تئوریهای مختلف درباره سالمندی

چرا پیر می‌شویم؟

هرچند پیری از جمله کلماتی است که بسختی می‌توان آن را تعریف کرد اما برای تعریف پیری معیارهای زیادی وجود دارد. در نقاط مختلف دنیا بر اساس فرهنگ‌های مختلف پیری را به اشکال مختلف تعریف می‌کنند. مثلا‌ در آمریکای شمالی بر اساس سن بازنشستگی پیری را از سن 65 سالگی می‌دانند. به طور کلی پیری را بر اساس سن تقویمی، سن فیزیولوژیک و سن روانی می‌توان تعریف کرد.
کد خبر: ۲۴۱۴۸۲

«یادم می‌یاد وقتی 13 سالم بود، یعنی 100سال قبل، ون گوگ(Vincent Van Gogh )برای خریدن وسایل نقاشی به مغازه عموی من آمد. یادم می‌یاد، خیلی زشت بود. رفتار خوبی نداشت، لباس کثیف و نامرتبی به تن داشت...، این جمله‌ها خاطرات خانم ژانه لویز کالمان(Jeanne Louise Calment )از ملاقاتش با ون گوگ (نقاش معروف) است. خانم کالمان خیلی پیر شده بود. نزدیک 113 سال سن داشت، ولی هنوز خاطراتش را به یاد می‌آورد. از پس زندگی خود بر می‌آمد و به تنهایی زندگی می‌کرد.

وقتی خواستم این مقاله را شروع کنم، ناخودآگاه یاد رمان «زندگی در پیش رو» اثر رومان‌گاری افتادم. داستان پیرزن خاصی که در طبقه ششم یک عمارت بدون آسانسور زندگی می‌کرد. ولی افراد سالمند جامعه ما دیگر شبیه این داستان‌ها نیستند. زمانی شاعرها و نویسنده‌ها از بی وفایی دنیا و پیری می‌گفتند و اندوه پیری را روایت می‌کردند. ولی در دنیای امروز دیگر تعریف پیری عوض شده است. هر سال درصد بیشتری از افراد جامعه در زمره سالمندان قرار می‌گیرند. امروزه قسمت قابل‌توجهی از نیروی فعال جامعه را سالمندان تشکیل می‌دهند. مثلا در آمریکا سن بازنشستگی برای برخورداری کامل از مزایای بازنشستگی بالا رفته و به 65 سالگی رسیده است. تعریف پیری خیلی عوض شده و دیگر به هر کسی نمی‌شود لقب پیر بودن را داد. ولی وقتی یک نفر خاطرات 100 سال قبل را تعریف می‌کند، دیگر همه قبول دارند که پیر شده. به خاطر همین بود که ترجیح دادم مقاله را با جملات بالا شروع کنم.

تعریف سالمندی از منظر مختلف

برای تعریف پیری معیارهای زیادی وجود دارد. پیری از جمله کلماتی است که بسختی می‌توان آن را تعریف کرد. در نقاط مختلف دنیا بر اساس فرهنگ‌های مختلف پیری را به اشکال مختلف تعریف می‌کنند. در آمریکای شمالی بر اساس سن بازنشستگی پیری را از سن 65 سالگی می‌دانند. به طور کلی پیری را بر اساس سن تقویمی، سن فیزیولوژیک و سن روانی می‌توان تعریف کرد. از نظر سن تقویمی وقتی سن از 60 سالگی بگذرد دیگر دوران میانسالی تمام شده و وارد کهنسالی می‌شویم. ولی معمولا پیری را سن بالاتر از 75‌‌سالگی تعریف می‌کنند. از نظر فیزیولوژیک پیری بر اساس ویژگی‌های عملکردی (functional )و ظاهری بدن تعریف می‌شود. به همین دلیل ممکن است فردی با سن تقویمی زیاد در زمره پیری قرار نگیرد. همین‌طور افرادی هستند که در سن کم دچار پیری زودرس می‌شوند. در سندرم پیری کودکان که به نام سندرم Hutchinson Gilford شناخته می‌شود، کودکان در سن کم دچار چروکیدگی پوست صورت، کوتاهی قد، سفتی مفاصل، کچلی و علائم قلبی عروقی می‌شوند. این سندرم که بسیار نادر است و یک مورد در هر 8‌‌میلیون تولد رخ می‌دهد در زمره پیری فیزیولوژیک است.

پیری را می‌توان از نظر روانی هم تقسیم بندی کرد. سن روانی هر کس با سن تقویمی و سن فیزیولوژیک وی متفاوت است. سن روانی بر‌مبنای حالت‌های عاطفی و هیجانی سنجیده می‌شود. اگرچه سن روانی با سن تقویمی فاصله دارد، ولی معمولا به سن فیزیولوژیک نزدیک تر است.

عمر نوح یا پیری زودرس

در تورات آمده است که نوح 950 سال زندگی کرد. در شاهنامه آمده است که جمشید بیشتر از 700 سال زندگی کرد. دکتر برنر، استاد نفرولوژی و از جمله دانشمندان صاحب نظر علم پزشکی فرضیه‌ای برای توجیه کوتاه شدن عمر انسان دارد. طبق این فرضیه طول عمر انسان در گذشته بسیار طولانی تر بوده است. پیشرفت اولیه انسان با سرعت کمی اتفاق می‌افتاد. تغییر در سبک زندگی انسان آنقدر آرام اتفاق می‌افتاد که انسان با این تغییرات تطابق پیدا می‌کرد. مثلا تغییر رژیم غذایی انسان به قدری آهسته رخ می‌داد که دستگاه گوارش زمان کافی برای تکامل پیدا کردن و تطابق پیدا کردن داشت. با پیشرفت بیشتر و گذشت زمان سرعت تغییر زندگی انسان بیشتر شد. پیشرفت بیشتر، زمینه‌ساز پیشرفت سریع‌تر شد و این سرعت بیشتر فرصت تطبیق پیدا کردن را از انسان می‌گرفت. دیگر بدن انسان فرصت نداشت کاملا با شرایط جدید زندگی تطابق پیدا کند. این تغییرات با گذشت زمان بیشتر و بیشتر شد. تطابق پیدا نکردن بدن انسان باعث شد دیگر کسی مانند انسان‌های اولیه عمر طولانی نداشته باشد. بر‌اساس این فرضیه در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه که سرعت تحولات نسبت به سایر کشورها بیشتر بوده است بیماری‌های متابولیک شایع‌تر است. مثلا شیوع بالای دیابت در کشور عربستان شاید بر اساس این نظریه در اثر تغییر رژیم غذایی ساکنان عربستان در طول زمان بسیار کوتاه چند دهه اخیر باشد. به هر حال بشر همواره در آرزوی عمر طولانی تر بوده است. علم مدرن امروزی هم در این اندیشه است. برای پیری مکانیسم‌های مختلفی تعریف شده است که در ادامه به توضیح مهمترین تئوری‌های توجیه کننده مکانیسم می‌پردازیم.

DNA و ژنتیک

DNA یک نقشه از پیش تعیین شده از ویژگی‌های جسمی و روانی ماست. به این معنی که ما با این نقشه متولد می‌شویم و تا حد زیادی سلامت جسم و روح، تحت تاثیر ویژگی‌های ژنتیکی ماست. البته ویژگی‌های محیطی هم جسم و روح و هم خود DNA را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال DNA براحتی اکسیده می‌شود، آسیب‌های وارد به DNA می‌تواند تحت تاثیر رژیم غذایی، آلودگی محیطی، برخورد با اشعه و... بوجود بیاید. به این ترتیب ما توانایی این را داریم که با تغییر سبک زندگی، سرعت آسیب به DNA را افزایش یا کاهش دهیم. یکی از جدیدترین تئوری‌ها درخصوص ارتباط DNA و پیری تئوری تلومر از (Telomerase theory of aging) است. قبل از توضیح این تئوری لازم است کمی درباره تلومر بدانیم. DNA انسان ساختاری دو رشته‌ای است که از کنار هم قرار گرفتن 4 نوع مولکول بازی تشکیل شده است. ترتیب قرار گرفتن این بازها متغیر است و این موضوع باعث می‌شودDNA مانند یک نقشه باشد که کلمات آن را مولکول‌های بازی تشکیل داده‌اند. DNA در هسته سلول و به صورت کروموزوم متراکم شده است. ساختار کروموزوم در انتهای خود آزاد نیست. در انتهای کروموزوم ‌ها یک توالی طولانی از بازهای مشخصی وجود دارد که این توالی تلومر نام دارد. تلومر باعث می‌شود که کروموزوم و ژن‌ها از آسیب‌های سلولی در امان باشند. همچنین تلومر هنگام تقسیم سلول در تقسیم کروموزوم ‌ها نقش دارد. تحقیقات نشان داده است سلول‌های بنیادی وقتی تخصصی می‌شوند و بافت‌های مختلف را می‌سازند، دچار تغییرات زیادی می‌شوند که یکی از این تغییرات از دست دادن آنزیم تولیدکننده تلومر(Telomerase )است. وقتی این آنزیم وجود نداشته باشد در هر تقسیم سلول تلومر کوتاه‌تر می‌شود. کوتاه‌تر شدن تلومر به معنی آسیب‌پذیرتر شدنDNA است. با هر تقسیم سلولی تلومر کوتاه‌تر می‌شود و سلول کمی آسیب می‌بیند. در هر تقسیم سلول دچار مشکلات بیشتر و سرانجام پیری و مرگ می‌شود.

تحقیقات جدید نشان داده است هورمون‌ها در سالم ماندن بیشتر تلومر نقش دارند. به این معنی که اگر اختلال ترشح هورمون‌ها وجود نداشته باشد و هورمون‌ها به صورت متناسب در بدن ترشح شوند، تلومر طول عمر بیشتری پیدا می‌کند. ممکن است در آینده بتوان با استفاده از آنزیم تلومر از روش‌های درمانی برای پیری مطرح کرد، ولی در حال حاضر این کار امکان‌پذیر نیست. آنچه امروزه مشخص است آسیب رادیکال‌های آزاد‌(free radicals )به DNA و همچنین تخریب DNA در اثر گلیکوزیله شدن ‌(glycosylation )است که می‌توان با پروتوکول‌های موجود این آسیب‌ها را کاهش داد.

ارتباط هورمون‌ها و پیری

تئوری هورمونی عصبی یا نورواندوکرین ‌(Neuroendocrin )تنظیم ترشح هورمون‌ها و ارتباط نزدیکی که بین سیستم عصبی (بخصوص هیپوتالاموس) و ترشح هورمون‌ها وجود دارد را در پیری موثر می‌داند.

هیپوتالاموس قسمتی از مغز است که نقش زیادی در تنظیم ترشح هورمون‌های بدن دارد. هیپوتالاموس ترشح هورمون‌ها را توسط غده هیپوفیز کنترل می‌کند. غده هیپوفیز هم چند نوع هورمون اصلی را ترشح می‌کند که هر کدام بر غدد داخلی بدن اثر می‌گذارند و باعث عملکرد مناسب یا ترشح هورمون‌های دیگر می‌شوند. به این ترتیب هیپوتالاموس به عنوان تنظیم‌کننده اصلی هورمون‌هاست که این تنظیم را توسط غده هیپوفیز انجام می‌دهد. هورمون رشد، هورمون‌های جنسی، هورمون‌های تیروئید، هورمون ترشح شیر و... همه تحت تاثیر ترشحات هیپوفیز از سایر غدد بدن تولید می‌شوند. وقتی این هورمون‌ها ترشح شدند، وارد خون می‌شوند و غلظتشان در خون بالا می‌رود. غلظت این هورمون‌ها در خون، هیپوتالاموس را تحت تاثیر قرار می‌دهد و هیپوتالاموس سایر غدد را تنظیم می‌کند که هورمون‌ها را بیشتر بسازند یا تولید هورمون‌ها را کاهش بدهند. افزایش سن باعث می‌شود حساسیت هیپوتالاموس نسبت به غلظت خونی هورمون‌ها کاهش پیدا کند. هیپوتالاموس در اثر عوامل مختلفی آسیب می‌بیند که یکی از مهم‌ترین علل آن زیاد شدن غلظت هورمون کورتیزول‌()cortisol است. کورتیزول از غدد فوق‌کلیوی ترشح می‌شود. ترشح این هورمون تحت کنترل هیپوتالاموس است. کورتیزول هورمونی است که در مقابله بدن با استرس کاربرد دارد. در هر شرایطی که بدن با استرس مواجه شود، (مثلا بیماری) کورتیزول بیشتر ترشح می‌شود. هورمون کورتیزول با بالا رفتن سن بیشتر ترشح می‌شود و غلظت خونی آن افزایش پیدا می‌کند. بیشتر شدن کورتیزول باعث آسیب هیپوتالاموس می‌گردد و تنظیم ترشح هورمون‌ها مختل می‌شود. از طرفی تنظیم ترشح کورتیزول هم مختل می‌شود و باز هم بیشتر ترشح می‌شود و یک سیکل معیوب به وجود می‌آید که باعث می‌شود آسیب به هیپوتالاموس بیشتر شود. بر این اساس یک روش درمان پیری، اصلاح تحریک پذیری هیپوتالاموس نسبت به هورمون‌هاست. برخی از پزشکان معتقدند مصرف داروهایی مثل متفورمین‌(Metformin )باعث افزایش تحریک‌پذیری هیپوتالاموس می‌شود و پیری را به تعویق می‌اندازد.

تخریب جوانی با رادیکال‌های آزاد

تئوری رادیکال‌های آزاد‌(Free radicals theory )اولین بار توسط دکتر هارمان‌(Denham Harman) در سال 1956 مطرح شد. رادیکال آزاد به مولکولی گفته می‌شود که دارای بار منفی آزاد است و میل زیادی به تشکیل پیوند با مولکول‌های طبیعی بدن دارد. عواملی مانند تغذیه، عادت‌های زندگی، تنباکو، الکل و برخورد با اشعه می‌توانند باعث زیاد شدن تولید رادیکال‌های آزاد در بدن شوند. با این حال در حالت طبیعی هم رادیکال‌های آزاد در بدن تولید می‌شوند. تولید رادیکال‌های آزاد بیشتر در میتوکندری و هنگام تولید انرژی در بدن رخ می‌دهد. رادیکال‌های آزاد به ساختار غشای سلول،DNA و پروتئین‌ها متصل می‌شوند و باعث تخریب آنها و پیری و در نتیجه مرگ سلول می‌شوند. مواد زیادی هستند که باعث کنترل رادیکال‌های آزاد می‌شوند. این مواد آنتی‌اکسیدان‌(Anti-oxidants )نامیده می‌شوند و باعث محافظت از سلول‌ها در برابر رادیکال‌های آزاد می‌گردند. مصرف مواد آنتی‌اکسیدان مثل ویتامینC ، ویتامینE و بتاکاروتن می‌تواند از بدن در برابر پیری محافظت کند.

کاهش چربی در غشای سلول

غشای سلول‌ها از چربی و پروتئین تشکیل شده است. قسمت بیشتر غشا چربی است. قدرت انتقال مواد از غشای سلول، انتقال حرارت، انتقال جریان الکتریکی و سایر ویژگی‌های غشا، تحت تاثیر ترکیب چربی و پروتئین‌های آن است. بر اثر گذشت زمان، کم‌کم غلظت چربی غشای سلول کم می‌شود، در نتیجه کارکرد غشای سلول مختل می‌شود. یکی از پروتئین‌های مهم غشای سلول نقش یک پمپ را در غشا دارد که مولکول‌های سدیم و پتاسیم را از غشای سلول منتقل می‌کند. در اثر پیری عملکرد این پمپ مختل می‌شود و سلامت سلول در خطر می‌افتد.

کارکرد نامناسب غشا باعث آسیب سلول و پیری و در نتیجه مرگ سلول می‌شود. از سوی دیگر اختلال کارکرد غشا باعث تجمع ماده‌ای سمی به نام لیپوفوسین‌(Lipofuscin )در بافت‌های بدن می‌شود. این ماده بیشتر در مغز، قلب، ریه و پوست جمع می‌شود. در واقع بسیاری از لکه‌هایی که در اثر پیری روی پوست دیده می‌شود در اثر تجمع همین ماده است. این ماده سمی در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر هم دیده شده است. امروزه داروهایی ساخته شده است که باعث دفع این ماده و همچنین بالا بردن عملکرد غشای سلول می‌شود.

محدودیت عمر سلول‌های بدن

این تئوری که به نام کاشف آن‌(Leonard Hayfilck )است، توضیح می‌دهد سلول‌های بدن انسان قدرت تولیدمثل محدودی دارند. به عبارت دیگر هر رده سلولی به تعداد مشخصی می‌تواند تقسیم شود و بعد از آن قدرت تقسیم خود را از دست می‌دهد و نابود می‌شود. در سال 1961 دکتر هایفیلک نشان داد هر سلول بدن انسان حداکثر 50 بار می‌تواند تقسیم شود و بعد از آن دچار مرگ می‌شود. ممکن است این محدودیت در اثر همان مکانیسمی باشد که در بالا توضیح دادیم. در هر نوبت تقسیم سلولی قسمتی ازDNA سلول از بین می‌رود.

دکتر هایفیلک نشان داد سوءتغذیه باعث کم‌‌شدن سرعت تقسیم سلول‌ها می‌شود و از سوی دیگر تغذیه بیش از حد باعث می‌شود سرعت تقسیم سلول‌ها بیشتر شود و همچنین رادیکال‌های آزاد بیشتری در بدن رها شوند. با این حساب عواملی که باعث می‌شوند سرعت تقسیم سلول‌ها کم شود، طول عمر انسان را افزایش می‌دهد.

از کار افتادن میتوکندری‌ها

بدن انسان انرژی موردنیاز خود را از طریق سوزاندن مواد انرژی‌زا و ذخیره انرژی به دست می‌آورد. انرژی آزاد شده باعث تشکیل مولکولی به نامATP می‌شود. ATP در هر جای بدن انسان می‌تواند شکسته شود و انرژی ذخیره شده را آزاد سازد. محل تولید انرژی در سلول‌های بدن میتوکندری است. میتوکندری ارگانی است که در تمام سلول‌های بدن پیدا می‌شود. تولید ATP در میتوکندری مستلزم سوخت و ساز مولکول‌ها و تشکیل رادیکال‌های آزاد است. در نتیجه میتوکندری‌ها با گذشت زمان و بالا رفتن سن بشدت تحت تاثیر رادیکال‌های آزاد قرار می‌گیرند. در این شرایط میتوکندری‌ها کم‌کم کارایی خود را از دست می‌دهند، بزرگ‌تر می‌شوند و از بین می‌روند. از میان رفتن میتوکندری به معنای تولید نشدنATP است.

هر ارگان بدنATP مورد نیازش را خود تولید می‌کند و نمی‌تواند از سایر ارگان‌ها بگیرد. در نتیجه اگر میتوکندری‌های یک ارگان از بین بروند، آن ارگان در معرض نابودی قرار می‌گیرد. به این ترتیب برای جلوگیری از تخریب سلول و آهسته کردن سرعت پیری باید از میتوکندری‌ها در برابر رادیکال‌های آزاد محافظت کرد.

ترکیب قند با پروتئین‌های بدن

در این تئوری‌‌‌(glycosylation theory of aging )عمر طولانی باعث ترکیب بیشتر قند با پروتئین‌های بدن می‌شود. در نتیجه پروتئین‌ها از کار می‌افتند و ارگان‌های بدن کارکرد خود را از دست می‌دهند. تاثیر مخرب قندها بر پروتئین‌های بدن را در بیماری دیابت بخوبی می‌توان دید. عوارض بیماری دیابت در واقع همان مشکلاتی است که در پیری رخ می‌دهد. با این تفاوت که در دیابت چندین برابر شدیدتر است و سریع‌تر رخ می‌دهد. استفاده کمتر از قند و شکر در رژیم غذایی تاثیر خوبی در کاهش ترکیب قند با پروتئین‌ها دارد و پیری و مرگ سلول‌ها را به تعویق می‌اندازد.

منبع: theorris of aging
دکتر امیرحسین رحمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها