حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حتی با وجود این کمبودها و محدودیتها، دانشمندان ایرانی موفق شدهاند سلولهای بنیادی جنینی 6 انسان و 8 موش را در دهه گذشته جداسازی کنند و سپس با موفقیت چشمگیری آنها را به سلولهای اعضای اصلی بدن یعنی پانکراس، قلب، طحال و سلولهای کبد تبدیل کنند. کونارد هوچلینگر از مؤسسه سلولهای بنیادی هاروارد و بیمارستان دولتی ماساچوست خطاب به مجلهscientist میگوید: «این مساله واقعا حیرتانگیز است که دانشمندان ایرانی توانستهاند چنین کار مهمی انجام دهند، آنها به راستی به این فناوری دست یافتهاند.»
برخلاف تعداد کثیری از کشورهای اروپایی و غربی که جنجالهای مذهبی مانع پیشرفت تحقیقات مربوط به سلولهای بنیادی در آنها میشود، در ایران و دیگر کشورهای اسلامی، پژوهشهایی در مورد جنین نه تنها بحث برانگیز نیست، بلکه به اینگونه تحقیقات اهمیت فراوانی داده میشود.
در قانون اسلام، زندگی بشر صرفا پس از دمیده شدن روح به جنین که در قرآن 120 روز بعد از لقاح ذکر شده، آغاز میشود.
علی خادمحسینی میگوید: «تحقیقات سلولهای بنیادی قطعا محدودهای است که با توجه به محدودیتهای اعمال شده در آمریکا، کشور ایران میتواند نقش بسزایی در آن ایفا کند.» او که یک مهندس زیست پزشکی در بخش علوم و فناوری سلامت کمبریج در دانشگاه هاروارد است، در ایران به دنیا آمده و تحصیل کرده است. خادمحسینی به مجله scientist گفت: «از آنجا که ایران از بقیه کشورهای همسایه از قبیل قطر و عربستان سعودی که آنها نیز پژوهشهایی در مورد فناوری سلولهای بنیادی را آغاز کردهاند، زودتر کار خود را شروع کرده است، در این عرصه از همه کشورهای واقع در خاورمیانه بجز اسرائیل بهتر پیشرفت کرده است.»
کشور ایران دهمین کشوری است که در سال 2003 موفق به جداسازی سلولهای بنیادی جنین انسانی شد و سال گذشته [میلادی] بهعنوان پنجمین کشور جهان موفق به دوباره برنامهریزی سلولهای پوستی و تبدیل آنها به حالت شبه جنینی که به سلولهای پرتوان القایی معروف است (IPS) شد. از دیگر موفقیتهای چشمگیر ایران، فرایند بلوغ و تکامل سلولهای بنیادی جنینی انسان، تولید سلولهای انسولینساز در سال 2004، شبیهسازی اولین گوسفند کشور در سال 2006 و انجام اولین مطالعه دنیا در مورد پروتئومیکس سلولهای بنیادی جنینی انسان در سال 2006 است.
بیشتر این تحقیقات در مرکز پیشروی پژوهشهای سلولهای بنیادی در موسسه رویان واقع در تهران اتفاق افتاده است.
رویان که معادلembryo در زبان فارسی است بهطور جدی در سال 1991 به عنوان یک کلینیک نازایی تاسیس شد و سال 1998 به مرکز پژوهشهای علوم سلولی تغییر یافت و هم اکنون در 6 زمینه اصلی تحقیقاتی و بنیانی از جمله سلولهای بنیادی، جنینشناسی، علم ژنتیک، اپیدمیولوژی، ناباروری زنان و ناباروری مردان فعالیت میکند. دیگر موسسات تحقیقاتی کشور ایران نیز به پژوهشهایی در مورد سلولهای بنیادی پرداختهاند که شامل 34 عضو شبکه پزشکی مولکولی و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در تهران میشود.
دولت ایران یکی از بزرگترین مبلغان و حامیان تحقیقات سلولی است، اما فقدان یک سازمان متمرکز مشابه مؤسسه ملی سلامت آمریکا یا بنیاد ملی علوم آمریکا باعث شده است تا از نظر مالی و تامین بودجه، وضعیتی ناهمگون و نامطمئن پدید آید. دولت در حال سرمایهگذاری بیشتر در زمینه علوم است.
این هزینهها از 2دهم درصد از درآمد ناخالص ملی (GDP) در سال 1990 به بیش از 65/0 درصد در سال 2005 رسیده است؛ اما این ارقام هنوز هم کمتر از کشورهای توسعهیافته مانند آمریکا است که تقریبا 3 درصد ازGDP خود را صرف تحقیق و توسعه میکنند.
ادامه تشنج سیاسی میان ایران و دنیای غرب نیز یکی دیگر از عوامل بازدارنده پیشرفت دانشمندان ایرانی است.
تحریمهای اقتصادی و سیاسی سبب شده محققان ایرانی از دستیابی به تجهیزات و ابزار وارداتی از دیگر بخشهای دنیا و عمدتا از کشور آمریکا محروم شوند.
خادمحسینی میگوید: «هرگاه سعی کنید دستگاه مهمی را بخرید، متوجه میشوید عمدتا ساخت کشور آمریکاست، بنابراین محققان ایرانی میباید به دستگاههای ساخت داخل و تجهیزات آزمایشگاهی موجود در بازار سیاه که دارای کیفیتی میانه و قیمت بالاتر هستند، رضایت دهند.»
تحقیقات سلولهای بنیادی قطعا محدودهای است که با توجه به محدودیتهای اعمال شده در آمریکا، کشور ایران میتواند نقش بسزایی در آن ایفا کند
تحریم و مسائل اقتصادی همچنین منجر به فرار مغزهای ایرانیان به برخی از کشورهای پذیرای این جوانان تیزهوش و فعال شده است و برای آندسته از افراد مقیم در ایران، دستیابی به ویزای مسافرتی برای حضور در کنفرانسهای بینالمللی بسیار سخت و جانکاه است. بنابراین، به منظور تشویق پژوهشگران خارجی در زمینه سلولهای بنیادین برای حضور در ایران، پژوهشکده رویان به منزله میزبان بزرگترین رویداد علمی سالانه فعالیت میکند. کنگره سلولهای بنیادی و پزشکی تولید مثل در هر سال بیش از 2000 شرکتکننده از سراسر جهان را پذیراست.
در آگوست 2008، هوچلینگر در این کنگره شرکت و از تسهیلات و تجهیزات پژوهشکده رویان بازدید کرده است. او به مجلهscientist میگوید: «من از اینکه ایرانیان چگونه با کمترین وسایل و قطعات توانستهاند اولین رده سلولهای بنیادی جنینی خود را با سادهترین ابزار ممکن تولید کنند، تعجب کردم.
تجهیزات آنها در مقایسه با فناوری موجود در آمریکا و دولتهای اروپایی بسیار پایین بوده است. به دلیل تحریم، دانشمندان رویان نمیتوانستند دستگاههای انکوباتور استاندارد برای کشت سلول را خریداری کنند. بنابراین آنها دستگاه انکوباتور سادهای را با سینی آب برای ایجاد بخار و رطوبت ساخته و لولههایی را برای تلمبه کردن دیاکسیدکربن بهآن وصل کرده بودند. در کشور آمریکا، ما صرفا این وسیله را از یک فروشنده خریداری میکنیم، ولی ایرانیان باید دست خالی آن را بسازند.»
سارا برگا یکی دیگر از شرکتکنندگان در کنگرههای سالانه رویان اظهار میکند: «من واقعا از پیشرفت علمی و پزشکی ایرانیان شوکه شدم.» او یکی از متخصصان غدد تولیدمثل است که در دانشگاه ایموری در آتلانتا فعالیت دارد و در کنگره رویان از سال 2005 تا 2007 حضور داشته و قصد دارد که سال جاری نیز در این کنفرانس سالانه شرکت کند. او میافزاید: «ایران کشوری با منابع فراوان نیست، اما محققان ایرانی بهواقع شالودهای استوار برای علوم پایه آماده کردهاند.»
خادمحسینی تصریح میکند: « عزم ایرانیان در تحقیقات سلولهای بنیادی یک فرآیند از پایین به بالا و از بالا به پایین است، به این معنا که این کار از یک طرف توسط مقامات دولتی ترغیب میشود، ولی از طرف دانشمندان نیز به سیاستمداران برای پشتیبانی تحقیقات با پتانسیل بسیار زیاد پزشکی فشار آورده میشود.
ایران بهطور استراتژیک سرمایهگذاری خود را به نحوی انجام داده است که بهصورت نهادینه، موجب حداکثر تاثیر شود و این امر قطعا فراتر از جنبه سلولهای بنیادی جنینی است.
آنچه که ما از گوشه و کنار میشنویم بیشتر در مورد سلولهای بنیادی جنینی است، ولی سلولهای بنیادی بهطور کلی زمینه بسیار داغ و جذابی است.»
مترجم: فاطمه شاکری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....