حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شما با تمام مشغلهکاری که در یونیسف دارید، امسال حضور پررنگی در جشنواره فجر دارید. این نشان از علاقه شما به حرفه بازیگری است؟
من هرگز بازیگری در سینما را فراموش نخواهم کرد و آن را با تمام مشغله کاریام کنار نمیگذارم. این امر در وجود من است. عاشق سینما و بازیگری هستم و همیشه تلاش میکنم از زمانهای محدودی که دارم نهایت استفاده را بکنم. دوست دارم تا زمانی که مردم و مخاطبان سینما میخواهند من این عرصه را ترک نکنم و این ارتباط قطع نشود. دوست داشتم در حال حاضر برگشتی به تئاتر داشته باشم، اما متاسفانه فرصت آن پیش نیامده است. کمی برنامهریزی و هماهنگی آن برایم مشکل است. البته در این زمینه پیشنهاداتی داشتم که امکان حضورم در آنها فراهم نشد یا در همان زمان مشغول یک کار سینمایی بودم.
اما امسال این شانس را داشتم با توجه به پیشنهادهایی که به من میشد (البته تعدد این پیشنهادها زیاد بود) انتخابهایی کنم که منجر به حضوری متفاوت در سینمای ایران شود. همیشه برای بازی در نقشهای متفاوت پیشقدم بودم، اما این امکان امسال به نسبت گذشته بیشتر برایم فراهم شد. جا دارد از کارگردانانی که به من اطمینان کردند و این فرصت را در اختیار من گذاشتند، تشکر کنم.
یکی از نقشهای متفاوت شما امسال در فیلم «بیست» عبدالرضا کاهانی است. چطور قبول کردید در نقش «فیروزه» بازی کنید؟
من و کاهانی پیش از این در فیلم «آدم» که اولین تجربه سینمایی او بود، همکاری داشتیم. من هنوز از اکران نشدن فیلم «آدم» افسوس میخورم. این فیلم در صورت به نمایش درآمدن میتواند مخاطب خود را داشته باشد. ما در نمایشهایی که در خارج از کشور و در جشنوارههای متعدد داشتیم با بازتابهای بسیار خوبی مواجه شدیم. امیدوارم روزی شرایط اکران این فیلم در داخل هم فراهم شود.
از ابتدا در جریان ساخت فیلم «بیست» سومین کار کاهانی بودم و همیشه فکر میکردم آیا ممکن است این ریسک را بپذیرد و یکی از نقشهای این کار را به من بدهد که البته در حال حاضر از این موضوع و حضورم در این فیلم بسیار راضی هستم.
قبل از شروع فیلم، من و کاهانی با هم قرار گذاشتیم که اگر در گریم یا حتی جلوی دوربین آن اتفاقاتی که مدنظر ما بود نیفتاد ما این ریسک را نکنیم و تمام فیلم را زیر سوال نبریم. دلم نمیخواست با یک حضور اشتباه کار دیگر دوستان نیز دیده نشود و زحمات همه از بین برود. در ابتدا گریم شدم و از قبل به نوعی تمرینات را شروع کردیم. بیشتر در این کار سعی کردیم آن چیزهایی که نباید باشد را حذف کنیم. به طور نمونه چیزهایی مانند استیل راه رفتن، نوع صحبت کردن و...را حذف کردیم. برای تغییر اینها با کارگردان زیاد صحبت میکردیم. بعد از نتیجه گریم، دورخوانیها و تمرین در محیط و فضای کار شروع شد.
در همان ابتدا از تست گریم راضی بودم ولی بعد از معرفی میدانستم در اجرا، این نقش متفاوتتر خواهد بود. حضورم در محیط و فضای کار خیلی به من کمک کرد. ما در محیطی در گرمای تابستان کار میکردیم که وقتی صحبت از آمار وبا میشد چند نفر در همان نزدیکی محل کار ما به این بیماری دچار شده بودند. محیط سختی برای کارکردن بود، ولی همه برای خوب شدن فیلم و بازیها به هم کمک میکردیم.
