از آن میان تصمیم گرفتیم نامهای از یکی از هنرمندان شهرستان گناوه را در این ارتباط به چاپ برسانیم که در پی میآید.
من کارگردان یکی از گروههای شرکتکننده در جشنواره تئاتر معلولان خلیج فارس هستم که درست وقتی در حال بار سفر بستن به بندرعباس بودم، با خواندن خبر روزنامه جامجم شوکه شدم. مگر میشود؟ یعنی چه؟ اگر جشنواره لغو شده است، چرا به گروه ما خبر ندادهاند؟ مگر اصلا ممکن است چند روز مانده به آغاز یک رویداد فرهنگی، آن را به هر دلیل لغو کرد؟
طی تماس با اداره کل بهزیستی استان بوشهر بود که متوجه شدم هر آنچه در روزنامه خواندهام، صحت دارد. معلوم شد که هیچیک از مسوولان و مدیران بهزیستی، وقتی تصمیم به لغو جشنواره بندرعباس گرفتهاند، به فکر هنرمندان معلولی که ماهها تمرین و کار کردهاند، نبودهاند. آنان براحتی تصمیمی گرفته و اجرا کردهاند که با هیچ معیار و منطقی جور درنمیآید.
10 نفر معلول جسمی حرکتی، ضایعه نخاعی و کمتوان ذهنی اعضای گروه تئاتر «من کیام»؟ به مدت 3 ماه بدون هیچ پشتوانهای از طرف بهزیستی شهرستان گناوه و تنها با حمایت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آن شهر در سالن پلاتو تمرین کرده بودیم. یعنی هر روز عصر از ساعت 3 تا 6 بعدازظهر خوندل خورده بودیم، جلوی هم با پاها و دستهایی که درکشان شاید خارج از فهم عدهای باشد، زمین افتاده بودیم، بلند شده بودیم، گریه کرده بودیم و خندیده بودیم.
من به بازیگری که با ویلچر از روستا با هزینه خودش میآمد تا تمرین کند، چه بگویم؟ به خانواده کمتوان ذهنی که هرروز تلفن میزند و پیگیر جشنواره و کار میشود چه جوابی بدهم؟ به آقای داوودی، بازیگر خوبی که هر روز میزانسنهای سخت ما را با وجود بدنی ضعیف با عارضه پوکی استخوان روی ویلچری آهنی با دقت انجام میداد، چه توضیحی بدهم؟ من به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش «من کیام؟» و عضو انجمن نمایش و تحت پوشش بهزیستی دوست دارم آن مسوول بهزیستی که گفته حجم بالای فعالیت مراکز توانبخشی در پایان سال باعث لغو یا به تعویق افتادن این 2 جشنواره شده است را ببینم و بگویم برادر من، دلسوزان ما، این توضیحی که دادهاید، عذر بدتر از گناه است برادر من بیایید با هم بپذیریم و احساس کنیم که امروز غفلت کردهایم، اما بیایید به فکر فردا باشیم.
اردلان تاجدینی، نویسنده و کارگردان نمایش «من کیام؟»