دخالت‌های بی‌مورد ممنوع

کد خبر: ۲۴۰۹۵۲

به اعتقاد روانشناسان، خانواده اولین و مهم‌ترین پایه‌گذار شخصیتی و معیارهای فکری فرزندان است و نقش حیاتی در تعیین سرنوشت، سبک و خط‌مشی زندگی آتی آنان دارد. فرزندان نیز برای رشد و تعالی روانی خود نیازمند هدایت و راهنمایی والدین و مربیان هستند و در پدران و مادران نیز ظرفیت و قابلیتی نهفته است که موجب حرکت رو به جلوی فرزندان می‌شود.

چنانچه این قابلیت در تمام مراحل زندگی فرزندان حتی زمانی که آنها زندگی جدیدی را انتخاب می‌کنند به مرحله اجرا درآید و کنترلی نیز بر آن وجود نداشته باشد، مسلما موجبات دخالت و ناسازگاری را به وجود خواهد آورد.

امروزه به دلیل شرایط زندگی جدید، نوع نگرش به نظریات دیگران مثل والدین با گذشته فرق دارد. این در حالی است که برخی از والدین همچنان معتقدند از آنجایی که خود یک عمر سردی و گرمی روزگار را چشیده و صاحب تجربه هستند، فرزندانشان نیز باید از هر طریق ممکن و به هر نحوی که شده، از تجارب آنها بهره‌مند شوند. لذا این حق را برای خود کاملا قائلند که در زندگی فرزندان خود دخالت کنند.

آنها حتی فرزندان خود را علی‌رغم این که به لحاظ سنی کوچک هم نیستند، بچه می‌دانند و معتقدند که باید مراقبت شوند. از سوی دیگر، برخی از پدران و مادران به لحاظ مادی فرزندان خود را وابسته خود می‌سازند. چون فرزندشان در ابتدای زندگی از تمکن مالی لازم برخوردار نیستند، برای داشتن سرپناهی به پدر و مادر خود یا همسر خود وابسته می‌شوند و همین وابستگی بهانه‌ای می‌شود برای دخالت والدین در زندگی زناشویی آنها.

در حالی که این دخالت‌های بیجا و بی‌مورد مانع رشد و شکوفایی آنها می‌شود، والدین نمی‌دانند که زوج‌های جوان باید اشتباه کنند تا بر تجاربشان افزوده شود. در مقابل نیز زوج‌های جوان چه پسر و چه دختر باید بدانند که وقتی زندگی جدیدی را انتخاب می‌کنند، دیگر تنها نیستند و فرد دومی نیز در این میان وجود دارد که او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده‌اند. لذا گوش دادن و توجه کردن صرف به حرف‌ها و نصیحت‌های والدین دیگر جایز نیست. البته این بدان معنا نیست که والدین کنار گذاشته شوند بلکه توجه به آنها و مشورت با آنها و انتخاب کردن نصایح و پندهایی که راهگشاست، ضروری است، ولی نه بدان حد که موجب دخالت در زندگی زناشویی فرزندان و به هم ریختن کانون گرم خانواده و از بین رفتن آرامش آنها شود.

رویا که حدود 10 سالی است ازدواج کرده و فرزندی هم ندارد، تنها گله و شکایتی که از رفتار همسرش دارد، تکیه و علاقه بیش از اندازه همسرش به پدر و مادرش می‌باشد به گونه‌ای که این علاقه زیاد بر علاقه همسرش به‌ او تاثیر گذاشته و آن را تحت‌الشعاع قرار داده است. او که در کشور دیگری زندگی می‌کند، می‌گوید: چندی پیش همسرم حدود 3 ماه مرا تنها گذاشت و به ایران و نزد مادرش برگشت. این در حالی بود که حدود 5 الی 6 ماه قبل از آن هم ما با یکدیگر به ایران آمده بودیم و حدود 3 ماهی در ایران و آن هم در منزل مادرش بودیم.

به عقیده رویا، علاقه هم حدی دارد نه به اندازه‌ای که مرد همسرش را به مدت 3 ماه در کشوری غریب تنها بگذارد. البته در این میان نقش والدین را نیز نباید نادیده گرفت. برخی از والدین ذاتا سلطه‌جو هستند. این دسته چنان خود را دانای کارکشته می‌پندارند که میل ندارند بدون نظر آنان آب از آب تکان بخورد و البته به دلایل روانی، برخی از والدین تمایل دارند جوان‌هایشان حتی پس از ازدواج هم به آنان متکی باشند و البته بسیاری از والدین واقعا نمی‌خواهند در زندگی فرزندان خود دخالت کنند، اما در بسیاری مواقع دلسوزی‌های آنان رنگ دخالت به خود می‌گیرد.

مردان جوان باید بدانند جایگاه پدر و مادر و همسرشان را به گونه ای حفظ کنند که هیچکدام دلخور نشوند

راضیه که زنی شاغل است، در این مورد می‌گوید: خانواده همسرم فکر می‌کنند باید برای زندگی ما هم تصمیم بگیرند. ما حق نداریم خانه‌مان را عوض کنیم. هر موقع که حرف از عوض شدن خانه و خرید خانه‌ای جدید به میان می‌آید، می‌گویند: خانه شما چه عیبی دارد، از هر نظر خوب است؛ نیازی نیست که آن را عوض کنید.