لوکیشن و محیط کار در این فیلم مانند یکی از کاراکترهای اصلی در کنار ما بود. به طور نمونه زمانی که من برای بازی گریم میشدم، به همین شکل، گریم من خوب نبود و به قول کاهانی که معتقد بود هنوز گریم خوب نشده و باید جا بیفتد شاید برخلاف فیلمهای دیگر که ممکن است گرما موجب خراب شدن گریم شود اما ما در «بیست» نیاز داشتیم بعد از این مرحله، در محیط کار کنیم تا گریم به صورتمان بنشیند. این قرار گرفتن در فضا و شروع کارهایی مانند تمیز کردن تالار باعث میشد گریم من تازه جا بیفتد و مال خود نقش شود و بعد از این مراحل، کار را کلید میزدیم.
از طرفی به خاطر فعالیتی که در یونیسف دارم آدمهایی همچون «فیروزه» را اطرافم زیاد دیده بودم و این موضوع باعث شد بهتر بتوانم در این نقش بازی کنم و با خصوصیات رفتاری او کنار بیایم.
در گفتوگویی که ما با آقای کاهانی درباره فیلم «بیست» داشتیم او معتقد بود که خود شما هم برای رسیدن به این نقش انرژی زیادی گذاشتید و تلاش بسیاری کردید. حتی 5 روز اول تست گریم با ظاهری متفاوت از همیشه حاضر شدید.
شاید اگر «بیست» اولین کاری بود که میخواستم با کاهانی همکاری کنم این اتفاق به این شکل نمیافتاد. تجربهای که ما در «آدم» داشتیم و ارتباط کاری که بعد از آن بین ما به وجود آمد، باعث شد من اطمینان بیشتری کنم تا بتوانم خودم را رها کرده و به نقش بسپارم. این تلاش کاملاً دوجانبه بود، خوشحالم از ابتدا در جریان ساخت این فیلم بودم. به هر حال من به سینمای کاهانی علاقهمندم و نگاه بکر و ساده در عین جذاب او را در فیلم «بیست» دوست دارم. معتقدم حتی اگر زمانی بخواهد کار کمدی در سینما بسازد حتما موفق خواهد بود زیرا نگاه طنز خوبی دارد در فیلم «بیست» همه بازیگران نقشهای متفاوتی بازی کردند.
یکی دیگر از بازیهای خوب شما امسال در فیلم «شبانهروز» ساخته مشترک امید بنکدار و کیوان علیمحمدی است. شما پیش از این در کار مستند «سرخ» این دو فیلمساز جوان بازی کردید. تجربه کار در دومین فیلم بلند سینمای این کارگردانان چگونه بود؟
بنکدار و علیمحمدی سینما را خیلی خوب میشناسند؛ وقتی شناخت خوبی بین بازیگر و کارگردان به وجود میآید ما به نقطه ایدهآل میرسیم.
برای بازی در نقش «تاجالسلطنه» در «شبانهروز» خیلی نگران بودم و استرس داشتم. از شانس من در سکانسهای مربوط به این نقش نیز علیمحمدی مریض بود.
ما همیشه عادت داریم با یک کارگردان کار کنیم ولی این دو نفر را همیشه کنار هم دیدیم. قصه تاجالسلطنه آخرین روایت این فیلم بود و بچهها همه خسته بودند. ما دو شب تمام بررسی میکردیم که باید کجا چه دیالوگی را بگوییم. تمام اینها برای من استرس ایجاد کرده بود. زمانی که علیمحمدی سر تمرینها به دلیل بیماری حاضر نشد، در صورتیکه من به بنکدار اعتماد کامل دارم، احساس کردم چون عادت دارم این دو را کنار هم ببینم، این صحنه از فیلم نابود میشود و من دیگر نمیتوانم کار کنم. به هر حال این سکانس بازی در بازی بود و سختیهای خود را داشت و قراربود در بخش بعدی این کاراکتر را در زندگی عادی ببینیم و باید این تفاوت به خوبی حس میشد. برای بنکدار و علیمحمدی ساختار بسیار مهم است و بازیگر نیز باید در کمک به میزانسن و آن ساختار بازی کند و نباید طوری بازی کند که همه را تحتالشعاع قرار دهد. ولی خوشبختانه علیمحمدی با وضعیت بیماریای که داشت سر صحنه حاضر میشد و ما به خوبی توانستیم این سکانس را بگیریم.
نقش حورا در این فیلم چطور بود؟
چیزی که در ایفای دو نقش تاجالسلطنه و حورا برای ما اهمیت داشت، تنهایی این دو شخصیت بود که باید به خوبی به مخاطب انتقال داده میشد و این تم مشترک این دو نقش بود.
«تاجالسلطنه» به خاطر تنهاییای که در اوج آن زندگی مجلل داشت، به شخصی نیازمند بود تا با او درددل کند. «حورا شیوا» نیز به عنوان فردی که در جامعه از جایگاه خوبی برخوردار است، از همسرش دور شده بود.
«حورا» میدانست که در سرد شدن رابطه یک نفر مقصر نیست و این موضوع را به خوبی نشان میداد. ما از جایی وارد زندگی این زوج میشویم که همه چیز در عمل متلاشی شده و شاید یک بند باریک که همان کودک است هنوز این رابطه را تا حدودی نگه داشته است. این موضوع تنهایی را برای این شخصیت به وجود آورده است که من سعی کردم آن را دربیاورم.
نقطه مشترکی بین تمام شخصیتهای اصلی «شبانهروز» در فیلمنامه وجود داشت و این شخصیتها نوع زندگیشان برای خیلی از افراد در جامعه ممکن است حسرت باشد. آنها، عشق، حرفه، زیبایی و رفاه زندگی و... را با هم دارند. اما همین آدمها در تنهایی، زندگیشان به شکل دیگری است. شاید همه آنها زمانی که پس از کار روزانه به خانه میروند نقاب خود را کنار میگذارند. البته این نقاب را خودشان انتخاب نکردهاند، شاید نقابی است که اجتماع برای آنها انتخاب کرده است. این آدمها ممکن است مشکلاتی در زندگی خود داشته باشند، اما این را وظیفه خود میدانند و یا شاید جامعه به آنها تلقین میکند، زمانی که دوباره صبح میشود و باید وارد اجتماع شوند، دلیل ندارد که همه مشکلات آنها را ببینید. این به عقیده من نقطه اشتراک بین شخصیتهای داستان بود.
از عنوان خود فیلم استفاده میکنم، ما در یک شبانهروز میبینیم که چه اتفاقاتی میافتد. من این را یک تمثیل میدانم. زمانی که نور کنار میرود و شب میرسد ما میتوانیم خود واقعیتمان باشیم.
با توجه به «پرده آخر» کار قبلی واروژ کریممسیحی، این ذهنیت در مخاطب وجود دارد که ما امسال با کار جدید و متفاوتی در سینمای ایران روبهرو هستیم. این شانس هم برای شما وجود داشت که در تردید نقشی ایفا کنید.
زمانی که از دفتر کریممسیحی با من تماس گرفتند و عنوان کردند که قرار است کار جدیدی را شروع کند،بسیار خوشحال شدم. البته فقط به خاطر اینکه خودم در این فیلم قرار بود نقشی داشته باشم این حس را نداشتم. همیشه از گذشته این سوال برای من مطرح بود که چرا با تجربه خوبی که ما از «پرده آخر» در ذهنمان داشتیم، کریم مسیحی کار جدیدی را شروع نمیکند.
در همان ابتدا قرار شد نقش کوتاهی را در فیلم ایفا کنم. این کوتاهی نقش برایم اهمیت نداشت. زیرا معتقدم همین حضور کوتاه میتواند تجربه خوبی برای من باشد. اما متاسفانه بعد از مدتی فیلمبرداری در همان فاز اول متوقف شد. من در آن زمان خیلی نگران بودم که کار به دلیل مشکلات به نتیجه نرسد. اما خوشبختانه خانم آناهید آباد، دستیار او، تلاشهای زیادی را برای شروع دوباره کار انجام داد. حضور سعید سعدی را به عنوان تهیهکننده در این پروژه بسیار مثبت میبینم. چون فکر میکنم اگر تهیهکننده دیگری ادامه این کار را قبول میکرد شاید به نتیجه نمیرسید.
از مخاطبان تقاضا دارم با پیشداوری فیلم را نبینند. زیرا قضاوتها و مقایسهکردنها همیشه به نفع فیلم نیست، مطمئن هستم حضور واروژ کریممسیحی کار متفاوتی در سینمای ایران رقم بزند.
بازیها در این کار بسیار خوب بود با وجود اینکه نقش کوتاهی داشتم اما از نتیجه آن راضی هستم. مساله اصلی فیلمنامه قدرت و انتقال قدرت است و فکر میکنم با حضور بازیگران مطرحی چون بهرام رادان، ترانه علیدوستی، علیرضا شجاعنوری، حامد کمیلی و کارگردانی خوب کریممسیحی و سایر عوامل حرفهای فیلم باید شاهد یک اثر متفاوت باشیم.
یکی دیگر از نقشآفرینیهای شما امسال در سومین کار بیژن میرباقری است.
به هر حال مخاطب با توجه به فیلم درخشان «ما همه خوبیم» از این کارگردان، منتظر یک کار جدید است.
من نیز سینمای میرباقری را با فیلم خوب «ما همه خوبیم» میشناسم و همیشه علاقهمند بودم با او همکاری کنم. البته میرباقری برای بازی در فیلم «روز برمیآید» نیز به من پیشنهاد کار داد اما متاسفانه به دلایلی قبول نکردمالبته به یکتا ناصر بازیگر نقش زن این فیلم برای این حضور تبریک میگویم، اما خوشبختانه قبول نکردن همکاری قبلی باعث نشد که میرباقری در «دوزخ، برزخ، بهشت» به حضور من فکر نکند. اینبار با کمال اشتیاق این دعوت را قبول کردم.
دفتری که میرباقری فعالیت سینمایی خود را در آن دنبال میکند برای من اهمیت ویژهای دارد. آنها با حضور برادران شاهسواری دفتری را تشکیل دادند که معتقدم توانستند آثار متفاوتی را به تصویر بکشند. به همین دلیل علاقهمند بودم با آنها همکاری کنم.
«دوزخ، برزخ، بهشت» از فیلمنامه خوبی برخوردار بود. البته برایم نقش مقابل اهمیت داشت و فکر میکنم علی مصفا انتخاب بسیار درستی بود. فیلم از ساختاری اپیزودیک برخوردار است که ما در طول کار ارتباطی بین این روایتها هستیم. لوکیشن در این کار ثابت و شخصیتها و زمانها است که تغییر میکند. اپیزود «دوزخ» ماجرای زندگی یک زن و مرد است که به انتها رسیده و بعد از سالها به خاطر موضوعی مجبور میشوند، یکدیگر را ببینند. این اپیزود به دیدار این دو نفر میپردازد. تجربه بازی با مصفا برای من بسیار خوب بود. سردی بین روابط این زوج که میرباقری بر آن تکیه داشت به عقیده من به خوبی نمود پیدا کرده است و کار در کنار کارگردانی خوب میرباقری از فیلمبرداری و نورپردازی مناسبی برخوردار است.
جدا از فعالیت بازیگری شما در سینما، ما در این چند سال اخیر شاهد فعالیتهای مداوم شما در یونیسف بودیم، کمی از کارهای خودتان و نوع همکاریهای با این مرکز توضیح دهید؟
دلیل همکاری من در ابتدا با یونیسف به پروژه( HIVایدز) برمیگردد کمپین 5 سالهای که در واقع یونیسف با دولت ایران در آن همگام شد و از زمانیکه همکاری خودم را با عنوان سفیر با این سازمان شروع کردم، تمام تلاشم را برای بیان کردن راهکارها و فعالیتهای یونیسف انجام دادم.
مردم ما به سینما و ورزش بسیار علاقهمند هستند و دوست دارند راجع به کسانی که در این حوزهها فعالیت میکنند، کنجکاوی کنند و به نوعی آنها را دوست دارند. این موضوع به من کمک کرد تا پیامهای یونیسف برای مردم با توجه بیشتری روبهرو شود. البته لطف مطبوعات را نیز در این مسیر فراموش نمیکنم. این فعالیتهای یونیسف پیش از این نیز انجام میگرفت اما در مطبوعات صحبتی از آن مطرح نمیشد. من سعی کردم با حضور خودم این فضا را پررنگتر کنم تا بتوانیم یک فعالیت تنگاتنگی را با خبرگزاریها و مطبوعات داشته باشیم.
هنر در هر زمینه و در هر شکلی میتواند برای مردم جذاب باشد و از این طریق ما میتوانیم پیامها را بهتر انتقال دهیم. در این مسیر رسانهها نقش موثری دارند. شاید قبل از اینکه همکاریم با یونیسف شکل بگیرد، علاقه زیادی به مصاحبه نداشتم و همیشه فکر میکردم من کارم را در سینما انجام میدهم و منتقدین آن را میبینند و مطبوعات نیز درباره آن مینویسند و نیازی به صحبت کردن درباره آنها نیست. اما زمانی که کارم را در یونیسف شروع کردم، متوجه شدم که یکی از راههایی که به من در این مسیر کمک میکند مطبوعات است.
یکی از مسائلی که باعث شد فعالیتهای یونیسف در این چند سال اخیر بیشتر دیده شود، سرمایهگذاری و کمک بخش خصوصی بود. این حمایتها برای فعالیتهای یونیسف بسیار مفید و مثبت است.
یونیسف یکNGO است و با چنین مراکزی هیچ تفاوتی ندارد و فقط بینالمللی است و عملا باید مستقل و غیرانتفاعی باشد. حدود 30 درصد بودجهای که این مرکز نیاز دارد از فروش محصولاتش به دست میآورد و ما با کمبود بودجه 70 درصدی روبهرو هستیم.
این مرکز در هر پروژهای با دولت همگام است. این سازمان دولتی میتواند، آموزش و پرورش، وزارت کشور، بهزیستی و دیگر ارگانها باشد. البته بخش خصوصی نیز نقش مهمی دارد و کمکهای مردمی در این بخش را نمیتوان کتمان کرد. یونیسف سازمانی نیست که به مردم نیازمند پول دهد. بلکه ارگانهای دیگری چون بهزیستی و کمیته امداد افراد نیازمند را تحت پوشش قرار میدهند. یکی از فعالیتهای مهم این مرکز آموزش است. البته در شرایط بحرانی در کشور چون زلزله و سیل و... فعالیتهایی را انجام میدهند. از معرفی دیگر در پروژههای مختلف چون ساخت فیلمهای مستند، تبلیغاتی و... نیز همکاری میکند.
من به عنوان سفیر حسن نیت در کنار بحث اطلاعرسانی در سمینارهای مختلف که در ارتباط با فعالیتهای یونیسف و موضوعاتی همچون مشکلات معتادین، بیماری ایدز و... برگزار میشود حضور دارم.
سال گذشته هفته کودک را در خانه هنرمندان برگزار کردیم که بازتاب مثبتی داشت. اما متاسفانه امسال کمی از برنامه عقب بودیم و نتوانستیم به شکل قبل این برنامه را برپا کنیم.
به عنوان بازیگر در آثاری که در رابطه با فعالیتهای یونیسف باشد همکاری میکنم و در غیر اینصورت نیز فیلمسازان نمیتوانند از همکاری، بهره ببرند. البته ما تعدادی تیزر نیز درباره بیماری تولید کردیم که امیدوارم به زودی ازIRIB پخش شود.
شما با هنرمندان چه فعالیتهایی در این مرکز دارید؟
دوستانی که علاقهمند هستند درباره ایدز، حقوق و تربیت کودکان، نحوه ارتباط کودک با والدین و... فعالیت هنری داشته باشند میتوانند با ما همکاری کنند و از نظرات کارشناسان یونیسف در تولید آثار خود استفاده کنند زیرا از این طریق اطلاعات درستی به مخاطب انتقال داده میشود.
باید اطلاعرسانی به مخاطبین این مرکز بیشتر از گذشته انجام شود. در این راه میتوانیم از حضور هنرمندان استفاده کنیم. ما در آینده برنامهریزی بهتر و دقیقتری انجام خواهیم داد.
بیتا موسوی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....