گناه من ، گناه دیگران

مهرشاد کارخانی با اندوخته‌هایی که از شناخت قاب و انتخاب کادرهای دنیای عکاسی داشت به وادی ساخت فیلم قدم گذاشت.
کد خبر: ۲۴۰۹۲۷

اولین ساخته او فیلم سینمایی «گناه من» بود که با تاخیر در اکران آن، دومین اثر سینمایی خود را با عنوان «ریسمان باز» به پرده نقره‌ای تسلیم کرد.

سینمای اجتماعی و میل به برقراری خطوط موازی روایت سرراست و مستقیم از علائق شخصی کارخانی محسوب می‌شود.

حوادث که معلول شرایط ویژه زیستی آدم‌های قصه به حساب می‌آید گناه من را صرفا فیلمی با رویکردی اجتماعی مطرح می‌کند.

یغما، از جوانانی است که قربانی شرایط زندگی خویش است. او با اوراق کردن و فروختن لوازم ماشین‌های سرقتی زندگی خود را می‌گذراند و در موقعیتی کاملا اتفاقی با دختری به نام باران که او هم در گودال ناامنی و عدم تعادل روحی و عاطفی به سر می‌برد آشنا می‌شود که پس از سیر طبیعی داستان، یغما درمی‌یابد که باران قصد خودکشی دارد.

از این لحظه به بعد کنش‌های متقابل باران و یغما با واکنش‌های رویدادهای طبیعی داستان همسو می‌شود و تلاش نویسندگان فیلمنامه برای بسط موقعیت دراماتیک داستان به سرمنزل مقصود که یافتن جایگاه مناسب اجتماعی آنان است ادامه می‌یابد.

عنصر باران در فیلم گناه من بسیار تکرارشونده و گاهی آزاردهنده حس می‌شود، آنجا که شخصیت‌های به بن‌بست رسیده‌ای چون باران هر دم که احساس غربت یا فرار از زندان زندگی می‌کند، گویی تلنگری هم به ابرهای تیره باران‌زا می‌زند و با هر دم غمزده‌ای، باران غمناک‌تری سرازیر می‌شود.

تماشاگر امروزی غالبا با کلیدهای مفهومی و رازگشای فیلمساز بسیار زود آشنا می‌شود. حال اگر استفاده مداوم و مستمر این رمزگشایی‌های عصای دست کارگردان به یک عادت مبدل شود قطعا اثر سویی در پی خواهد داشت و آن اثر سوء غالبا در عدم حس باورپذیری تماشاگر خودش را نشان می‌دهد.

فیلمساز برای آن‌که گریزی قابل قبول از روند حرکتی داستان به سوی امید و امیدواری بیابد هرازگاهی خطوط کمرنگی از میل به عاشق شدن و معجزه کهربایی عشق را در زندگی باران ترسیم می‌کند که البته این ایده و تدبیر فیلمنامه‌‌ای با  انتخاب فضایی پر از آدم‌های دردمند مهیا نشده است.

گناه من به دور از نقایصی همچون پرداخت شتابزده شخصیت‌پردازی، استفاده از المان‌های تکراری همچون باران، رنگ‌های تیره و چرک برای القای مفاهیمی چون فقر و نابهنجاری و اصرار در باوراندن این مطلب که فقر و فقیر بودن ریشه اصلی مشکلات اجتماعی است می‌تواند در زمره فیلم‌های واقعیت‌گرا و فیلم‌های صرفا اجتماعی قرار گیرد که به دور از ادا و اطوارهای مرسوم این‌گونه از سینمای امروزی سعی در بیان واقعیاتی ملموس و شناخته‌شده جوامع دارد.

اصل تغییر و درجا نزدن شخصیت‌های داستان یکی از وجوه قابل تامل فیلم گناه من است. شخصیت باران از بدو فیلم که با دویدن به روی خط راه‌آهن میل به تباهی را تشدید می‌کند تا یغما و مادر باران که همگی برای فرار از باقی بودن در گودال تکرار و یکنواختی در تکاپو و حرکت‌اند.

آنچه به نوعی غیرمستقیم از نگاه موشکافانه کارگردان‌ اثر مشهود است، ترسیم عاقبت و فرجام هر یک از شخصیت ‌های قصه است. این رها نشدن فرجام شخصیت‌ها یکی از آموزه‌های مدرن فیلمنامه‌‌نویس است که هر یک از نام‌های آشنا نزد تماشاگر سرانجامی هر چند کوتاه بیابند و تصویر معقول از آنها به نمایش درآید.

فیلمساز برای تایید این آموزه‌ مهم و اساسی برای به سرانجام رسیدن موقعیت‌های سرنوشتی و تقدیر‌گرایانه عاقبتی بر اساس اعمال کاراکترها در طول قصه در نظر گرفته است. یغما می‌گریزد، اقبال تصادف می‌کند و باران در تنهایی خود می‌ماند.

جدا از مباحث فرمگرایانه و نگاه ساختاری به فیلم گناه من، انتخاب سوژه و  نوع پرداخت رویدادهای موازی قصه یکی  از امتیازهای مثال‌زدنی این فیلم محسوب می‌شود.

مفهوم حرکت و  امید به دور از پرداخت شعارگونه در بطن فیلمنامه پنهان است. اگر کارخانی به عنوان یکی از نویسندگان گناه من به جای حساسیت در بهتر تفهیم کردن فقر به تماشاگر نگاه عدالت‌مدار خود را به سکانس‌های واقع‌گرایانه‌ای همچون کفه دیگری از ترازوی زندگی اجتماعی معطوف می‌کرد آن‌وقت به جای دیدن تصاویری چرک و باران‌زده و خاکستری به منظره‌ای از همه زیبایی‌ها و زشتی‌های زندگی اجتماعی نگاه می‌کردیم.

امیر ماهرو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها