشد. جالب این که این هنرمند آسیایی، از عدم حضور یک فیلمساز ژاپنی در اپیزودهای این فیلم اظهار تعجب می‌کند!

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها