حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خانم سلیمانی حالا چرا رشته کتابداری را انتخاب کردید؟
راستش از ابتدا هیچ شناختی نسبت به رشته کتابداری نداشتم. به خاطر علاقهای که به رشتههای روانشناسی و ادبیات فارسی داشتم، این رشتهها اولویتهای نخستین انتخابم بودند اما بعد از ورود به دانشگاه، به این رشته علاقهمند شدم.
خیلی از مخاطبان ما دوست دارند بدانند که اصلا به چه کسی دانشجوی نمونه کشوری میگویند وشما در این خصوص بر اساس چه معیارهایی برگزیده شدید؟
طبق آییننامه وزارت علوم، دانشجوی نمونه فردی است که در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و رعایت شوونات اسلامیسرآمد باشد واما در خصوص قسمت دوم سوال شما باید بگویم که در بخش فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، تاکنون دو مقاله از من در فصلنامههای علمی دانشجویی به چاپ رسیده و 3 مقاله نیز در دست چاپ دارم. ضمن اینکه دو مقاله هم در همایشهای سراسری ارائه کردم. در خصوص بحث آموزشی هم خوشبختانه معدل کل تحصیلیام 18 بود.
درخصوص فعالیتهای دانشجویی و فرهنگی چطور؟
در این بخش فعالیتهای متنوعی ازجمله دبیری انجمن دانشجویی، کتابداری و سردبیری 2 شماره فصلنامه «دریچه اطلاعات»، عضویت فعال در نهاد مقام معظم رهبری، دفتر فعالیتهای قرآنی، بسیج دانشجویی و کانون دانشجویی هلال احمر دانشگاه را انجام دادم و ضمن اخذ مدرک تربیت معلم قرآن کریم در سطح مقدماتی، دانشجوی استعداد درخشان دانشگاه قم نیز هستم.
واقعا فکر میکردید از بین این همه دانشجو در سراسر کشور به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب شوید؟
راستش خیلی نه اما خب اساتیدمان از همان ترمهای نخستین تحصیلی، دانشجویان را با این مساله آشنا میکردند و از همان زمان اولین جرقههای دانشجوی نمونه در ذهنم زده شد. از طرفی در سالهای گذشته دو نفر از دانشجویان رشته کتابداری دانشگاه قم به عنوان دانشجوی نمونه کشوری انتخاب شده بودند به همین خاطر هیچ وقت تصورم این نبود که کسب این عنوان قابل انجام شدن نباشد. در یک کلمه میتوانم بگویم اصل «خواستن، توانستن است» خیلی کمکم کرد!
جایزهتان را از دست چه کسی دریافت کردید؟
دکتر داودی معاون اول رئیس جمهور.
در آن موقع چه حس و حالی داشتید؟
دریافت جایزه هر چند که از نظر مادی بسیار ارزشمند باشد در نظر بنده ارزشی ندارد. تنها زمانی که خوشحالی پدر و مادر و اساتیدم را میدیدم ارزش معنوی آن باعث خوشحالی خودم نیز میشد.
چه کسانی را در کسب این موفقیت بیشتر از همه شریک میدانید؟
خانواده و استادان خوبم که حقیقتا مدیون زحمات آنها هستم.
اگر بخواهید به صورت تیتروار و خلاصه مهمترین عوامل موفقیت یک جوان را نام ببرید چه خواهید گفت؟
اراده، همت، برنامهریزی، پشتکار و مهمتر از همه توکل به خدا و ائمه(ع.)
بیشترین چیزی که شما را در طول زندگیتان خوشحال کرده چه بوده است؟
در موقعیتهای مختلف فرق میکند. ممکن است شنیدن یک خبر خوب، صحبتکردن با یک شخص، دیدن یک صحنه و... آن لحظه میتواند شیرینترین خاطره را بیافریند.
در رفتارتان از شخصیت یا شخصیتهایی الگو میگیرید؟
سعی میکنم رفتار مثبت اطرافیان را دریافت و با توانایی خودم سنجیده و به آنها عمل کنم اما در زندگی دانشجویی و شخصی من، حضور استادم آقای طالعی بسیار موثر بوده و هست و آشنایی با ایشان را لطف خداوند میدانم و همواره از راهنمایی دلسوزانه ایشان بهره بردهام. همچنین شخصیت شهید بابایی را همواره الگوی زندگیام قرار دادهام.
خانم سلیمانی، خیلی از جوانهای امروزی تحصیلات عالیه داشتن را تنها راه موفق بودن میدانند. شما به شخصه اگر وارد دانشگاه نمیشدید، چکار میکردید؟
ببینید شاید این حرفی که میزنم به نظرتان شعاری و کلیشهای بیاید اما اعتقاد قلبیام این است که تنها راه زندگیکردن از جاده دانشگاه و دانشجوشدن نمیگذرد!
بنده اگر بر فرض وارد دانشگاه نمیشدم شاید به موضوعات مورد علاقه و کاربردی زندگیام نمیپرداختم ولی مطمئن بودم که کتابخوانی را ادامه میدادم.
حالا که دانشجوی نمونه کشوری شدهاید آیا واقعا حاضرید زمانی کار و تحصیل را کنار گذاشته و فقط به خانهداری فکر کنید؟
فکر نمیکنم داشتن هر دو منافاتی داشته باشد، ولی خانهداری به عنوان یک هنر، میتواند در اولویت نخست قرار داشته باشد.
در منزل آشپزی هم میکنید؟
آشپزی را به عنوان یک هنر برای خانمها میدانم. راستش را بخواهید در شرایط فعلی زیاد آشپزی نمیکنم ولی اصول اولیه آن را به خوبی میدانم.
در زمان اوقات فراغت چکار میکنید؟
خیلی دوست دارم اوقات فراغتم را به دیدن اقوام و دوستان و رفتن به مسافرت اختصاص دهم ولی در شرایط فعلی برای رسیدن به اهدافم، مطالعه و انجام کارهای پژوهشی را در اولویت قرار دادهام.
آخرین کتابی که مطالعه کردید؟
آخرین کتابی که به طور کامل مطالعه کردم، «روی ماه خداوند را ببوس» بود.
نویسنده یا نویسندگان مورد علاقه شما؟
نوشتههای آقای طالعی و سید مهدی شجاعی را دوست دارم.
چه اثری از این دو نویسنده را بیشتر دوست دارید؟
کتاب «درسنامه انتظار» ویرایش دکتر عبدالحسین طالعی.
اصطلاحی هست که میگوید کتاب باید هلو باشد، این حرف به نظر شما یعنی چه؟
وقتی کودکی شعر میخواند و میگوید: «صورتم مثل هلو» یعنی یک صورت و چهرهای باطراوت و خندان و گونههای گلانداخته که باعث جذب آدم بزرگها میشود. «کتاب باید هلو باشد» عنوان کتابی است که برگزیده سخنان مقام معظم رهبری را در رابطه با کتاب در بر دارد. کتابی که با انتخاب یک عنوان مناسب باعث شود مخاطب به سمت آن کشیده شود و با داشتن محتوای مناسبتر باعث شود نه یک بار، چند بار خوانده شود. کتاب هلویی است، البته من متاسفانه هنوز موفق به خواندن «کتاب باید هلو باشد» نشدم.
به عنوان یک جوان موفق چه جور کتابی را برای جوانان توصیه میکنید؟
جوانان به اقتضای شرایطی که در آن قرار دارند سؤالات و نیازهای مختلفی دارندکه مراجعه به کتاب یکی از راههای رفع آنهاست. در حال حاضر ما کتابشناسی که مخاطب را بشناسد و نیازش را درک کند و از طرفی بتواند خوراک او را تشخیص دهد کم نداریم. بنده هنوز به مرحله کتابدار پزشک نرسیدم که بتوانم تجویز کنم.
این طور به نظر میرسد که هویت کتابداری در نظر بسیاری از افراد جامعه گمشده است. در چند جمله کتابداری و وظیفه کتابدار را توضیح دهید.
دانشجوی کارشناس کتابداری در طول تحصیل با علوم مختلف از جمله حقوق، اقتصاد، کامپیوتر و... آشنا میشود؛ از طرفی این دانشجو باید محتوای منابع اطلاعاتی و چگونگی دستیابی به آن را بداند. در حقیقت کتابدار پل ارتباطی کاربران و منابع اطلاعاتی مورد نیازشان است. البته این تنها بخشی از مفهوم کتابداری و وظیفه کتابدار است.
دوست داشتید عضو کدام کتابخانه باشید که الان نیستید؟
کتابخانه علوم تکنولوژی شیراز و کتابخانه آستان قدس رضوی.
بعد از پایان تحصیل بهترین موقعیتی که دوست دارید به شما پیشنهاد شود چیست؟
سعادت انسان در این است که یا تحصیل کند یا تدریس. من دوست دارم همیشه دانشجو باشم و از طرفی به آموختن دانستههایم بپردازم؛ چه در موقعیت رسمی(از نظر شغلی) چه غیررسمی.
به عنوان آخرین سوال مهمترین توصیهتان به همنسلیهای خودتان چیست؟
من همیشه گفتهام که متاسفانه خیلی از ما جوانها برای رسیدن به اهدافمان در زندگی فکر نمیکنیم. شک نکنید اگر قبل از هر کاری درباره آن فکر کنیم میتوانیم خیلی موفقتر باشیم ضمن آنکه بالاخره این را هم باید بدانیم که بدون تلاش و زحمت به جایی نمیرسیم!
سید محمدمهدی موسوی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....