افتراق اروپایی

رهبران اتحادیه‌اروپایی یکشنبه هفته گذشته در بروکسل، پایتخت بلژیک و مقر دائمی این اتحادیه گردهم آمدند تا در نشستی که نشانگر نگرانی عمیق آنها از بحران اقتصادی جهان و تاثیری که بر یکپارچگی و همگرایی اتحادیه گذاشته است به بحث و گفتگو بپردازند.
کد خبر: ۲۴۱۳۹۶

سرایت بحران به اقتصادهای پرقدرت اروپا موجب شده کشورهای عضو اتحادیه در قالب اردوگاه‌های رقیب در برابر هم صف‌آرایی کنند. این مساله زمانی برجسته‌تر شد که درخواست اضطراری مجارستان برای کمک مالی به اعضای جدید اتحادیه در شرق اروپا از سوی آلمان به عنوان بزرگ‌ترین  قدرت اقتصادی اروپا رد شد و دیگر اعضای ثروتمند هم حمایت چندانی از آن به عمل  نیاوردند. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان که انتخابات فدرال ماه نوامبر را پیش رو دارد و ترجیح می‌دهد توان خود را معطوف حل و فصل مشکلات داخلی و تامین نظر رای‌دهندگان کند در واکنش به درخواست مجارستان اعلام کرد برلین ترجیح می‌دهد وضعیت اعضای کوچک و به لحاظ اقتصادی ضعیف اتحادیه در شرق اروپا یک به یک بررسی شود.

این رویکرد به مذاق فرنک گیورکسانی، نخست‌وزیر مجارستان خوش نیامد و او نسبت  به  شکل‌گیری  دیوار آهنین دیگری در نتیجه بحران مالی در شرق و مرکز اروپا که می‌تواند موجبات دوپارگی این قاره را فراهم آورد، هشدار داد. واقعیت این است که مفهوم سنتی یکپارچگی در اروپا به واسطه اعمال سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه و حمایتی از سوی قدرت‌های بزرگ اتحادیه و به ویژه در مناطقی که پول واحد اروپایی یعنی یورو رواج دارد دستخوش تغییر شده است. مشکلات جدی اقتصادی به ویژه در تعدادی از اعضای جدید که زمانی جزو بلوک شرق بودند تنها به بدتر شدن شرایط منجر شده است.

مشکلات کنونی اروپا در تناقض کامل باوضعیتی است که ایالات‌متحده با آن مواجه شده است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا بودجه‌ای را برای مقابله با بحران اقتصادی در نظر گرفته که به افزایش بدهی‌های خارجی آمریکا منجر شده و تنها ثمره آن بازتوزیع درآمدها و ایجاد تغییراتی در ساختار خدمات درمانی، ارتقای کیفیت آموزش و مواجهه با مشکلات زیست‌محیطی خواهد بود. اروپا در نقطه مقابل در اولین گام برای ایجاد همگرایی بین کشورهای مختلف عضو اتحادیه که برخوردار از توانمندی‌های مالی و اقتصادی متفاوت بوده و نیازهای ناهمگون دارند با مشکل مواجه بوده است.

بروز بحران مالی جهان موجب شد این پرسش که آیا اروپایی‌ها قادرند با نادیده گرفتن نیازهای ملی  به دیدگاهی جمعی و فراملیتی برای حل مشکلات برسند بیش از هر زمانی برجسته شود. استفان کوریلوس، یادداشت‌‌نویس روزنامه آلمانی زوددویچه‌زیتونگ با اشاره به این مساله می‌گوید: اتحادیه‌اروپایی باید بتواند ثابت کند اتحادی برای روزهای خوب و آفتابی نیست بلکه نهادی برای پیوند زدن سرنوشت کشورهای عضو  به یکدیگر است. او می‌افزاید: ما از دیرباز ادعا داشته‌ایم که نمی‌توان بدون اتحاد سیاسی، یکپارچگی اقتصادی به وجود آورد در حالی که به نظر می‌رسد اروپا در تحقق اتحاد سیاسی ناموفق بوده است. فقدان وجود سیاستگذاری مشترک در حوز‌ه‌های مالی، ‌تعرفه‌های گمرکی و چگونگی تقسیم یارانه‌ها بین بخش‌های مختلف صنعتی موید این دیدگاه است در حالی که هیچ‌یک از رهبران ارشد اتحادیه قدرت ایجاد همگرایی بین اعضا را ندارد.

توماس کلاو، مدیر شورای روابط خارجی اروپا که یک موسسه تحقیقاتی مستقل در پاریس، پایتخت فرانسه است، می‌گوید: بحران جاری به جناح سیاسی که از رواج یورو به عنوان واحد پول اروپایی حمایت می‌کند، در مقیاس گسترده‌تر به کل اتحادیه لطمه می‌زند. او می‌افزاید: این بحران همچنین برای واشنگتن که خواستار اروپایی است که بتواند در جاهایی چون افغانستان و خاورمیانه با حمایت مالی- نظامی به یاری آمریکا بشتابد هم تبعات زیادی در بر خواهد داشت. مشکلات کنونی را می‌توان دولایه و دووجهی دید. یک بعد آن به محورهایی باز می‌گردد که از یورو به عنوان ارز رایج خود استفاده می‌کنند و روی هم رفته اقتصادی دارند که معادل اقتصاد ایالات‌متحده است و بعد دیگر را می‌توان در ابعاد تمامی اتحادیه‌اروپایی دید.

16 کشوری که از یورو استفاده می‌کنند و به طور مرحله‌ای پس از سال 1999 میلادی به حوزه رواج یورو پیوسته‌اند اکنون باید از راهکارهای پیشنهادی بانک مرکزی اروپا تبعیت کنند. این روند برخی اعضا چون ایرلند، اسپانیا، ایتالیا و یونان را از انجام اقدامات یکجانبه برای حمایت از اقتصادهای‌شان بازداشته و تحت فشار فزاینده‌ای قرار داده است. این روند موجب شده اصطکاک بین اعضای قدیمی‌تر و پرقدرت‌تر اتحادیه با اعضای جدید و اغلب ضعیف‌تر به ویژه آنانی که زمانی زیر چتر سوسیالیسم شوروی زندگی می‌کردند رو به افزایش گذارد.

ارزش ارزهای ملی بسیاری از اعضای تازه اتحادیه‌اروپایی در مقابل یورو کاهش یافته است. این مساله باعث شده آنان برای بازپرداخت دیون خود به بانک‌های اروپایی که وام‌دهنده اصلی به آنان هستند آن هم در دوره‌ای که تقاضا برای تولیدات قابل صدورشان به شکل قابل توجهی کاهش یافته است، دچار مشکل شوند. برخی کشورها خواستار دریافت کمک از شرکای اروپایی و صندوق بین‌المللی پول برای حفظ ارزش ارزهای ملی خود و جلوگیری از فروپاشی سیستم بانکی خود شده‌اند. کشورهای ثروتمند اروپا که خود با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند و ناتوانی کشورهای بدهکار به آنها، کار احیای اقتصادی‌شان را دشوارتر ساخته گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات اعضای تازه‌وارد اتحادیه ندارند. آیا در چنین شرایطی نمی‌توان ادعا کرد یکپارچگی در اروپا در روزهای سخت معنای همیشگی خود را ندارد؟

منبع: اشپیگل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها