حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مرکز پزشکی شعبا سعی کرده اعضای خانواده شارون را ترغیب کند تا او را به خانهاش در مزرعه او یا جایی دیگر انتقال دهند؛ اما آنها از پذیرش شارون خودداری کردهاند.
در مرکز پزشکی شعبا 3 اتاق را به شارون اختصاص دادهاند که در یکی از آنها، او بستری است و در اتاق دوم محافظانش مستقر شدهاند و اتاق سوم به گیلاد، پسر شارون اختصاص دارد که مثلا برای کمک به پدر آنجا حضور داشته باشد؛ اما گیلاد مانند کارکنان بیمارستان از حضور طولانی و کسلکننده و زجرآور پدرش در بیمارستان کلافه شده و او را به حال خود رها کرده و در عوض در همان اتاقی که به او دادهاند، کارهای شخصی و شغلیاش را انجام میدهد. در واقع آنجا اتاق کارش شده و ملاقاتهای اداری و کاریاش با مراجعان در این اتاق انجام میشود.
هزینه نگهداری شارون در بیمارستان سرسامآور است و آن را دولت صهیونیستی میپردازد اما کارکنان بیمارستان و حتی بیماران، وجود شارون را در آنجا نمیتوانند بپذیرند.
با این که دولت هزینههای بیمارستانی شارون را متقبل شده، اما به این موضوع معترض است که چرا باید هزینه کارها و برنامههای شخصی پسر شارون را هم بپردازد که در این میان گیلاد کار خودش را میکند و فقط به فکر منافع شخصیاش است. برای افزایش برنامههای امنیتی حفاظت از جان مردی که عملا مردهای بیش نیست، شمار تختهای بیمارستان را کاهش دادهاند.
در بیمارستان شعبا کارهای عجیبی برای شارون میکنند که مضحک به نظر میرسد؛ یکی این که گزارش شده گهگاه پسرهایش، البته بجز آن پسر فرصتطلب بیمارستاننشین، شارون را روی تختی میخوابانند و برایش موسیقی کلاسیک مینوازند به این امید که از حالت کما بیرون آید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....