حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حالا اصطلاح مردسالاری در خیلی از خانوادهها رنگ باخته و جای خود را به فرزندسالاری و گاهی نیز زنسالاری داده است. برخی خانمها بدون این که سر و صدا راه بیندازند و به نوعی قدرتنمایی کنند، خیلی آرام و تدریجی کارهای خانه را بر سر همسر خود میریزند و عملا او را به مرد خانه تبدیل میکنند. به این هم میشود «زنسالاری» در نوع امروزیاش گفت. به موردی اشاره میکنم که نمونههایش کم نیستند و شاید بتوان گفت مشت نمونه خروار است. روز گذشته، صبح هنگام خانمی را که از همکاران سالهای دور بود، دیدم که ماشینش را کنار خیابانی پارک کرد و پیاده شد.
پس از احوالپرسی همین که قصد داشت با شتاب برود، پرسیدم: خیلی عجله دارید؟ گفت: بله کارم زیاد است. از صبح تا شب میدوم و لحظهای فرصت استراحت ندارم.
پرسیدم: حال فرزند خردسالتان چطور است؟ با این همه مشغله تکلیف او چه میشود؟ گفت: مشکلی ندارم. شوهرم کار بچهداری را انجام میدهد، غذا درست میکند و ظرفها را هم میشوید! پرسیدم: مگر او سر کار نمیرود؟ گفت: چرا. اما چون من فعالیت شغلی بیرون از خانه را خیلی دوست دارم، باهم به توافق رسیدهایم که او بیرون کمتر کار کند و بیشتر وقتش را در خانه بگذراند و به امور خانه برسد. این جملهها را گفت و خداحافظی کرد و رفت.
در آن لحظه همسرش را مجسم کردم که در خانه مشغول آرام کردن کودک است و شاید هم نیمنگاهی به دیگ غذا دارد که نسوزد. نمیدانم ماشین لباسشویی آنها کار میکند یا نه. یا اساسا ماشین لباسشویی دارند یا نه. اگر نه، شاید هم کارهای خانه را تقسیم کرده و الان مشغول شستن، رخت است. البته این جابهجایی مسوولیتها، برای آقای خانه! فوایدی هم دارد. مثلا دیگر مجبور نیست مرتب در خیابان های شلوغ اینور و آنور برود و دنبال جای پارک ماشین بگردد و هوای آلوده را مستقیم به ریهها بفرستد و نقزدنهای این و آن را در محل کار بشنود و دست آخر خسته و کوفته و دودزده به خانه برگردد و حوصله چند دقیقه حرف زدن با کسی را نداشته باشد. تغییر سبک زندگی چندان هم بد نیست. مرد خانه بودن هم برای خودش عالمی دارد!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....