این تصمیم آنها به این دلیل است که آنها در خرید این خانه قبلا به ما کمک کرده‌اند و به همین خاطر خود را مالک می‌دانند. آنها حتی در مسافرت‌ رفتن ما و انتخاب شهر نیز دخالت می‌کنند، درواقع ما بدون اجازه آنها به مسافرت نیز نمی‌توانیم برویم.

او می‌افزاید: من تمام مشکل را همسرم می‌دانم. فکر می‌کنم او هنوز به بلوغ فکری نرسیده است. تصور می‌کند چون پدر و مادرش او را دوست دارند و به او عشق می‌ورزند، پس او هم باید دربست در اختیار آنها باشد و هرآنچه که آنها می‌گویند، عمل کند. او اصلا نمی‌تواند روی حرف پدر و مادرش حرفی بزند. استقلال فکری، نعمت بزرگی است که همسرم فاقد آن است.

رویا تاکید می‌کند: از نظر من، پدر و مادر بهترین موجودات روی زمین هستند و احترام به آنها نیز واجب است، ولی این دلیل نمی‌شود که آنها همیشه بهتر فکر می‌کنند و بهتر از همه می‌توانند تصمیم بگیرند. بهترین روش آن است که ما در مقابل حرف‌ها و تصمیمات آنها نیز کمی فکر کنیم.

والدین باید بدانند که خانواده مجموعه‌ای است شامل زن، شوهر و فرزندان. این خانواده زمانی موفق خواهد بود که در آن هماهنگی وجود داشته و همه اعضا در زیر یک سقف با صمیمیت و شادی زندگی کنند. زندگی مشترک فرزندان باید عرصه کمال باشد، نه صحنه جنگ و جدال و پرخاشگری. بنابراین والدین بر این نکته دقت داشته باشند، چنانچه نصیحت‌ها و اظهارنظرهای آنها جنبه دخالت و در نتیجه موجب به وجود آمدن جنگ و جدال در خانه فرزندانشان شود، باید از آن دوری کنند و در عوض در جهت رفع بحران‌های زندگی مشترک فرزندان خود به مانند یار و یاور عمل کنند و از ابراز محبت نسبت به عروس و داماد خود دریغ نورزند. ابراز محبت آنان، علاقه و نشاط و طراوت را در زندگی فرزندانشان به وجود می‌آورد.

آرزو که زنی شاغل است، از برخورد و رفتار والدین همسرش بسیار راضی است و معتقد است که مادرشوهر و پدرشوهر او حد و مرزها را خوب می‌شناسند. علی‌رغم این که در شهرستان زندگی می‌کنند و گاهی اوقات به تهران می‌آیند و برای مدتی نسبتا طولانی در منزل فرزندشان اقامت می‌کنند، ولی هیچ‌گاه موجب اختلاف و درگیری نشده‌اند؛ چون حد و حدود خود و احترام به عروس و همچنین پسر خود را بسیار نگه می‌دارند و سعی نمی‌کنند رفتاری از خود نشان دهند که موجب آزار و اذیت کسی شود.

او می‌افزاید: من همیشه به پدر و مادر همسرم احترام می‌گذارم؛ چون همسر من همین گونه رفتار می‌کند و هر زمان که پدر و مادر پیر من به ما احتیاج دارند، او از هرگونه کمکی کوتاهی نمی‌کند.

همه ما بخوبی می‌دانیم که عزیزترین موجودات روی زمین پدر و مادر هستند. وقتی می‌شنویم سر یکی از آنها درد می‌کند، ما هم با آنها سردرد می‌گیریم. حاضریم خودمان مریض شویم، ولی آنها سالم باشند و سلامت. وقتی صدای آنها را در آن سوی تلفن، غمگین و ناراحت می‌شنویم، انگار دنیایی از غم و اندوه بر شانه‌های ما سنگینی می‌کند. وقتی آنها را شاد می‌بینیم، احساس می‌کنیم دیگر غمی در این دنیا نداریم. همین اندازه که آنها برای ما عزیزند و دوست‌داشتنی، همسر و زندگی زناشویی ما هم عزیز است و قابل احترام. فراموش نکنیم که نباید همسر و زندگی شخصی خود را فدای پدر و مادر کنیم. همین طور که شایسته نیست پدر و مادر را فدای همسر و زندگی خود کنیم. هر کدام از اینها منزلت و ارزش خود را دارند. والدین در جای خود و همسر در جای خود. همان گونه که باید به خواست‌های پدر و مادر اهمیت داد، خواست‌ها و نیازهای همسر را نیز نباید فراموش کرد. وقتی والدین مشاهده می‌کنند فرزندانشان رعایت تعادل را برگزیده‌اند، مسلما خوشحال‌تر و راضی‌ترند.

والدین نیز باید بدانند که انعطاف‌پذیری، یکی از ویژگی‌‌های مهم برای ایجاد سازگاری بیشتر در جهت حفظ و پیشبرد سلامت روانی است. بنابراین با چشم‌پوشی و نرمش نسبت به برخی رفتارهای کودکانه و لجبازی‌ها نه‌تنها می‌توان از تنش‌های بی‌دلیل پیشگیری کرد؛ بلکه گامی محکم و اساسی در راستای تحکیم بنیان‌های خانوادگی فرزندان خود بردارند.

دیانا رحمتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها